آیت الله حاج میرزا هاشم آملی
ن : آم شهر ت : پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ز : 11:10
عالمی بزرگ مردی زنده دل ادیبی سیاس و حکیمی بارز ،میرزا هاشم اردشیر لاریجانی،معروف به میرزا هاشم آملی در سال 1278هجری شمسی در روستای پردمه لاریجان، در شهر علم و فلسفه شهر آمل، به دنیا آمد. خانه ساده مرحوم میرزا محمد کودکی به دنیا آمد که نامش را هاشم گذاشتند. مادرش شب تولد وی، در خواب دیده بود که ستاره ای ازآسمان فرود آمد و او آن را در آغوش کشیده، در میان پارچه ای قرارداده بود. با تولد این ستاره دیدگان همه روشن شد و سیمای کودک نورسیده از آینده ای درخشان و چهره ای تاب ناک نوید می داد. دوران کودکی را در دامان پاک پدر و مادر باتقوایش پشت سر نهاد و پس از فراگیری قرآن و تحصیلات ابتدایی، با استعداد سرشاری که داشت و عشق به تحصیل علوم دینی که از ابتدا در آن نمایان بود به فراگیری ادبیات عرب و مقدمات علوم نزد مرحوم آقا سید تاج و آقا شیخ احمد آملی پرداخت و تا مرحله سطوح را در همان شهر فراگرفت.در دوران کودکی، به فراگیری ادبیات عرب و مقدمات علوم نزد آقا سید تاج و احمد آملی پرداخت و تا مرحله سطوح را در همان شهر فراگرفت . در سیزده سالگی، برای ادامه تحصیل به حوزهٔ تهران رفت و به مدرسهٔ سپهسالار که زیر نظر سید حسن مدرس اداره می‌شد رفت و تا بیست و پنج سالگی در آن مدرسه به فراگیری علوم دینی پرداخت. میرزا محمدرضا فقیه لاریجانی، سید محمد تنکابنی، میرزا یدالله نظرپاک، محمدعلی لواسانی، میرزا طاهر تنکابنی، میرزا ابوالحسن شعرانی و محمدعلی شاه‌آبادی از اساتید وی در این مدت بودند.در سال 1305 به قم رفت. او در آنجا در درس عبدالکریم حائری یزدی، محمد حجت کوه‌کمری، محمدعلی شاه‌آبادی و محمدعلی حائری قمی حاضر شد و در مدت شش سال از آنان بهره برد. وی در این مدت دروس فقه، اصول، رجال، حدیث، فلسفه و عرفان را فرا گرفت.وی پس از دریافت اجازه اجتهاد از عبدالکریم حائری یزدی و محمد حجت کوه‌کمری، به حوزهٔ نجف مهاجرت کرد. درنجف به سال 1351 در مدرسه بزرگ آخوند ساکن شد و در درس فقه و اصول سید ابوالحسن اصفهانی، آقاضیاءالدین عراقی و میرزای نائینی حاضر شد.پس از تصویب قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی، در مهرماه 1341و اعتراض مراجع تقلید، وی یکی از چهره‌های سرشناس مبارز روحانیت بود. نام وی همواره ذیل اعلامیه‌های دسته جمعی مراجع تقلید دیده می‌شد.وی از اولین کسانی بود که دولت منتخب امام را تأیید کرد.ایشان در دوران انقلاب از جمله فقها و آیاتی بودند که همواره از امام عالیقدر به عنوان رهبری انقلاب و مقام امامت یاد می‌کردند و همراه و همگام با امام در دوران مبارزه و انقلاب بودند و اعلامیه‌های باقیمانده از آن عالم بزرگوار شاهد بر این مدعاست.پس از فوت امام و انتخاب آیت الله خامنه‌ای به مقام رهبری انقلاب، ایشان طی نامه‌ای بیعت خود را با معظم له اعلام کرده و تاکید کردند: انتخاب شایسته حضرتعالی که فردی دانشمند و اسلام‌شناس و صاحب درایت هستید از جانب مجلس خبرگان، مایه امیدواری و تسکین است.آیت اللّه میرزا هاشم آملی به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بسیار عشق می ورزید. هرگاه نام امیرمؤمنان علی علیه السلام را می آورد، اشک در دیدگانش حلقه می زد و زمانی که از خواب بر می خاست، به شوق امیرمؤمنان بر آن حضرت درود می فرستاد و می فرمود: "السلام علیک یا امیرالمؤمنین و رحمة اللّه و برکاته".ایشان در مجلس عزایی که در ده شب اول ماه محرم درمسجد اعظم قم بر پا می کرد، با صدای بلند گریه کرده و اشک می ریخت. هر صبح جمعه هم در منزل ایشان مجلس ذکر مصیبت امامان بر پا بود و این سنت نیک را سالیان طولانی ادامه دادند. آیت اللّه میرزا هاشم آملی به زیارت عاشورا و جامعه کبیره اهمیت می داد و آن دو را بسیار می خواند.مرحوم آیت اللّه العظمی میرزا هاشم آملی، یکی از چهره های سرشناس مبارز بود که با شروع برنامه های ضد اسلامی رژیم منحوس شاهنشاهی، در قالب تصویب قانون انجمن های ایالتی و ولایتی در سال 1341 ش، عمق فاجعه را احساس کرده و بی درنگ به میدان آمدند، به طوری که نام ایشان همواره ذیل اعلامیه های دسته جمعی مراجع تقلید دیده می شد. خانه اش محل شور و گردهمایی مبارزان و دیدگاه وی، روشن گر راه مبارزه بود. هم چنین نماز جماعت ایشان در حیاط مدرسه خان (آیت اللّه بروجردی فعلی)، محل اجتماع روحانیان مبارز بود.آیت اللّه العظمی میرزا هاشم آملی، در پی تدریس طولانی درحوزه های علمیه نجف اشرف و قم، شاگردان بسیاری را در محفل درس خود پرورش داد و آنان رابه سر منزل مقصود رسانید. شاگردانی که از اساتید و علمای بزرگ حوزه های علمیه به شمار می روند. آیت اللّه جوادی آملی که مدت پنج سال در درس ایشان شرکت کرده بود، درباره استادشان می گوید: "مرحوم آیت اللّه میرزا هاشم آملی، بسیار به پرورش شاگرد علاقه مند بودند و تقریرات درس را دقیقا مورد مطالعه قرار می دادند". برخی شاگردان آن بزرگوار عبارتند از: حضرات آیات مکارم شیرازی، شیخ جوادتبریزی، محمدهادی معرفت، صالحی مازندرانی، محمدی گیلانی و سید جعفر کریمی. علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی ، صادق لاریجانی، استاد حوزه علمیه قم و مدرس علم کلام و فلسفه اسلامی و رئیس قوه قضاییه، محمدجواد لاریجانی، استاد دانشگاه، عضو شورای امنیت ملی کشور، عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و رئیس مرکز پژوهشهای مجلس و مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات،فاضل لاریجانی، عضو کمیسیون مشورتی شورای عالی انقلاب فرهنگی. باقر لاریجانی، داماد علامه حسن زاده آملی، پزشک و فوق‌تخصص غدد، استادیار دانشگاه تهران و رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران از فرزندان ایشان هستند.آیت اللّه العظمی میرزا هاشم آملی در رفتار و گفتار به اولیای خدا علیهم السلام اقتدا کرده بود. خوش بیان، خوش برخورد و خوش اخلاق بود. با مردم مأنوس بود و بیش تر کارهای دفترش را خود انجام می داد. آیت اللّه جعفر سبحانی درباره ویژگی های اخلاقی آن بزرگ می فرماید: "آیت اللّه میرزا هاشم آملی، مردی مهربان و بسیار خوش مجلس بود. در بحث و گفت و گو جانب انصاف را از دست نمی داد و از شرایط زمان دور نبود و ضرورت ها را درک می کرد". دکتر سید جعفر شهیدی نیز که مدتی با آیت اللّه میرزا هاشم آملی رحمه الله در نجف همراه بود درباره ایشان می گوید: "ایشان خلق و خوی نرمی داشت و بسیار متواضع و غالبا بشاش و گشاده رو بودند".آیت اللّه میرزا هاشم آملی، از اوان جوانی در تحصیل دانش بسیار کوشا بود و هیچ چیز او را از این کار باز نمی داشت و در سایه همین کوشش ها بود که توانست قله های رفیع علم و دانش را فتح کند. ایشان به تدریس نیز بسیار اهتمام می داد و حتی در مواقع بیماری هم از آن دست بر نمی داشت.یکی از شاگردان قدیمی ایشان می گوید: "روزی آیت اللّه العظمی آملی به درس تشریف آوردند و علائم بیماری در چهره ایشان نمایان بود، فرمود: من امروز تب داشتم و حالم مساعد نبود، ولی برای تعطیل نشدن درس آمدم". آیت اللّه حسن زاده آملی نیز می فرمود: "روزی به دیدن و عیادت ایشان رفتم، مشاهده کردم آقا سخت مضطرب است وبی تابی می کند. عرض کردم: آقا، چرا این قدر بی تاب هستید و مضطربید؟ فرمود: بی تابی من برای این است که درسم تعطیل شده است".آیت اللّه میرزا هاشم آملی علاقه ویژه ای به حضرت امام رحمه الله داشتند و همواره از رهبر کبیر انقلاب اسلامی، با عنوان "امامُ المسلمین" یاد می کردند. ایشان پیروی از دستورهای حضرت امام رحمه الله را واجب دانسته و می گفتند: "نظر من در مسائل کشور همان است که امام می گویند". هنگام پیروزی شکوه مند انقلاب اسلامی و ورود پربرکت حضرت امام رحمه الله به ایران اسلامی، آیت اللّه میرزا هاشم آملی در پیامی، پیروزی انقلاب و تشریف فرمایی امام را گرامی داشته و مدتی بعد به تهران رفته و همراه با شهید مطهری، در مدرسه رفاه با حضرت امام رحمه الله ملاقات کردند.سرانجام روح والای آیت اللّه العظمی آملی، پس از 91 سال تلاش و کوشش در راه و گسترش معارف اسلامی و پشت سر نهادن یک دوره بیماری، در عصر روز جمعه چهارم رمضان 1413 ق (7 اسفند 1371 ش) به آسمان ها پرکشید. پس از تشییع باشکوه، پیکر مطهر آن مرحوم به آرامگاه ابدی انتقال یافته و در حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام مسجد بالاسر، کنار مرقد مرحوم شهید مطهری رحمه الله و علامه طباطبایی رحمه الله به خاک سپرده شد.


