ایوب حاسب طبری، شمارگیر ایرانی
file:فایل اصلی PDFPIC http://www.hesabras.org/Portals/_Rainbow/Documents/%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%20%D9%88%20%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87%20%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%90%20%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%90%20%DA%A9%D9%87%D9%86.pdf
مدار اندرین جز ز یزدان سپاس تو بر تر ازو، هم مر او را شناس)ریاحی، 1349 : ص 3(
«ابو جعفر، ملقب به ش مس الدین محمد بن ایوب حاس ب طبری » از مردم آمل مازندران، مولف کتابهای «شمارنامه » و «مفتاح المعاملات » است که
از لحاظ «جامع و مش مول بودن »، در پایه والایی قرار دارد. این دو کتاب در اواخر س ده «پنجم هجری »، تالیف ش د هاند )ش یرازیان، 1368 : ص
بیس ت ودو(. محمد بن ایوب، «ش مارگر طبرستان » یکی از چند ریاضیدان و اخترشناسانی است که با نوشتن آثار متعددی در علوم ریاضی به «زبان
فارس ی »، راه آفرینش آثار علمی را در این زبان هموارتر کرده و نام خویش را در تاریخ دانش و ادب این س رزمین جاودان س اخته اس ت. برخی از
«الفاظ اصیل فارسی » که در آثار او دیده م یشود، توجه همگان را جلب می کند. «زبان فارسی » ارزش آن را دارد که در وضع و انتخاب اصطلاحات
فصیح برای مفاهیم علمی مورد بررس ی و دقت قرار گیرد )ریاحی، 1349 : ص ش ش(. در زمان حاس ب طبری، علوم ریاضی در حد کمال پیش
می رفته اس ت، به طوری که این دوره که ش امل اواخر س ده چهارم تا نیمه نخست س ده پنجم هجری قمری می شود، در تاریخ علم یکی از «ادوار
طلایی » به شمار می رود. ترقی ریاضی مانند سایر علوم عقلی در بیشتر ممالک اسلامی، بیشتر معلول نیاز مردم و «دستگاههای دولتی » بوده است
و در واقع هم «مردم » و هم «دربارها » در کارهای خود به «حساب و ریاضی » نیاز داشته اند )بینش، 1345 : ص یب(. کتابهای او به لحاظ ب هکارگیری
«زبان فارسی » و اصطلاحات ریاضی در «تاریخ علم » اهمیت دارد و از زیبایی و سادگی و فصاحت تمام برخوردار است )بینش، 1345 : ص یج(.
درگذشت حاسب طبری سال 385 قمری و یا بعد از این تاریخ بوده است )کرامتی، 1381 : ص 150 (.تاکنون از او ده رساله و مقاله به دست
آمده است )رضازاده ملک، 1385 : ص 15 تا 22 (. از تاریخ تولد وی اگاهی در دست نیست.
طبری و واژه های مربوط به حساب
محمد ایوب طبری، کلمه «ش مار » را به جای «حس اب » و «شمارنامه » را به معنای «کتاب حساب » گرفته است. واژه «شُمار » یا «شمَر » از زبان
پهلوی ساس انی آمده که گاهی هم «مَر » می گفته اند. بنابراین در زبان فارس ی، می توان واژه نادرست «ریاضیات » را که از واژه «ریاضت » آمده
اس ت )و از مضم ون این دانش هیچ نش انی ن دارد(، به «راز و مَر » تبدیل کرد. کلم ه «راز » که در واژه های «تراز » و «ت رازو » آمده، به معنای
«مقایس ه کردن » اس ت، همچنین واژه «مَر » به معنای «محاس به کردن » اس ت که این دو کلمه بر روی هم، «مضمون و جوهر ریاضیات » را
می رس اند )ش هریاری، 1383 : ص 9(. کتابهائی نظیر ش مارنامه، مفتا حالمعاملات، التفهیم بیرونی، به جز آشنایی با دانش ریاضی، ما را با
برخی «اصطلاحهای فارس ی » مانند «افزودن » )به جای جمع(، «کاس تن » )به جای تفریق(، «زدن » )به جای ضرب(، «بخش کردن » )به جای
تقسیم(، آشنا می کند )شهریاری، 1383 : ص 9(.