.:: ::.


استاد علامه ابوالفضائل فیلسوف حسن زاده آملی
ن : آم شهر ت : پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ز : 11:10
شیخ عارف، فیلسوف،کامل مکمّل، واصل به مقام منیع قرب فریضه، حضرت راقی به قله های معارف الهی، و نائل به قلّه بلند و رفیع اجتهاد در علوم عقلیه و نقلیه، صاحب علم و عمل، و طود عظیم تحقیق و تفکیر، حِبر فاخر و بحر زاخر و عَلَم علم، عارف مکاشف ربانّی، فقیه صمدانی عالم به ریاضیات عالیه از هیئت و حساب و هندسه، عالم به علوم غریبه و متحقق به حقائق الهیه و اسرار سبحانیه، مفسِّر تفسیر انفسی قرآن فرقان، استاد اکبر، معلم اخلاق، مراقب ادب مع الله و مکمل نفوس شیّقه الی الکمال، آیه الله العظمی حضرت علامه ذوالفنون جناب حسن بن عبدالله طبری آملی (حفظه الله تعالی) که به «حسن زاده» شهرت دارندزندگی نامه:در اواخر سال 1307 هجری شمسی در روستای ایرای لاریجان آمل متولد و در حجر کفالت و تحت مراقبت پدر و مادری الهی، بزرگوار و اهل یقین، تربیت و از پستان پاک مادری عفیفه صدیقه طاهره و پاک از ارجاس حین الولادهکه پستان معرفت و اخلاص و صداقت بود، شیر نوشیدند و پرورش یافتند.در حالی که شش ساله بودند، به مکتبخانه خدمت یک معلم روحانی شرفیاب شدند و پیش او خواندن و نوشتن یاد گرفتند و تعدادی از جزوات متداول در مکتبخانه های آن زمان را خواندند، تا اینکه در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفتند.پس از آن وارد دوره ابتدایی شدند. تاریخ ورود حضرت استاد (حفظه الله تعالی) به مدرسه روحانی (حوزه علمیه) مهرماه سال 1323 هجری شمسی مطابق با شوال المکرم سال 1363 هجری قمری بود.تحصیلات کتب ابتدائیه را که در میان طلّاب علوم دینیّه معمول و متداول است از نصاب الصبیان و رساله عملیه فارسی آیه الله سید ابوالحسن اصفهانی (چون ایشان مرجع علی الاطلاق در آن زمان بودند) و کلیات سعدی، گلستان سعدی و جامع المقدمات و شرح الفیه سیوطی و حاشیه ملا عبدالله بر تهذیب منطق و شرح جامی بر کافیه نحو و شمسیه در منطق و شرح نظام در صرف، مطوّل در معانی و بیان و بدیع و معالم در اصول، تبصره در فقه و قوانین در اصول تا مبحث عام و خاص را در آمل که همواره از قدیم الدهر واجد رجال علم بوده، از محضر مبارک روحانیین آن شهر آیات عظام و حجج اسلام: محمد آقا غروی و آقا عزیزالله طبرسی و آقا شیخ احمد اعتمادی و آقا عبدالله اشراقی و آقا ابوالقاسم رجائی و غیرهم که همگی از این نشأه رخت بربسته اند و به ریاض قدس در جوار رحمت ربّ العالمین آرمیده اند، فرا گرفتند و نیز از حضرت آیه الله عزیزالله طبرسی تعلیم خط می گرفتند تا اینکه خود حضرتش در آمل چند کتاب مقدماتی را تدریس می کردند.مهاجرت به تهران:پس از آن در شهریور 1329 هجری شمسی به تهران آمدند و چند سالی در مدرسه مبارک حاج ابوالفتح (رحمه الله علیه) به سر بردند و باقی کتب شرح لمعه از عام و خاص قوانین تا آخر جلدین آنرا در محضر شریف مرحوم آیه الله آقا سید احمد لواسانی (رضوان الله تعالی علیه) درس خواندند.و بعد از آن چندین سال در مدرسه مبارک مروی به سر بردند. و به ارشاد جناب آیه الله حاج شیخ محمد تقی آملی (قدس سره) به محضر مبارک علامه حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی (اعلی الله مقامه) رسیدند و آن بزرگوار چون پدری مهربان، سالیانی دراز در کنف عنایتش، همّ خویش را به تربیت و تعلیم ایشان مصروف داشت – به مدت 13 سال – و از فنونی چند دری بروی ایشان گشود.از منقول تمام مکاسب و رسائل شیخ انصاری (قدس سره) و جلدین کفایه آخوند خراسانی (قدس سره) و پس از آن کتاب طهارت و کتابهای صلوه و خمس و زکات و حج و ارث جواهر را به صورت درس فقه خارج استدلالی محققانه، تا اینکه مطمئن شد و باور نمود که بر استنباط فروع از اصول تواناست. آنگاه حضرتش را به تصدیق مُنّه استنباط و قوه اجتهاد مشرف ساخت.از معقول اکثر شرح خواجه طوسی (قدس سره) بر اشارات ابن سینا (قدس سره) و اکثر اسفار ملاصدرا (قدس سره) و کتاب نفس و حیوان و نبات و تشریح شفای شیخ الرئیس که از کتاب نفس تا آخر طبیعیات شفاء است. از تفسیر تمام دوره تفسیر مجمع البیان طبرسی از بدو تا ختم آن.مهاجرت از دارالعلم تهران به شهر مقدّس قم:در دوشنبه 25 جمادی الاول/ سال 1383 هجری قمری برابر با 22 مهر 1342 هجری شمسی به قصد اقامت در قم، تهران را ترک گفته اند.بعد از ورود به قم، تدریس معارف حقّه الهی و تعلیم فنون ریاضی را شروع کردند.علوم:از کتب قرائت و تجوید:شرح شاطبیه به نام «شراج المبتدی و تذکار المقری المنتهی» که شرح علامه شیخ علی بن قاصح عذری بر قصیده لامیه منظومه علامه شیخ قاسم بن فیره رعینی شاطبی در علم قرائات است. این قصیده 1375 بیت دارد که قافیه همه ابیات فقط «لام» است. مطلع این ابیات:بَدَأتَ ببسم الله فی النّظم اوّلا،تبارک رحمانا رحیما و موئلاً،و مختوم این ابیات:و تبدی علی اصحابها نفحاتها،بغیر تناهِ زربنا و قرنفلا،می باشد. شرح شاطبیه (در علم قرائات و معرفت قاریان) از کتابهای درسی بود که در مراکز علمی خوانده می شد و استاد علامه شعرانی (قدس سره) آنرا پیش پدرش خوانده بود.از کتب ریاضی و نجوم،رساله فارسی ملاعلی قوشچی در علم هیئت شرح قاضی زاده رومی بر «الملخّص الهیه» از مؤلفات محمّد بن محمود خوارزمی چغمینی معروف به «شرح چغمینی». استدراک بر تشریح الافلاک شیخ بهایی تألیف علامه شعرانی کتاب «الاصول» مشهور به اصول اقلیدس صوری به تحریر خواجه طوسی که حاوی پانزده مقاله در حساب و هندسه است که همه مسائلش به براهین ریاضی مبرهن است.اُکَرمالاناوس به تحریر خواجه طوسی،اُکَر ثاوذوسیوس در مثلثات و اشکال کروی به تحریرخواجه طوسی،شرح علامه خفری بر «تذکره فی الهیه» محقق طوسی در علم هیئت که شرحی استدلالی است بر مسائل هیئت. بعد از تعلّم شرح خفری بر تذکره به زیج بهادری که اتمّ و ادقّ و اجدّ زیجات است، پرداختند.تعلیم کتاب کبیرمجسطی تألیف بطلیموس قلوذی به تحریر طوسی در علم هیئت است و شریفترین مصنف در این علم است و نیز مقصد اسنی و مطلب اعلی و نهایه النهایات در درس هیئت استدلالی می باشد، همانگونه که شرح خفری یاد شده و اُکَر ثاوذسیوس و اُکَر مالاناوؤس و کتاب «الکره المتحرکه» تألیف اوطوقوس به تحریر خواجه طوسی و رساله قسطابن لوقا در عمل به کره ذات الکرسی و نظایر این کتاب از متوسطات و اصول اقلیدس و کتابهای پایین تر از آن در حساب و هندسه و هیئت از بدایات در این رشته طبق مراتب درجاتی که نزد اهل هیئت معمول است می باشند.استخراج تقویم نجومی که چهار سال تعلیم آن در محضر علامه شعرانی طول کشید حضرت استاد علامه حسن زاده (مدّ ظله العالی) به غوص در مسایل آن تا آنجا متبحر شدند که بر استخراج آن متمهّر گشتند و آنرا به طور کامل شرح کردند که هنوز چاپ نگشته است. از این زیج نه سال استخراج تقویم کردند که چاپ و منتشر شد.در عمل به آلات رصدی،اسطرلاب و ربع مجیّب به نحو کمال و معرفت آلاتی که در کتابهای یاد شده مذکور است.از کتب طبّ:قانونچه محمد بن محمود چغمینی شرح الاسباب نفیس بن عوض بن حکیم طبیب تشریح کلیات قانون شیخ الرئیس؛در علم درایه و رجال:دوره کامل رساله استاد علامه شعرانی که تاکنون چاپ نگشته است و دوره کامل «جامع الرواه اردبیلی» علیه الرحمه؛در حدیث و روایت:جامع وافی فیض کاشانی (رضوان الله تعالی علیه):پس از خواندن جامع وافی به انخراط در سلک روات دین و انسلاک درسلسله حمله احادیث صادره از اهل بیت عصمت و وحی مشرف گشته است که دستخط شریف علامه شعرانی در کتاب «درآسمان معرفت» حضرت مولی آمده است.اساتید:در محضر علامه رفیعی قزوینی:در آن سنوات استاد آیه الله حاج میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی (قدس سره) از قزوین به تهران تشریف فرما شدند و اقامت فرمودند که به هدایت جناب استاد شعرانی به حضور شریفش تشرّف یافتند و چند سالی (5 سال) در محضر مبارکش نیز به تحصیل علوم عقلی و نقلی و عرفانی از اسفار صدر اعظم فلاسفه و شرح علامه محمد بن حمزه مشهور به ابن فناری بر مصباح الانس صدر الدین قونوی و خارج فقه (طهارت و صلوه و اجاره از روی متن عروه الوثقی فقیه آقا سید محمد کاظم یزدی) و خارج اصول (از متن کفایه الاصول آخوند خراسانی) مشتغل بودند و به «فاضل آملی» از زبان مبارک ایشان وصف می شدند.در محضر درس آیه الله حکیم الهی قمشه ای (رضوان الله تعالی علیه)تمام حکمت منظومه متأله سبزواری و مبحث نفس اسفار و حدود نصف شرح خواجه بر اشارات شیخ رئیس را تلمذ نمودند. و نیز در مجلس تفسیر قرآن آن جناب خوشه چین بودند که همه درسها بیش از ده سال در بیت شریف حکیم متأله الهی قمشه ای (رضوان الله تعالی علیه) بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار می شد.و نیز مدتی مدید در تهران در درس خارج فروع فقهیه و اصول علامه جناب آیه الله آشیخ محمد تقی آملی شرکت فرمودند.و همچنین از اعاظمی که در تهران به ادراک محضرشان بهره مند بودند، جناب حکیم الهی و عارف صمدانی استاد محمد حسین فاضل تونی (رحمه الله تعالی علیه) است که قسمتی از طبیعیات شفا و شرح علامه قیصری بر فصوص شیخ اکبر محی الدین عربی را نزد ایشان تلمذ نمودند.و قسمتی از طبیعیات شفا را در محضر مبارک جناب آیه الله حاج میرزا احمد آشتیانی (قدس سره) خوانده اند. و یکی از آن بزرگواران شیخ جلیل مفضال و خدوم علم و کمال و بارع در علوم عقلیه و نقلیه حاج شیخ علی محمد جولستانی (رحمه الله تعالی علیه) بود که در فراگیری لئالی منتظمه در منطق تصنیف متأله سبزواری پیش ایشان شاگردی نمودند.تدریس:برخی از دروسی که حضرت استاد (حفظه الله تعالی) تدریس فرمودند، [۱] به شرح ذیل می باشد:تدریس چهار دوره اشارات با شرح خواجه که در هر دوره ای با تصحیح دقیق و تعلیقات وشرحی محققانه همراه بوده است.(صفحه 253)تدریس مصباح الانس به مدت هشت سال در حوزه علمیه قم برای چندین نفر از عزیزان به خصوص جناب عارف واصل حضرت حجه الاسلام سمندری نجف آبادی و جناب عارف واصل حضرت آقای دکتر امامی نجف آبادی و دوره دوم تدریس آن نیز در تاریخ 24/7/1370 برابر هفتم ربیع الثانی 1412 قمری آغاز شد که تا صفحه 49 این کتاب به طبع انتشارات فجر در طی 184 جلسه ادامه یافت و در تاریخ 26/11/71 با کسالت حضرت مولی تعطیل شد. (صفحه 255)تدریس شرح فصوص الحکم قیصری چهار دوره که برای شاگردان املاء می فرمود و آنان مینوشتند. (صفحه 255)تدریس یک دوره کامل شفا شیخ رئیس که در ضمن تدریس از روی چندین نسخه تصحیح شده و تعلیقات و حواشی نمودند. (صفحه 254)تدریس چهار دوره تمهید القواعد در حوزه علمیه قم که هر دوره اش حدود چهار سال به طول انجامید. (صفحه 254)تدریس « اُکَر مانالاؤس » که مدت سه سال در حوزه علمیه قم بطول انجامید. (صفحه 256)تدریس دو کتاب « اُکَر ثاوذوسیوس و مساکن » به تحریر خوجه طوسی. (صفحه 257)تدریس اصول اقلیدس. (صفحه 257)تدریس دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی. (صفحه 263)و ...تدریس همراه تحصیل:در مدت اقامت حضرتش در تهران در طی سیزده سال یا بیشتر همراه با اشتغال به تحصیل علوم از آن محاضر عالیه طبق روش معهود و سیره جاریه بین علمای روحانی به تعلیم و تدریس در مدارس (حوزه علمیه) روحانی نیز اشتغال داشتند و کتابهای ذیل را تدریس فرمودند:معالم الاصول،مطوّل تفتازانی, « حضرت مولی شش دوره به تدریس مطوّل توفیق داشت » و معانی مطوّل از اول تا آخر و قسمت زیادی از بیان بدیع آنرا تحشیه فرمودند که بسیار گرانقدر و شریف است.کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد در علم کلام که اینک با تصحیح و تعلیقات حضرتش به طبع رسید.قوانین در اصول،شرح محقق طوسی بر اشارات شیخ رئیس در حکمت مشائیّه،شرح لمعه در فقه،ارث جواهر در فقه،لئالی منتظمه،جوهر نضید،حاشیه ملاعبدالله،شرح شمسیه،این چهار کتاب اخیر در علم منطق است.هیئت فارسی در قوشچی،شرح چغمینی،تشریح الافلاک شیخ بهایی،اصول اقلیدس،زیج بهادری،این پنج کتاب در ریاضیات:هیئت،حساب،هندسه،است و همچنین موفق به یادگیری زبان فرانسه گردیدند.ادراک محضر علامه طباطبائی (رحمه الله علیه)حضرت استاد علامه، یگانه عصر به مدت 17 سال از محضر قدسی علامه طباطبائی (ره) بهره بردند. در خدمت ایشان کتابهای زیر را خواندند:کتاب «تمهید القواعد» صائن الدین علی بن ترکه، که شرحی است شریف بر « قواعد التوحید » ابن حامد ترکه و تدرّس آن شب جمعه 12 شعبان المعظم سنه 1383 هجری قمری به اتمام رسید.کتاب برهان منطق شفاء شیخ رئیس. تاریخ شروع آن شعبان المعظم 1386 هجری قمری مطابق با آذر ماه 1347 هجری شمسی بوده است. جلد نهم اسفار صدرالمتألهین به چاپ جدید که از اول باب هشتم کتاب نفس تا آخر آن می باشد و درس آن در روز یکشنبه 23 شعبان المعظم مطابق با پنجم آذر ماه 1346 هجری شمسی بطور کامل پایان پذیرفت.کتاب توحید بحار مجلسی. تاریخ شروع آن: شب پنجشنبه 14 شوال المکرم 1394 هجری قمری بوده است.جلد سوم بحار که در مورد معاد و مطالب دیگر آن است و آنرا به تمامی خواندند.حضرتش سوگند یاد کرده و می فرمایند: « به جانم سوگند مهم‌ترین چیزی که در محضر شریف او جوهر عاقل را مبتهج می کرد، اصول علمیّه و امهّات عقلیه ای بود که القاء می فرمود و هر یک از آنها دری بود که درهای دیگری از آن گشوده می شد. به خداوند سوگند از محضر روحانی او علم و عمل فیضان می کرد؛ حتی سکوتش نطقی بود که هیمانی ملکوتی را حکایت می کرد. »در محضر علامه محمد حسن الهی طباطبائی (ره)از جمله کسانی که در عتبه علیای او اعتکاف داشتند، زبده علمای عامل و عمده عرفای شامخ، عروج کرده به مطالع یقین، حکیم متفقه، فقیه متأله، استاد علامه مکاشف و بحر معارف مولای حضرتش حاج سید محمد حسن الهی طباطبائی تبریزی – برادر علامه استاد حاج سید محمد حسین طباطبائی تبریزی – بود که در فنون علوم غریبه اوفاق، جفر، رمل علم حروف، علم عدد و زُبُر و بیّنات و دیگر شعب ارثماطیقی از محضرشان بهره مند گردیدند.در محضر حاج سید مهدی قاضی تبریزی ،حضرت آقا به مدت چهار سال یا بیشتر جهت تعلم علوم ارثماطیقی در محضر گرانقدر عالم وفیّ زکیّ تقیّ، صاحب خط ممتاز، دوحه شجره قرآن و عرفان و برهان، فرزند صاحب کمالات و خوارق عادات، عالم کامل، مکمّل مکاشف، حضرت آیه الله العظمی حاج سید علی قاضی تبریزی مصداق « اَلوَلَدُ سِرُّ اَبیه» اعنی الحجه سید مهدی قاضی مشرف بوده اند. به فرمایش حضرت آقا: «ایشان در تعلیم من بذل جهد فرمود و او را بر من حقی است عظیم.»به خداوند سوگند قلم و زبان به ادای شکر محشار نیکی هایی که این مشایخ عظام در حقّ ما نموده اند وافی نیست؛ اگر چه عله العلل و مفیض علی الاطلاق، الله ربّ العالمین استو الحمد لله ربّ العالمین.تالیفات،کتب و رساله‌های بسیاری از وی موجود است. از آن میان، می‌توان به این عناوین اشاره کرد:معرفت نفس،نهج الولایه،رساله انسان در عرف عرفان،ریاضیایت و هیات،رساله نور علی نور ،ذکر و ذاکر و مذکور،دیوان اشعار،گشتی در حرکت،انه الحق،نهج الولایه،انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه الهی نامه متن الهی نامه :وحدت از دیدگاه عارف و حکیم و ...توصیه‏هایى از علامه حسن‏زاده آملى دهان روح و تن انسان دو دهان دارد: یکى گوش که دهان روح او است و دیگر دهان که دهان تن او است. این دو دهان خیلى محترم‏اند. انسان باید خیلى مواظب آن‏ها باشد. یعنى باید صادرات و واردات این دهنها را خیلى مراقب باشد. آن‏هایى‏که هرزه خوراک مى‏شوند، هرزه کار مى‏گردند. کسانى که هرزه شنو مى‏شوند، هرزه گو مى‏گردند.وقتى واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و کثیف مى‏شود. یعنى قلم او هرزه و نوشته‏هایش زهرآگین خواهد داشت. حضرت وصى، امیرالمؤمنین، علیه السلام فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بى‏نیاز نیست و آب‏ها گوناگون‏اند. هر آبى که پاک است، آن نبات هم پاک و میوه‏اش شیرین خواهد بود; و هر آبى که پلید است، آن نبات هم پلید و میوه او تلخ است.*خود عمل، حاکى است که از چه آبى روییده شده است.وقت اندک و کار بسیار بدان که باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلت‏بکارى و غرس کنى. این‏جا را دریاب، این‏جا جاى تجارت و کسب و کار است; و وقت هم خیلى کم است. وقت‏خیلى کم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش‏» ; یعنى شتران تشنه را مى‏بینید که وقتى چشمشان به نهر آب افتاد چگونه مى‏کوشند و مى‏شتابند و از یکدیگر سبقت مى‏گیرند که خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى که گنج‏هاى رحمان‏اند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات که قرآن و عترت است. وقت‏خیلى کم است و ما خیلى کار داریم. امروز و فردا نکنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اکثر مردم به علت تسویف، به کیفر اعمال بد این‏جاى خودشان مبتلا شده‏اند .» تسویف یعنى سوف سوف کردن، یعنى امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال دیگر کردن.وقت نیست، و باید به جد بکوشیم تا خودمان را درست‏بسازیم.