حاسب طبری و «سیاق »
حس ن انوری در کتاب «اصطلاحات دیوانی دوره غزنوی و س لجوقی » . . . نکته ای آورده و نوشته اس ت: " ش مار به معنی حساب است و در
اصطلاح دیوانی دوره غزنوی به مفهوم «علم حس اب » که مس توفیان ب هکار می بردند، یعنی «علم س یاق » بوده است، همچنان که «ابوالفضل
بیهقی » در باره یکی از دیوانیان می گوید که او «شمار » و «دبیری » نمی داند".
همانطور که پیش از این یادآور ش دم، قدما س یاق را علم نمی دانس تند، لیکن می توان گفت «حس اب « ،» علم » بوده است و «سیاق « ،» شکل و
روش ی برای نگارش اعداد ». مراد از «ش مار » در تاریخ بیهقی، همان «علم حساب » است به قرینه آن که «شمارنامه طبری » محتوی بر )= شامل(
مباحث «علم حس اب » اس ت )افش ار و فروغی اصفهانی، 1378 : ص 33 (. ظاهراً ریاضیدانانی که عالم بر «علم حس اب » بودند، «سیاق نویسی »
را «علم » نم یدانس تند و برای آن مرتبت پس ت تری از «حس اب دانی » قائل بودند. شاید به همین ملاحظه است که در متون حساب قدیم مانند دو
کتاب «شمارنامه و مفتاح المعاملات »، فصل مخصوصی را به طریقه سیاق نویسی تخصیص نداده اند )افشار و فروغی اصفهانی، 1378 : ص 49 (.
طبری و واژه «مال »
«مال » در ریاضی قدیم اصطلاح مشهوری بوده است. در فرهنگها نوشته اند که مال همان «مجذور » است با این تفاوت که مال بیشتر در «جبر
شماره 58 اردیبهشت 3 1390
و مقابله » به کار می رود و مجذور در «حس اب » یا «عددیات » )آنندراج( )بینش، 1345 : ص 127 و 128 (. واژه «مال » در ش مارنامه در موارد
مختلفی به کار رفته از جمله، در تقسیم مال یا سطر مال )سطرالمال( به معنی «مقسوم » یا «عدد مفروض » آمده است و در مبحث کعب وجذر
نیز «مال کعب » )توان پنجم( به معنی «عدد مفروض » به کار رفته اس ت. ظاهراً «مال » گاهی به معنی «مطلق مقدار » اس تفاده می ش ده است
)بینش، 1345 : ص 128 (. واژه «مال » در مفتا حالمعاملات به معنی مقدار، عدد و گاهی نیز «عدد کل » به کار رفته است؛ مانند مال اصل، مال
اصم، مال امتحان، مال بخش ش )= مقس وم(، مال حاصل قسمت، مال طلب کرده، مال زیان، مال زیان کرده، مال فروختن، مال مجذور،
مال مربع، مال مضروب، مال مقسوم و مال مقسوم علیه )ریاحی، 1349 : ص 242 و 243 (.
نحوه تبدیل «کسرهای اعشاری » به «دستگاه شصتگانی »
جذر 5 و کعب 12 که توسط «حاسب طبری » به دست آمده چنین است:
000 ~~ × 2236 =2 + ر 000 ر 5√ = 5√ 1 1 236
1000 1000 1000
~~ 000 ر 000 ر 12 √ = 12 √
1 1 × 228 =2 + 28
100 100 100
3 3
و چون هنوز «کسرهای اعشاری » اختراع نشده بود، طبری کسرهای 236 تقسیم بر 1000 و 28 تقسیم بر 100 را به «دستگاه شصتگانی »
برده است )کرامتی، 1381 : ص 150 (.
دو کت اب از حاس ب طبری اهمیت بیش تری دارند که هر چند زبان این دو کتاب فارس ی اس ت، ولی به صورتی اس ت ک ه آنچنان که باید
روان و س اده نیس ت. این دو رس اله به دو بخش الف( و ب( تقسیم می ش ود. بخش الف( اختصاص به «شمارنامه » و بخش ب( مختص به
«مفتاح المعاملات » است.