.:: ::.


استاد شریعت زاده آملی
ن : آم شهر ت : چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ز : 13:52
 وصیّت وکیل سداد

     (مبحثی از تاریخ حقوق و وکالت  -

                                   -  مشتمل بر زندگی نامه و وصیت شادروان احمد شریعت زاده)

                   

نوشته ی محمد مهدی حسنی

 

الف - در باره ی استاد شریعت زاده

در تاریخ حقوق و وکالت ایران، شادروان احمد شریعت زاده (مشاور)، فرزند حاج سید تقی شریعتمدار آملی ،  یکی از شخصیت های برجسته قضایی و وکالت دادگستری است.  وی در سال ۱۲۶۲ شمسی در محله قدیمی سنگلج تهران (پارک شهر سابقاً  قسمتی از این منطقه بوده)  چشم به جهان گشود . پس از فراگیری فقه و دیگر علوم وابسته اسلامی ، و تحصیل علم حقوق و معارف وقت علوم طبیعی  و زبان فرانسه،  نزدیک به 65 سال (حدود  16 سال  در سمت قاضی  و پیش از پنجاه سال به عنوان وکیل دادگستری)  به دستگاه قضاوت و وکالت این کشور خدمت نمود.

خدمات آن شادروان در اولین تشکیلات قضائی کشور از سال 1291 در زمان وزارت مرحوم مشیرالدوله و با سمت معاون دادسرای تهران آغاز شد و پس از طی سمت های مختلف،  به مقام معاونت اول دادسرای دیوان عالی کشور رسید. و  تا 1307 به شغل قضاوت اشتغال داشت. سپس از سال 1307 تا 1315 در  یک دوره و از سال 1320 تا پایان زندگی، برای بار دوم  به وکالت دادگستری پرداخت .  علاوه بر این که وی  خود یکی از مؤسسین‏ کانون وکلای دادگستری در بیستم آبان ماه 1309 است،  در  دوره ششم  هيأت مديره كانون وكلاء دادگستري (سال های 30 به بعد) و نیز دوره هفتم  که بعد از جریانات نهضت ملی 1332 پا گرفت،  از اعضای اصلی هيأت مديره كانون وكلاء دادگستري بود.

سوای آن، مرحوم شریعت زاده در  دوره های پنجم و ششم و هفتم و چهارده ام و پانزدهم قانون گذاری از  حوزه انتخابیه مازندران (بابل) و در دوره هشتم و نهم از حوزه انتخابیه مرکزی (خمین و محلات) از سوی مردم  به نمایندگی مجلس شورای ملی وقت انتخاب گردید و در زمان ریاست مجلس مرحوم موتمن الملک پیرنیا به نیابت اول مجلس شورای ملی برگزیده شد.  بسیاری از قوانین مهم مصوّب مجلس شورای ملی در طی این دوره از جمله قانون محاکمه وزراء ، توسط آن شادروان تنقیح گردیده است.

گویند که مرحوم شریعت زاده عاشق کتاب و خواندن بود و تا روزی که بستری شد بر این کار ایستادگی  و پافشاری داشت، و وکلا همیشه آن مرحوم را در کتابخانه کانون می دیدند که با یاری ذره بینی کتاب می خواند.

شادروان شریعت زاده علاوه بر احاطه کامل به مسائل قضائی و حقوق بین الملل، در فلسفه و علوم اجتماعی و منطق و فقه و اصول، استاد و ناطقی زبردست بود و در طول بیش از نیم قرن وکالت دادگستری نشان داد که به حق استاد مسلم و بی همتای فن دقیق و شریف وکالت است.

وی در دعاوی مدنی، و به ویژه در امور کیفری، وکیلی آگاه و توانا و خود یکی از متخصصین حقوق جزا بود. لوایح و مدافعات ایشان به ویژه در دعاوی کیفری چه از نظر فنی و چه از لحاظ ایجاز و فصاحت و روانی از جمله رسالات مهم  حقوق محسوب می شود که همیشه مورد استفاده همه خصوصاً وکلای جوان و کارآموزان دادگستری بوده و می تواند باشد

قدیمی ها  که جریان محاکمه علی اصغر بروجردی (معروف به اصغر قاتل) را شنیده و به یاد دارند می دانند که دفاع مرحوم شریعت زاده از او که مبتنی بر اصول فنی و علمی  بود در آن زمان سر و صدای فراوانی به پا کرد و مورد توجه خاص مطبوعات و دست اندکاران حقوق و قضا قرار گرفت تا آنجا که بر خلاف سیره  اخلاف امروزی شان،  وزارت دادگستری وقت طی نامه رسمی در سال 1313 به آن مرحوم نوشت :                                                     

آقای میرزا احمد خان مشاور شریعت زاده -  وکیل رسمی عدلیه

در نظر بود دفاعی که از علی اصغر بروجردی روی مبانی علمی و مطالعاتی که در امور جزائی فرموده اید؛ به وسیله روزنامه ستاره جهان به زبان فرانسه ترجمه شود، ولی نظربه اینکه امید می رفت، مجله کانون وکلاء عدلیه بزودی نشر شود، این انتظار به عهده تعویق افتاد، اینک تاخیر در این کار را بیش از این بر خلاف مقصود دانسته و تمنا دارم دستور فرمائید یک نسخه از لایحه دفاعیه مزبور را هر چه زودتر تهیه و به این اداره ایفاء دارند.

در خاتمه این اداره از تهیه چنین لایحه دفاعیه که در واقع مظهر چندین سال زحمت و سعی و مطالعه میباشد اظهار خوشوقتی و قدر دانی می نماید.  

                                                     رئیس اداره احصائیه امور قضائی- پیرنیا

 شاید فرصت گفت این موضوع در جای دیگر فراهم نشود از این رو همین جا عرض می کنم هر چند در سال های اخیر نسبت به انتشار دفاعیات وکلای دادگستری در برخی از محاکم مهم سیاسی و مطبوعاتی نظیر محکمه آقایان کرباسچی و عبدالله نوری و غیره تلاش هایی  صورت گرفته است لیکن ما امیدواریم همانگونه که در باره آرای قضایی مجموعه ها گرد آمده، روزی امکان انتشار دادخواست ها و لوایح دفاع وکلای زبردست و عالمی همچون آن مرحوم،  در دعاوی و محاکمات غیرسیاسی و مطبوعاتی مهم و سودمند دیگر نیز فراهم شود تا مورد استفاده طالبان علم جو قرار گیرد.

تصویر اجازه نامه وکالت رسمی شادروان شریعت زاده که در تاریخ 30 مرداد 1307 به نام آن مرحوم صادر شده است  

اجازه بدهید از مطلب خود دور نشویم. می گویند استاد شریعت زاده علاوه بر داشتن جایگاه  فضل و دانش، از جهات اخلاقی و وجدان شغلی و حمایت از مظلومین، انسانی  بی نظیر و   وکیل دادگستری کامل بود و همگان که او را می شناخته گفته اند که هرگز دیده نشده  او استمداد مظلومی را ناشنیده گیرد و در احقاق حق او کوتاهی کند.

اعتلای مقام وکالت و حفظ شئون وکلای دادگستری و مودت و اتحاد میان آنان،  نزد مرحوم اهمیت به سزا داشته  و معتقد بود که تنها از این راه وکلا خواهند توانست به مقام و منزلتی که به حق باید در جامعه داشته باشند برسند و با چنین اعتقاد راسخ در هر فرصت و به ویژه  ضمن خطابه های خود در میان همکاران،  آنان را به تشکیل صف متحد و شکست ناپذیر تشویق و ترغیب می نمود

این شخصیت بزرگ پس از یک بیماری کوتاه در سن 86 سالگی و در روز سه شنبه 26 آذرماه 1347 چشم از جهان فرو بست و جامعه وکالت و قضاوت را عزادار ساخت. تجلیل و تکریم بی نظیر دوستان و هوادارانش به ویژه  وکلای دادگستری به هنگام تشییع  وی و انبازی فراوانشان  در مجلس ترحیم آن شادروان، نشانه دیگری از قدرشناسی  و احترام جامعه به اوصاف و ملکات و فضائل این وکیل دانشمند فقید بود که در زمان خود کسی کمتر نظیر آن را دیده بود.

آقای حسام الدین دولت آبادی سوگنامه ای برای مرحوم شریعت زاده سروده که مصرع اول مطلع  نخست آن تاریخ وفات این بزرگ مرد است که به حساب ابجد (سال 1388 قمری) می شود.

       کو شریعت زاده آن مرد سداد                 جامع ایمان و اخلاص و رشاد

 ب - وصیّت نامه استاد شریعت زاده

نقل کرده اند چند روز قبل از مرگ آن مرحوم، چند نفر از اعضای هیئت مدیره کانون مرکز به عیادتش می روند. با وجود اینکه مرحوم شریعت زاده دیگر قادر به شناسائی افراد مزبور نبوده و به جایشان نمی آورد، با این همه همین که وقوف می یابد آنان چه کسانی هستند،  از دیدن شان به گریه افتاده و سخت تکریمشان می کند و در باره وکالت دادگستری سخنان جالبی می گوید و اعضای خانواده خود را موظف دانسته که به طبقه وکلا که از افراد شریف و تحصیل کرده اند، احترام خاصی قائل باشند و به این ترتیب حضار را سخت تحت تاثیر قرار می دهد.

آن مرحوم قسمتی از وصیتنامه خود را خطاب به وکلای دادگستری نوشته و علاوه بر دعوت آنان به اتحاد و اتفاق ، توصیه هایی سودمند کرده است.

ما امیدواریم  انتشار این قسمت از وصیت نامه وی  و مطالعه اش،  آثاری نیکو در روح و اندیشه ما وکلای دادگستری به جا گذارد

پیام ویژه مرحوم شریعت زاده به ما وکلای دادگستری، به نقل از صفحه ششم وصیت نامه ایشان چنین است:

آخرین پیام به همکاران :

پیام مختصر من به کانون وکلای دادگستری، همه وکلای دادگستری، همکاران و براداران شغلی من چنین است :

اگر وکلای دادگستری میهن عزیز ما ایران به اصول زیرین توجه فرمایند نیرومندترین گروه خدمتگذار ملت ایران بشمار خواهند آمد:

الف – هیچگاه مطالعه کتب علمی حقوقدانان نامی جهان را تا ممکن است ترک نکنند.

ب- مجله ها، برشورها و کتاب های تازه ای را که نشانه تکامل دائم شعب علم حقوق است به دقت مطالعه و خود را با تحولات و توسعه این علوم تطبیق پذیر نمایند.

ج-  به اصالت برتری حقوق و اصالت حقیقت در امور قضائی احترام کنند.

د-  در دفاع از حقیقت و آزادی که در اعصار تاریخ میلون ها نفوس برای دفاع از آنها و یا تحصیل آنها قربانی شده اند با مراعات کمال ادب و بی نظری انجام وظیفه فرمایند.

در این صورت نیرومند ترین گروهی خواهند بود که در جامعه اثر وجودی دارند و می توانند از ترقیات و تحولاتی که اکنون در ایران پیشرفت می کند پشتیبانی و در گسترش آن نقش بسیار مهم و موثر ایفا کنند.

ھ -  اختلاف در امور نظری بین وکلا نباید هیچگونه اثر بدی در مناسبات و روابط برادرانه بین وکلای دادگستری داشته باشد بلکه به محض بیان عقاید و اعتراض یا دفاع و پایان جلسه دادرسی همان رفتار محترمانه و صادقانه برادری شغلی بین آنها پابرجا و مستحکم بماند.

و-  چون حالم بسیار ناراحت و دردناک است دیگر نمی توانم چیزی جز آنچه در این باره نوشتم بنویسم و بار دیگر به کانون وکلای پایتخت و ایالات دیگر و به همه وکلای دادگستری برادران شغلی خود درود می فرستم و از باری تعالی پیروزی آنها را در خدمت به میهن عزیز و ملت ایران استدعا دارم.

 

 یادآوری:

  منبع اصلی مقاله حاضر، و نیز تصویرها، مجله حقوق مردم ، سال چهارم 13 و 14 (پائیز و زمستان 1347)  ص 12-16 مقاله:  "کهن سال ترین وکیل دادگستری درگذشت" می باشد.لیکن برای تکمیل و تصحیح مطالب،  از منابع دیگر من جمله مطاوی تصویر اجازه نامه وکالت رسمی مرحوم شریعت زاده نیز کمک گرفته شده است.  

در مقاله مزبور،  به اشتباه دوره های نمایندگی مرحوم در مجلس شورای ملی سابق را منحصراً مازندران عنوان کرده است و به شرح متن تصحیح شد.

ضمناً در تصویر آخری، از راست به چپ زنده یادان شریعت زاده و سید هاشم وکیل (یکی از روسای قدیم و صاحب نام کانون وکلای دادگستری مرکز) دیده می شود.


برچسب ها : شریعت زاده, شریعتمدار, وکیل, وکلا, شریعتمدار وکیل, شریعت زاده وکیل
.:: ::.


بقعه میر بزرگ با معماری خاص
ن : آم شهر ت : چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ز : 4:22
http://up.vatandownload.com/images/fcvpq9q77m8jsxde2654.jpghttp://up.vatandownload.com/images/qdhszcos19du8wuhf3q.jpg
بقعه میر بزرگ مرعشی

يكي از مهمترين بناهاي تاريخي مازندران و ایران است كه در عهد سلطنت شاه عباس صفوي در سال 1020 هجري قمري بر روي مدفن مير‌قوام مرعشي بنيانگذار سلسله مرعشيان مازندران در اواخر قرن هشتم هجري قمري ساخته شده و در مركز بافت قديم شهر آمل در سبزه‌ميدان و مجاورت مصلاي بزرگ قرار دارد. اين ساختمان از لحاظ ويژگيهاي معماري، گنبد، سردرب‌ها، كاشيكاري و كتيبه‌ها كم‌نظير است. پلان آن چهار ضلعي، مساحت آن 781 متر مربع و مصالح عمده آن آجر مي‌باشد.
(منبع : www.amol.org.ir/index.php?static&sid=43)