کتاب «شمارنامه »
رس اله فارس ی «شمارنامه » را باید یکی از آثار گمش ده «محمد بن ایوب طبری » ریاضیدان معروف قدیم ایران، به شمار آورد )بینش، 1345 :
ص ه(. این کتاب از روی نس خه آس تان قدس رضوی، انتش ارات بنیاد فرهنگ ایران و با مقدمه و تعلیقات، به کوش ش «تقی بینش » و در
1100 نس خه در خرداد 1345 چاپ ش ده است )ریاحی، 1349 : ص شانزده(. درباره مولف «شمارنامه » که در قرن چهارم هجری می زیسته،
اطلاع زیادی در دس ت نیس ت. قدیمترین سندی که وجود دارد، تتمه «صوان الحکمه » و ترجمه فارسی آن «درة الاخبار » تالیف «علی بن زید
بیهقی » در 560 هجری اس ت )بینش، 1345 : ص ز(. تنها نس خه ای که از «ش مارنامه » در دست داریم و گویا نسخه منحصر به فرد باشد، در
قرن نهم تحریر ش ده و چند صد س الی میان تاریخ «تالیف » و تاریخ «تحریر » کتاب فاصله افتاده است )بینش، 1345 : ص یط(. «شمارنامه »
در «علم حس اب » اس ت و س ه فصل دارد، و در مجموع دارای 64 باب می باشد که یک نس خه یگانه آن به تاریخ 22 ذیحجه سال 871 و به
در زبان فارسی
م یتوان واژه نادرست «ریاضیات » را
که از واژه «ریاضت » آمده است
به «راز » و «مر » تبدیل کرد
4 شماره 58 اردیبهشت 1390
شماره عمومی 6652 ، در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است )قربانی، 1375 : ص « .)444 شمارنامه » دارای 111 صفحه است.
ارزش علمی «شمارنامه »
«ش مارنامه » بدون تردید یکی از «بهترین » و «علمی ترین » ماخذها بوده اس ت. این کتاب در روزگار خود به عنوان «مرجع » اس تفاده می شد،
لیکن امروز بیش تر از لحاظ «تاریخ حس اب » اهمیت دارد. همچنین ارزش ش مارنامه از لحاظ «زبان و ادب فارس ی » نیز بس یار گران اس ت
)بینش، 1345 : ص یح و یط (. عبارتهای ش مارنامه در عین اختصار و ایجاز، س اده است و همین «سادگی بیان » در «کتابهای علمی » است
که موجب زیبایی بیش تر گردیده اس ت. همین طور «اصطلاحات علمی و معادلهای فارس ی » آنها که جای به جای این کتاب آمده بس یار مهم
است و بعضی از این واژه ها «جنبه اختراعی » دارد )بینش، 1345 : ص ک(.
شمارنامه و علم حساب
طبری در مقدمه شمارنامه چنین می گوید: "پس ما هر چه واجب بود از اصول این علم )علم حساب( گرد آوردیم و آن را شمارنامه خواندیم،
در عبارت ی مختصر و به «فهم نزدیک » ")ریاحی، 1349 : ص بیس ت وچهار (. به نظر می رس د واژه «ش مار » که «محم د بن ایوب » به جای
«حساب » به کار برده، در زمان او واژه مانوسی بوده است )بینش، 1345 : ص یب (. شمارنامه را «حساب » معنی کرده اند و کتابِ دیگرِ مولف
شمارنامه )یعنی کتاب مفتاح المعاملات( را «کتاب حساب » . امّا آنچه از کتاب حاضر بر می آید، ظاهراً واژه « شمار » به معنی «عمل حساب » و
«حساب عملی » و نه «مطلق حساب » است )ریاحی، 1349 : ص 240 (. واژه «شمار » در «شمارنامه »، فراوان ب هکار رفته و بیشتر در مواردی
که قاعده یا صورت مس ئله را بیان می کند، آنگاه حل مس ئله یا عملهای ریاضی را تحت عنوان «ش مارش » می آورد. دربِ نخستین از فصلِ
نخستین، در دانستن معنی «شمار » است و آن را چنین آغاز م یکند: " شمار، به کار داشتن عدد است" )ریاحی، 1349 : ص یو(.