مشهد مير بزرگ

مشهد مير بزرگ عمارت و مقبره اي است كه مربوط به دوره صفوي -قرن 8 ه‍.ق است و در آمل، سبزه ميدان، محوطه مصلي آمل واقع شده و اين اثر در تاريخ15 دي 1310 با شماره ثبت 59 به‌عنوان يكي از آثار ملي ايران به ثبت رسيده است. آرامگاه ميربزرگ آمل، يكي از بناهاي تاريخي مهم و بزرگ مازندران به شمار مي‌رود. ساختمان اصلي بقعه ميربزرگ متعلق به قرن هشتم هجري قمري است كه با طرحي چهار ضلعي ساخته شده ولي ساختمان كنوني آن به قرن يازدهم هجري و دوره صفوي مربوط مي‌باشد. اين بقعه از نظر ويژگي‌هاي معماري، تزئينات، كاشي‌كاري نماها و خصوصاً سر در ورودي، اهميت تاريخي دارد.كتيبه قديمي در زير طاق آن وجود دارد و كاشي كاري آن منحصر به فرد در داخل بنا و بيرون آن موجود است.داشتن حوز در بالاي بقعه يكي از شاهكار هاي آن زمان بوده است كه بعضي وقت ها طلبه ها در قديم براي خواندن درس به بالاي عمارت ميرفتند و درس ميخواندند. در زير گنيد و شبستانهاي و اتاقهاي جنبتين و سر در مقبره روي جرزهاي آن قطعات خشت كاشي مربوط به دوران صفوي باقيمانده همچنين مقداري كمربند داخلي گنبد نمايان است.اين بقعه را اسكندر شيخي پسر افراسياب چلابي كه حكومتن آمل را از طرف تيمور عهده دار بود به دشمني اجدادي در سنه 796 قمري خراب و ويران كرده ولي پس از فوت اميرتيمور و مراجعت بازماندگان سادات به مازندران در سال 814 قمري به همت سيد قوام الدين پسر سيد رضي الدين وكمك اهالي بقعه بزرگ به شكل اول ساخته شد . سپس در عهد سلاطين صفويه خصوصاً شاه عباس اول از لحاظ قرابت و علاقه ديني بقعه مزبور با بهترين كاشيكاري و تزيينات نفيس تكميل گرديده ؛ ولي به مرور ايام اين بناي عظيم وشاهكار تاريخي براثرعدم مراقبت دولت هاي وقت خراب شده وتمام آجرهاي كاشي و اشياي نفيس موزه آن كه در دو دروه سلطنت طولاني سلسه مرعشي و صفويه در اين بقعه عالي جمع آوري شده بود و همچنين آثار گرانبهاي تجاري صندوق ضريح وغيره به وسيله عده اي از بي خردان سود جود ويهوديان به يغما رفت و جز خرابه اي بيش باقي نمانده و حتي موقوفات بقعه نيز به مرور ايام چپاول گرديده است.ولي در اواخر يك مرمت كوتاهي شده است. درباره ي نسب مير بزرگ گفته اند كه او از فرزندان علي المرعش پسر عبدالله بن محمد بن حسن بن حسين الاصغر از فرزندان امام چهارم است. قاضي نورالله شوشتري درباره علي المرعش مي نويسد كه, كبوتر بلند پرواز مرعش مي گوينند و چون به علوشان و رفعت منزلت ومكان انصاف معروف بود ، بنابراين وصف او به مرعش به جهت علو منزلت او بوده است وهمو فرموده سادات مرعشيه به اومنتسبند و سادات عالي درجه مازندران كه به تشيع مشهورند از جمله اعقاب اويند به ويژه سلاطين قواميه مرعشيه مازندران,نسب دقيق او را مير قوام الدين بن سيد صادق بن سيد عبدالله بن سيد ابوهاشم بن سيد علي بن سيد حسن بن سيد علي المرعش بن سيد عبدالله بن سيد محمد الاكبرين بن سيد حسن بن سيد حسين الاصغرين امام زين العابدين عليه السلام گفته اند.نوشته اند آن بزرگوار مدتي در خراسان به سلوك مشغول بوده بعد از آن به مازندران وطن خود بازگشت. اين بقعه كه آرامگاه مير قوام‌الدين مرعشي سرسلسله شاخه‌اي از سادات مرعشي به نام مرعشيان تبرستان است، صندوق چوبي نفيسي داشت كه دراثر آتش سوزي نابود شد و تنها چهار چوب آن باقي مانده‌است. بر روي اين چهارچوب تاريخ ???? هجري قمري حك شده‌است. بناي فعلي بقعه در دو طبقه احداث گرديده كه با توجه به كثرت اتاق‌ها و شيوه? معماري، به احتمال قريب به يقين به عنوان مدرسه، خانقاه، مسجد وعمارت و غيره مورد استفاده قرار مي‌گرفته است.
(منبع : fa.wikipedia.org)

مقاله اي پيرامون ايشان

مشهد مير بزرگ (آمل) " محل امامزاده مقبره مير قوام الدين مرعشي معروف به مير بزرگ كه در سال 781قمري در گذشته است و پسرش باني اين مقبره بر فراز مرقد او مي باشد.(1)كه در شمال غربي شهر آمل نزديك سبز ميدان واقع شده است .(2) " نسب و شرح حال امام زاده درباره ي نسب مير بزرگ گفته اند كه او از فرزندان علي المرعش پسر عبدالله بن محمد بن حسن بن حسين الاصغر از فرزندان امام چهارم (u) است .(3) قاضي نورالله شوشتري درباره علي المرعش مي نويسد كه : كبوتر بلند پرواز مرعش مي گوينند و چون به علوشان و رفعت منزلت ومكان انصاف معروف بود ، بنابراين وصف او به مرعش به جهت علو منزلت او بوده است وهمو فرموده سادات مرعشيه به اومنتسبند و سادات عالي درجه مازندران كه به تشيع مشهورند از جمله اعقاب اويند به ويژه سلاطين قواميه مرعشيه مازندران .(4)نسب دقيق او را مير قوام الدين بن سيد صادق بن سيد عبدالله بن سيد ابوهاشم بن سيد علي بن سيد حسن بن سيد علي المرعش بن سيد عبدالله بن سيد محمد الاكبرين بن سيد حسن بن سيد حسين الاصغرين امام زين العابدين عليه السلام گفته اند.(5)نوشته اند آن بزرگوار مدتي در خراسان به سلوك مشغول بوده بعد از آن به مازندران وطن اسلامي خود بازگشت .(6). برخي نوشته اند جد وي در خراسان مدتي از مريدان سيد عزالدين سوقندي بوده و طريق سلوك مي پيموده ، گروهي نيز سيد قوام الدين را پسر عزالدين سوقندي دانسته اند كه مريد شيخ عزيز جوري در سبزوار بوده است .خواجه علي مؤيد سربدار كه حاكم شيعه پاك اعتقاد بود ، از سيرت شيخان جوري كما ينبغي واقف گشته جمله اين طبقه را به قتل آورد و در سبزوار خانقاه شيخ عزيز جوري و شيخ خليفه را ا آبريزگاه مسجد جامع شهر كه خود ساخته بود ، ساخت . سيد عزالدين بعد از اين قضيه دراختفا به مازندران رفته و در قريه دابويه مقيم گشت . سيد قوام الدين بنا بر قولي در سنه ستين و سبع مائه (760قمري ) خروج كرد .(7) درباره خروج مير قوام الدين نوشته اند :كياافراسياب چلاوي - با حيله ونيزنگ پيش سيد قوام الدين المرعشي كه در قريه دابويه بر مسند ارشاد نشسته بود رفته ، مريد او شد و در طريق ارادت غلو نمود و ملقب به شيخي گرديد .آنگاه درباره سيد قوام الدين بد برده ، به كمك فقهاي آمل او را اذيت و آزار نمود و او را زنداني ساخت . بر حسب اتفاق همان شب كه او را زنداني كرد از شدت ترس سيد را از زندان رها كرد .افراسياب بعدها از كثرت مريدان شيخ انديشناك گشته بر وي بتاخت ، مريدان سيد در برابر او به جنگ پرداختند و از قضا تيري رها شده بر مقتل افراسياب آمد و او را فوراً كشت . اين واقعه در سنه ستين و سبعمائه .(8) سيد قوام الدين بعد از اين واقعه در سال 760 قمري فرمانرواي مازندران گرديد و مدت 25 سال بدان امر خطير پرداخت .(10) و سرانجام در سال 781 قمري در آمل وفات يافت و در همانجا مدفون گشت .(11). " مشخصات و معماري امام زاده اين بقعه متعلق به مير قوام الدين مرعشي معروف به مير بزرگ سر سلسه سلاطين مرعشي مازندران است كه در سال 781 قمري در گذشته و پسر او سيد رضي الدين كه در آمل سلطنت داشت اين بقعه را به طرز بسيار زيبا و باشكوهي بنا نمود و به بقعه مدرس و حجراتي براي سكونت و تحصيل طلاب ضميمه كرد .(12)بناي كنوني بقعه كه در وسط محوط مشجري و كنار آن حسينيه اي و اقع شده از ابنيه قرن يازدهم هجري به شمار مي آيد (13) بقعه مير بزرگ از يك بناي چهار گوش آجري تشكيل شده كه در سمت جنوبي آن دروزاه بزرگ واقع شده و در سه سمت ديگر سه اتاق ديده مي شود كه طول آنها تقريباً بيست ذرع است و يك بناي هشت ضلعي كه به وضع عجيبي ويرانه افتاده و سبزه فراواني بر پيكر آن روييده است و يك برج گرد با گنبدي كوچك بر رأس بنا ديده مي شود گويا تمام آن ساختمان سابقاً با كاشي الوان سرخ و سبز و آبي و زرد و ارغواني كه طرح ونقشه گوناگون داشته فرش شده وبعضي ازنمونه هاي زيبايي آن هنوز بر بالاي مدخل آن موجوداست .(14).مرقد مير بزرگ در ميان بقعه واقع شده و روي آن را از صندلي چوبي پوشانده است كه فعلاً فقط چهارچوبه آن باقي است .(15) وروي صندوق چوبي مرقد تاريخ 1033 قمري ثبت شده (16) و برچهارچوبه آن اشعاري از محتشم كاشاني منقوش است كه با خطي عالي نوشته شده و حروف آن را مذاهب كرده اند و زمينه آن به رنگ آبي تند بوده است .(17) در زير گنيد و شبستانهاي و اتاقهاي جنبتين و سر در مقبره روي جرزهاي آن قطعات خشت كاشي مربوط به دوران صفوي باقيمانده همچنين مقداري كمربند داخلي گنبد نمايان است .(18) اين بقعه را اسكندر شيخي پسر افراسياب چلابي كه حكومتن آمل را از طرف تيمور عهده دار بود به دشمني اجدادي در سنه 796 قمري خراب و ويران كرده ولي پس از فوت اميرتيمور و مراجعت بازماندگان سادات به مازندران در سال 814 قمري به همت سيد قوام الدين پسر سيد رضي الدين وكمك اهالي بقعه بزرگ به شكل اول ساخته شد . سپس در عهد سلاطين صفويه خصوصاً شاه عباس اول از لحاظ قرابت و علاقه ديني بقعه مزبور با بهترين كاشيكاري و تزيينات نفيس تكميل گرديده ؛ ولي به مرور ايام اين بناي عظيم وشاهكار تاريخي براثرعدم مراقبت دولت هاي وقت خراب شده وتمام آجرهاي كاشي و اشياي نفيس موزه آن كه در دو دروه سلطنت طولاني سلسه مرعشي و صفويه در اين بقعه عالي جمع آوري شده بود و همچنين آثار گرانبهاي تجاري صندوق ضريح وغيره به وسيله عده اي از بي خردان سود جود ويهوديان به يغما رفت و جز خرابه اي بيش باقي نمانده و حتي موقوفات بقعه نيز به مرور ايام چپاول گرديده است .(19) منايع : 1- فرهنگ جغرافيايي ايران ، ج 2، ص 25. 2- مازندران و استر آباد ، رابينو، ص 62. 3- منتهي الامال ، شيخ عباس قمي ، ج 2 ص 81. 4- مجالس المؤمنين ، ج1، ص 148 ، ج2 ص 380. 5- تاريخ مازندران ، ملا شيخ علي گيلاني ، ص 54. 6- منتهي الآمال ، ج 2، ص 81. 7- تاريخ مازندران ، ج 1، ص 54. 8- ايضاً همان ، ج 1 ، ص 54. 9- منتهي الامال ، جل 2 ، ص 81. 10- تاريخ مازندران ، ج 1، ص 54. 11- كتاب بدايع الانساب ،ص 48. 12- مازندران ، ج 1، ص 288. 13- فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران ، ص135. 14- مازندران و استر آباد ، ص 61-52. 15- ايضاً همان ، ص 62. 16- فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران ، ص 131. 17- مازندران و استراباد ، ص 62. 18- فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران ، ص 137. 19- مازندران ، ج1 ،ص 289.
(منبع : www.imamrezatv.ir/sn/pages/id/1276)

مير بزرگ

سيد قوام‌الدين مرعشي ملقب به ميربزرگ، از بزرگان سادات مرعشي و مؤسس دودمان مرعشيان تبرستان بود. وي از نوادگان شخصي به نام علي‌المرعش مي‌باشد كه شجره‌اش با چهار نسل به زين‌العابدين مي‌رسد. ايدئولوژي قيام وي، شيعه اثني عشري بود كه با الهام‏گيري از تعاليم مذهبي و سياسي رهبران مذهبي سربداران توانست از آن به عنوان مكتبي براي قيام خود استفاده كند. سيد قوام‌الدين در خراسان با تعاليم سربداران آشنا شد و سپس به تبرستان آمد، كياافرسياب چلاوي كه به تازگي واپسين اسپهبد باوندي را به قتل رسانده بود، به وي اقتدا نمود تا رقيبانش وي را مردي بدون شريعت معرفي نكنند. قوام‌الدين با درخواست كياافراسياب موافقت نمود چون هواداران قوام‌الدين نيز با اين كار بيش‌تر مي‌گشتند.چنان‌كه منوچهر ستوده در كتاب درويشان مازندران مي‌نويسد: "خواص براي اينكه وضع و موقع خود را استوار و پايدار سازند و عوام بدان سبب كه سهم بيشتري از دنيا بگيرند و با خواص بر سر يك سفره بنشينند." پس از مدتي كياافرسياب به قوام‌الدين مشكوك شد و با عده‌اي از علماي سنّي به مشورت نشست. نتيجه اين مشاوره با جمعي از فقها و علماي آمل كه بر قوام‌الدين حسادت مي‌ورزيدند، اين بود كه جهت جلوگيري از اختلال در امور ملك و مال، افراسياب را به اجتناب از روش سيد و تشكيل محكمه‌اي براي وادار كردن قوام‌الدين به دست كشيدن از بدعت درويشي ترغيب نمودند. سپس قوام‌الدين را بازداشت نمودند. پس از حبس ميربزرگ، كياافراسياب با چندتن دو فرزند از افراد خاندان آل‌جلال، به نام‌هاي كيافخرالدين در ساري و كياويشتاسب در قلعه توجي، صلح نمود و درخواست مشاوره با آنان را صادر نمود و اين مي‌نمايد كه قوام‌الدين هواداران بسياري يافته‌بود كه كياافراسياب را مجبور به صلح با دشمنان قبلي خود نمود. هم‌زمان با حبس قوام‌الدين، يكي از فرزندان وي به مرض قولنج، درگذشت و مردم اين واقعه را از كرامات سيد دانستند و مصمم به آزاديش شدند و بدين شكل قوام‌الدين آزاد گشت. سيد قوام‌الدين مرعشي، پس از رها شدن از حبسش، همراه با حاميان و اقوامش به دابو رفت و آمادگي دفاعي خود را افزايش داد. تدابير دفاعي وي به سان يك فرمانده محلي و سرداري با سوابق سپاهي‌گري بود. در جنگي كه در سال 760هجري با نام جلالك مار پرچين رخ داد، درويشان مازندران پس از به آب‌بستن زمين، موجب گل شدن آن گشتند و سپس به رهبري قوام‌الدين توانستند در جنگ بر سپاهيان چلاوي غلبه كنند. در اين پيكار كيا افراسياب چلاوي و دو تن از پسرانش به قتل رسيدند. در پي خروج چلاويان از آمل، قوام‌الدين و جمعيت طرفدارش با ذكر الله‌اكبر و صلوات، شهر را به تصرف درآوردند. سپس قوام‌الدين در مصلاي شهر سخنراني نمود.وي در اين سخنراني پس از آن‌كه در باب عقايد ديني، سياسي، اجتماعي و اقتصادي سخناني را نقل نمود. وي سپس ازقدرت كناره گرفت و حكومت را به فرزندان خود واگذار كرد. اين تصميم ميربزرگ به جهت رسيدگي به امور ديني و معنوي مردم بود. ظهيرالدين مرعشي به نقل از ميربزرگ مي‌نويسد: "من به جز عزلت و گوشه كلبه فقر، چيز ديگر اختيار نمي‌كنم و شما را تا مادام كه بر طريق مستقيم سلوك كنيد، در اوقات صلاة به دعاي خير ياد مي‌كنم و استعانت و توفيق از حضرت واهب العطايا مسئلت مي‌نمايم. " انتخاب جانشين نخستين اقدام حكومتي سيد قوام‌الدين، برگزيدن جانشين بود. وي ابتدا فرزند بزرگ خويش عبدالله را براي اين امر برگزيد ولي عبدالله با اظهار تمايل به زهد و گوشه‌گيري اين پيشنهاد را رد نمود. سپس قوام‌الدين فرزند ديگرش، كمال‌الدين، را انتخاب كرد. كمال‌الدين اين خواسته را پذيرفت تا پدر را به دليل كهولت سن، در ادامه راه ياري نمايد. مرگ ميربزرگ زمان مرگ ميربزرگ در بين مورخين گوناگون است. چنانچه ملاشيخعلي گيلاني آن را 781هجري عنوان كرده و يا ظهيرالدين مرعشي، در كتاب تاريخ طبرستان و مازندران و رويان، اين اتفاق را در سال 781 يا 782ه‍‌ق ذكر مي‌كند ولي در همين كتاب چندبار در وقايع سال‌هاي 782 و 783ه‍‌ق به اين موضوع اشاره شده‌است كه سيد رضي‌الدين و فخرالدين شرح لشكركشي‌هايشان را به شكل فتح‌نامه براي ميربزرگ مي‌فرستادند. همچنين آمده‌است، فخرالدين آن‌گاه كه پس از دو سال جنگ، براي بار دوم، عازم قزوين بود، خبر بيماري پدرش را شنيده و به آمل رفت. بنابرين سنگسري تاريخ وفات ميربزرگ را محرم سنه784مي‌داند. ميربزرگ با سابقه20 سال حكومت و حدود 70 سال سن، به بستر بيماري افتاده بود. به گفته ظهيرالدين، وي در بارفروش‌ده به "مرض طاري" دچار شد. گويا سيد قوام‌الدين از رضي‌الدين رنجشي داشته كه موجب گشته وي با پادرمياني برادرانش به بستر پدر آيد. همچنين گفته شده، رضي‌الدين در آن هنگام، از ميربزرگ طلب عفو مي‌نمود.پس از مرگ ميربزرگ، پيروان و هوادارانش، پيكر او را از بارفروش‌ده به آمل منتقل كرده و در همانجا دفنش نمودند. سپس بر مقبره‌اش گنبدي ساختند كه اتمام آن را در سال ??? هجري ذكر نموده‌اند. آرامگاه ساختمان اصلي بقعه ميربزرگ متعلق به قرن هشتم هجري قمري است كه با طرحي چهار ضلعي ساخته شده ولي ساختمان كنوني آن به قرن يازدهم هجري و دوره صفوي مربوط مي‌باشد. اين بقعه از نظر ويژگي‌هاي معماري، تزئينات، كاشي‌كاري نماها و خصوصاً سر در ورودي، اهميت تاريخي دارد. اين بقعه صندوق چوبي نفيسي داشت كه دراثر آتش سوزي نابود شد و تنها چهار چوب آن باقي مانده‌است. بر روي اين چهارچوب تاريخ 1033 هجري قمري حك شده‌است. بناي فعلي بقعه در دو طبقه احداث گرديده كه با توجه به كثرت اتاق‌ها و شيوه معماري، به احتمال قريب به يقين به عنوان مدرسه، خانقاه، مسجد و غيره مورد استفاده قرار مي‌گرفته{
(منبع : fa.wikipedia.org)