امتیاز شمارنامه
«ش مارنامه » یا «کتاب حس اب »، شامل یک دوره «حساب نظری قدیم » اس ت )بینش، 1345 : ص یح(. شمارنامه شامل یک دوره «حساب
مقدماتی » اس ت و نس بت به کتابهای مشابه «امتیازاتی » دارد. مثلاً اگر شمارنامه را با «بخش حساب التفهیم » مقایسه کنیم، متوجه می شویم
که کار «بیرونی » با همه ارزش و اعتباری که دارد، به پای شمارنامه نمی رسد )بینش، 1345 : ص 240 (.
عكس صفحه اول كتاب شمارنامه، نسخه محفوظ در كتابخانه آستان قدس عكس صفحه آخر كتاب شمارنامه، نسخه محفوظ در كتابخانه آستان قدس
شماره 58 اردیبهشت 5 1390
میزان و امتحان
«آزمایش درس تی اعمال حس اب » را «میزان » یا «امتحان » می نامند. این کلمه در «ش مارنامه » چندین بار آمده اس ت؛ میزان ضرب یعنی امتحان
ضرب، میزان قسمت یعنی امتحان قسمت، میزان جذر یعنی امتحان جذر، میزان کعب یعنی امتحان کعب، و . . . همان طور که با «ترازو » دو جسم
را میزان م یکنند و می سنجند، در «حساب » نیز جواب محاسبه را م یشود «امتحان » کرد و اگر با «اعداد مفروض » میزان شد، می توان به این نتیجه
رسید که محاسبه درست بوده است. امتحانی که در شمارنامه مورد بحث قرار گرفته است، تا این اواخر در «حساب کلاسیک » متداول و به «امتحان
نه نه » معروف بود )حساب مترجم همایون(، دلیل آن این است که باید اعداد را «نه نه حساب » کرد و به اصطلاح «طرد » یا «طرح » کرد. قاعده «طرح »
و یا «طرد نه نه » این است که ارقام یک عدد را بدون در نظر گرفتن مراتب آن و به اصطلاح ریاضی «مقدار مطلق عدد » را با هم جمع م یکنند و هر
چه شد از آن تا حد امکان )عددِ( «نه » را بر می دارند. لازم به ذکر است در «شمارنامه » به جای «جمع مقادیر مطلق »، تعبیر «برهم گرفتن » ذکر شده
است. نکته مهم درباره «امتحان نه نه » این است که خیلی مطمئن نیست و گاهی غلط در می آید )بینش، 1345 : ص 119 و 120 (.
قاعده محو و اثبات
در «ش مارنامه » اصطلاح «س تردن » معادل «محو » است. در حس اب قدیم قاعده «محو و اثباتی » حاکم بوده است، به این معنا که وقتی اعداد
را با هم «جمع » می کرده اند و به «ده بر یک » یا «بیس ت بر دو » و امثال آن می رس یده اند، عدد قبلی را محو می کرده و به جایش عدد دیگری
می نوش ته اند. «طبری « ،» محو و اثبات » را به س تردن )= مَحو( و نهادن )= اثبات( برگردانده است، بنابراین در مبحث جمع، هم هجا ستردن،
کنایه از اثبات است )بینش، 1345 : ص 122 (.
در افزودن «کسور بر کسور »
در متن « ش مارنامه » آمده اس ت: "کسور بر کسور نتوان افزود تا هر دو کس ر را به یک مخرج نسبت ندهند". اصطلاح «افزودن کسور بر کسور »، به
واژگان امروز، همان «مخرج مشترک » گرفتن است )بینش، 1345 : ص 49 (. قاعده مخرج مشترک گرفتن در «شمارنامه » هنوز در مدارس تدریس
می شود و عبارت است از ضرب مخرجها در یکدیگر )جلد سوم حساب تالیف مترجم همایون چاپ 1341 ه.ق ص 283 ( )بینش، 1345 : ص 144 (.
تبدیل واژه های فارسی قدیم
تقس یم کردن = قس مت کردن = پخش یدن. در مورد کلمه «بخش یدن » و مش تقات آن مثل «بخشش » که در ش مارنامه آمده است این بحث
ضرورت دارد که بعضی با «پ » صحیح م یدانند. در شمارنامه «بخشیدن « ،» ببخشیم « ،» بخش هم یکنیم » و نظایر آن زیاد آمده است و همه
جا باب است. در نهایت کاتب به رسم قدیم، بین «ب » و «پ » فرقی نگذاشته است . . . اما اصطلاحی که برای «تقسیم کردن » به کار می رود
عبارت است از «قسمت » و «بخشیدن » به جای «تقسیم مال مقسوم » و به تعبیری «سطرمال » به جای مقسوم یا عدد مفروضی که می خواهیم
تقس یم کنیم )بینش، 1345 : ص 129 (. قابل ذکر اس ت در متن فارسی ش مارنامه، متاسفانه قسمتهای اساسی و مهم آن مغلوط چاپ شده
است و هنوز آنچنان که باید مطالب ریاضی آن مورد نقادی قرار نگرفته است )کاشانی نامه، ص 61 (.
«شمارنامه » بدون تردید
یکی از «بهترین » و «علم یترین » ماخذها بوده است
این کتاب در روزگار خود
ب هعنوان «مرجع » استفاده م یشد
6 شماره 58 اردیبهشت 1390
اصطلاحات شمارنامه
از «اصطلاحات مختلف » در «متن شمارنامه » استفاده شده است مانند:
الف( «بالایین » در مقابل «زیرین » )ص « ،)15 ش ازده » به جای «ش انزده » )ص « ،)16 س یوم » یا «سِیٌم »
برای «سوم » )ص « ،)36 ستسو » به جای «سه تسو » )واحدی مساوی 241 مثقال( )ص « ،)54 پنجدانگ »
به جای «پنج دانگ » )ص 71 ( و «سیک » به جای «سه یک » )ص 104 (.
ب( ساختن ترکیبات قیاسی نظیر «عشرات گاه » به جای «دهگان » )ص 12 (.
ج( بعضی از این واژه ها س اخته خود طبری اس ت و جنبه «اختراعی دارد »؛ مانند «زدن « = » ضرب کردن »
)ص 22 (.
د( و نیز در «متن شمارنامه » کلمات، «رفتن » و مشتقات آن به معنی «کم کردن » است؛ مانند برفتیم )یعنی
کم کردیم( )ص 20 (، برویم )یعنی کم کنیم( )ص 21 (، میرویم )یعنی کم می کنیم( )ص 21 (.
فهرست منتخب واژ ههای شمارنامه
در پایان ش مارنامه «فهرس ت اصطلاحات علمی ش مارنامه » از ص 153 تا 160 آمده که این فهرست کار
محققان را آس ان می کند. برای گزینش «معادل فارس ی اصطلاحات ریاضی » در «حس ابداری و حسابرس ی »، علاوه بر استفاده از واژ ههای
عربی در «علوم مالی »، واژ ههایی می توان «س اخت » و ایجاد کرد که در آنها از «فارس ی اصیل » استفاده شده است. واژه های مورد استفاده به
این شرح است: آمدن، افزایش، افزودن، افگندن، بخشیدن، بره مافزودن، دانگ، پنج پیش یک، چندانک، چهاریک، حاصل، دوخمس،
دوس ه یک، سیک، دینار، رفتن، سیم، س ه چهاریک، سه یک، شش ربع، شش یک، شش س دس، نه نه طرح کردن، عشراتگاه، عوض ده،
فراز، فرد، فروزیرآمده، فرونهادن، کاستن، کاهانیدن، کمتر، محوکردن، مخر جدوگانه، میزان، نسب تکردن، نهادن، دوچنانک، نی مکردن.
به قصد نشان دادن سیاق و روشِ حلِ مسایلِ کتاب «شمارنامه »، به «دو » نمونه زیر اکتفا م یکنیم:
باب یازدهم )ص 25 و 26 (، در میزان قسمت 1:
اما میزان قس مت درس تی عمل را آنس ت که چون سطر مال و سطر مقسوم علیه بنهیم، میزان سطر مال بر گیریم یعنی آن را به صورت آحاد
بر هم گیرد 2. و نه نه ) 5 آ( طرح کند، آنچ بماند بنهد و بقسمت مشغول شود چون حاصل من القسمه معلوم ....
م نالقس مه معلوم ش ود میزان وی نیز برگیرد و در میزان مقس وم علیه ضرب کنیم 3. و اگر از سطر مال چیزی مانده باشد میزان وی نیز بر
گیریم و با ضافت مضروب بریم و اگر از سطر مال هیچ نمانده باشد، خود قدر باشد.
مثال: خواستیم که 9886504 را بر 909 قسمت کرد هایم میزان مال بر گیریم و آن چهار یافتیم، بر گرفتیم و نگاه داشتیم بعد از عمل قسمت
که حاصل این بود پس میزان باقی قسمت بر گرفتیم چهار بود 4:
10876
220
909
در میزان مقسوم علیه که نُه بود ضرب کردیم 5. حاصل سی وشش آمد. و میزان مال که نهاده ایم و آن چهار 6 است بر وی افزودیم تا چهل
شد. نُ هنُه طرح کردیم چهار بماند و همان میزان بود که در اول نهاده بودیم، و جمله برین کردار بود.
زیرنویس:
1 - امتحان تقسیم است به قاعده نُ هنُه، رک. تعلیقات
-2 التفات است از متکلم به مغایب، بر هم گیرد یعنی مقادیر مطلق آن را با هم جمع کند
-3 اینجا ه مالتفات است از مغایب، به متکلم
-4 باقیمانده 220 است و می شود 4 = 2 + 2
شماره 58 اردیبهشت 7 1390
-5 مقسوم علیه 909 است 18 9 ... 9 + یعنی 2 × 9 یا 9 + 9
6 - مقسوم 10876 1ست که می شود 22 = 6- 7 + 8 + 0 + 1 دو 9 کم می شود باقی می ماند 4 = 4 18 = 22
باب دهم )ص 59 و 60 (، در نهادن صحاح و کسور 1:
و اين چنان باشد که عدد صحاح را بر بالا بنهيم و جزو در زير او ) 9 ب( و مخرج در زير جزو. چنانک پنج و ربعی برين صورت بود 2 :
5
1
4
و يکی و ربع و سدسی، برين صورت 3:
1
5
12
و سه ثلث و ربع برين صورت 4:
3
7
12
اين قدر کفايتست و السلم.
در پایان ش مارنامه این جمله آمده اس ت: "... و از درازای عمل بی مثال بگذاش تیم و بدین ختم کردیم که این قدر کفایتس ت. الحمداالله
ر بالعالمین. و تمت بالخیر و السعاده فی الثانی عشرین ذی الحجه سنه الحدی و سبعین و ثمانمایه )یعنی دهه دوم ذی الحجه سال 871 (".
زیرنویس:
-1 صحاح و کسور رويهم يعنی، عدد کسری
5 1 عدد بالا عدد صحيح و دو عدد زير کسر است، 1 صورت و 4 مخرج
4 -2
2 يعنی، سدس
12
3 يعنی، ربع و
12
-3 . ؟؟.. و 5 عبارتست از
3 يعنی، ربع
12
4 يعنی، ثلث و
7 عبارتست از 12
3 7 و 12
12 -4
پانویس
-1 شمارنامه، شورایعالی انقلاب فرهنگی، کمیته فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، 200« مقاله » یا »Lectures 200«
منابع:
• افشار ایرج، محمد مهدی فروغی اصفهانی، فروغستان، مرکز نشر میراث مکتوب، 1378
• بینش تقی، شمارنامه، محمد بن ایوب طبری، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، از روی نسخه خطی آستان قدس رضوی، 1345
• رضازاده ملک رحیم، کتاب زیج مفرد، دوره جدید سال چهارم، ضمیمه شماره 11 ، 1385
• ریاحی محمد امین، مفتاح المعاملات، محمد بن ایوب طبری، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، تیر ماه 1349
• شهریاری پرویز، تاریخ ریاضیات، کتاب کوچک ریاضی، شماره 28 ، 1383
• شیرازیان جما لالدین، لب لحساب، علی بن یوسف بن علی منشی، 1368
• قربانی ابوالقاسم، زندگینامه ریاضیدانان دوره اسلامی، نشر دانشگاهی، 1375
• کرامتی یونس، در قلمرو ریاضیات، انتشارات اهل قلم، 1381
www.loghatnaameh.com./dehkhodaworddetail-8772cd904f7342ada8b
آمل جزیره علم و دانش جهان است (حضرت فیلسوف علامه آیت الله جوادی آملی حفظه الله)