پيرامون بناي مير بزرگ

ميرقوامالدين مرعشي معروف به ميربزرگ، سرسلسله سادات مرعشيان در مازندران ، در محرم سال 781 هـ.ق درگذشت . مقبره او در شهر آمل ابتدا توسط فرزندش سيد رضي الدين در اواخر قرن هشتم هـ.ق احداث شد ولي بعدها اين بنا توسط دستنشاندگان امير تيمور به كلي ويران گرديد. نوادگان ميرقوام الدين در سال 814 هجري عمارتي جديد بر مزار نياي خود بنيان نهادند. بناي فعلي توسط شاه عباس اول صفوي كه از نوادگان دختري ميربزرگ بود، در همان محل و در ابعادي بزرگتر احداث شد.صحن اصلي بقعه به ابعاد46/9*46/9و چهارگوش است. چهار كنج آن را با چهار گوشوار، به هشت ضلعي تبديل نموده و گنبدي بلند و مدور روي آن زده اند.كتيبه هايي نيز در زير گوشوار با خط سفيد ثلث بر زمينه كاشي آبي ديده ميشود كه مشتمل بر آياتي از كلام الله مجيد و حديثي از اميرالمؤمنين علي عليه السلام است.ديوارهاي داخلي صحن تا ارتفاع 13/2 متر داراي كاشيكاري با زمينه زرد و نقوش گياهي رنگ آبي بود و هم اكنون قسمتهايي از آن باقي مانده است. در وسط صحن، چهارچوب صندوق قديمي با كتيبه هايي مشتمل بر آياتي از كلام الله مجيد و احاديث نبوي ديده ميشود. تاريخ صندوق سال 1033 هجري و كاتب آن محمدالحسيني لاهجي است. هم اكنون بر روي اين چهارچوب ضريح مشبك چوبي قرار دارد. اين صحن كه هسته مركزي بقعه را تشكيل ميدهد، از سوي جنوب حياط باز ميشود و از سمت شرق به مسجد و از دو جهت ديگر به شبستانها مرتبط است. ورودي اصلي مقبره در سمت جنوب قرار دارد و بالاي سر آن كتيبه كوفي بنايي با خط سياه بر زمينه زرد كاشي نوشته شده است: [سبحان الله] و الحمدالله و لااله الاالله و الله اكبر و لا حول و لاقوة الا بالله]. در بالاي اين كتيبه نيز دو بار كلمه محمد به خط كوفي با كاشي معرق مشكي بر زمينه سفيد نوشته شده است. نماي بيروني روزگاري مزين به كاشي بوده و اكنون بقايايي از آن در ضلع شمالي مشهود است. هر يك از اضلاع بيروني داراي5 طاقنماست. گنبد بيروني بنا هشت ضلعي و نوساز است و پايه هاي گنبد با 32 قاب كاشيكاري (در هر ضلع 4 قاب) و با كتيبه كوفي بنايي به شرح الله، محمد، علي، لااله الاالله مزين شده است. اين بنا در سالهاي اخير توسط ميراث فرهنگي مازندران مرمت و بازپيرايي گرديده است.
(منبع : safarpedia.ir/129870)



.:: ::.


آمل شناسی
ن : آم شهر ت : شنبه دوازدهم فروردین 1391 ز : 14:36
http://up.vatandownload.com/images/m2bm4m1rxit3tle8fi9.png

|    آمل شهــــــــــــــــــــــــــــــر  |

آمل شناسی،عکس،مقاله،اثار باستانی و طبیعی، تحلیل و بررسی ،مقاله ها متعدد فرهنگی و شهر شناسی و ....

www.amolshahr.blogfa.com




.:: ::.


معرفی کامل شهر آمل (ادامه)
ن : آم شهر ت : جمعه یازدهم فروردین 1391 ز : 12:8
جاذبه ها

جاذبه ها تاریخی و باستانی
آمل بارها در طول تاریخ بر اثر زمین‌لرزه آسیب جدی دیده و بارها در اثر حمله‌های سلجوقیان، مغولان، عثمانی، اشغال تبریز توسط روس‌ها دچار خرابی‌های شدیدی شده‌است.آمل از شهرهای باستانی ایران با طبیعت بکر شمال است که بیشترین جاذبه های مازندران را به خود اختصاص داده است که هر ساله میلیون ها گردشگر خارجی و ایرانی از این جاذبه ها دیدن می کنند،در قسمت زیر به معرفی مهمترین جاذبه های تاریخی،طبیعی،علمی تحقیقاتی و ورزشی آمل می پردازیم....

خاستگاه فریدون:شهرت آن بیش از هر چیز در این است که فریدون از شخصیت‌های اساطیری ایران، ضحاک را در آنجا در غاری به بند کشیده‌است* و ضحاک آنجا زندانی‌است تا آخرالزمان که بند بگسلد و کشتن خلق آغاز کند و سرانجام به دست گرشاسپ کشته شود. هنوز هم بعضی از ساکنین نزدیک این کوه باور دارند که ضحاک در دماوند زندانی است و اعتقاد دارند که بعضی صداهایی که از کوه شنیده می‌شود، ناله‌های هموست.در تاریخ بلعمی محل زیست کیومرث کوه دماوند دانسته شده‌است و گور فرزند وی هم آنجا دانسته شده‌است. با این تفصیل که چون فرزندش کشته شد خداوند چاهی بر سر کوه برآورد و کیومرث فرزند را در چاه فروهشت. بلعمی سپس از مغان نقل کند که کیومرث بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز تا امروز (روزگار بلعمی) ده پانزده بار پرزند و به هوا برشود و از مغان نقل می‌کند که این آتش دیو را از فرزند او دور دارد. به گفتهٔ تاریخ بلعمی جمشید به طبرستان به دماوند بود که سپاه ضحاک به وی رسید.بنا به روایتی نبرد لشکر فریدون به سپاهسالاری کاوه با ضحاک در حوالی دماوند بود. دماوند بار دیگر در گاه پادشاهی منوچهر مطرح می‌شود؛ آرش کمانگیر از فراز آن تیری انداخت تا مرز میان ایران و توران را تعیین کند.بعدها با پا گرفتن اساطیر سامی در ایران برخی شخصیت‌های این اساطیر هم با دماوند ارتباطاتی یافتند. از جمله «عوام معتقدند که سلیمان‌بن داوود، یکی از دیوان را که «صخر المارد» (سنگ سرکش) نام داشت در آن‌جا زندانی نمود. گویند، بر قلهٔ دماوند، زمین هموار است و از چاهی که بر فراز آن قرار دارد، روشنی بیرون آیدپناهگاه تخت فریدون در سال 1355توست کوهنوردان و اهالی روستای گزانه ساخته شده است. پل دوازده چشمه: یک پل زیبا بر روی رود هراز با معاری ایرانی که در عصر سلطنت شاه عباس صفوی بر روی رود هراز در مرکز شهر آمل در ابتدای خیابان سبزه میدان احداث گردیده و در دوران قاجار به طور کامل مرمت و بازسازی شده و دو بخش شرقی و غربی شهر را بهم متصل می‌کند.گرچه این پل قبل از دوره صفوی وجود داشته ولی در زمان شاه عباس صفوی به طور کامل احداث گردیده است.از خصوصیات این پل (به نیت دوازده معصوم) دارای ۱۲ طاق و دهنه می‌باشد که هر یک بر پایه‌های مستطیل شکل استوار شده‌اند به صورتی که ارتفاع آخرین نقطه طاق‌های قوسی شکل در محل تیزی تا سطح رودخانه حدود ۷ متر می‌باشد. فاصله بین هر پایه با پایه دیگر ۶ متر بوده که در ضلع جنوبی و در قسمت مخالف جریان آب دارای سیل برگردان می‌باشد.طول این پل تاریخی و دیدنی ۱۲۰ متر و عرض آن ۴۰/۶ متر است.این پل یکی از پل های تاریخی است نمادها و یاد این پل عظمت عجیبی دارد. پل فلزی: پل فلزی یا پل معلق آمل مربوط به دوره پهلوی است و در آمل، داخل شهر، جنب پل دوازرده پله واقع شده است.پل معلق دو پل معلق یک سان کنار هم است که يکي از بناهاي با شکوه و ارزشمند توريستي شهر آمل محسوب مي شود.يکي از اولين نمونه هاي پل هاي بزرگ و جديد ايران است و این اثر در تاریخ این پل به نام پل معلق هم شناخته می شود.به اين علت آن را پل معلق مي خوانند که اگر پايه هاي زيرين آن بر اثر سيل تخريب شود کمانهايي بالاي آن را نگه مي دارند.این پل را مهندسان آلمانی ساخته اند که سازه این پل به صورت یک معماری ایرانی است.اين پل در فهرست آثار ملى به ثبت رسيده است. آرامگاه هفت تنان: این مقبره به صورت سه برج آرامگاهی کوچک اما با قرنیس و هشت ظلعی زیبا است. ضحاک چال: در نيم فرسنگي تينه در جهت مغرب روستايي به نام كرف وجود دارد در اين روستا جايي به نام ضحاك چال معروف است چرا كه مردم معتقدند ضحاك را در كرف زنداني كردند ومحل زندانی او به ضحاك چال معروف است.در ضمن مرتعي كه فريدون در آن جا پرورش يافت به تخت فريدون تخت فريدون شهرت دارد. شکل شاه: شکل شاه اثری تاریخی است در منطقه لاریجان که به دستور ناصرالدین شاه از شمایل وی و تنی چند از ملازمانش بر دل صخره‌ای بر سر راه جاده تاریخی هراز (تنگه بند بریده) و در نزدیکی چشمه آب معدنی استراباکو، در تاریخ ۱۲۹۵ ه. ق. حجاری شده‌است.این اثر کتیبه و شکل کنده کاری شده در دل کوه است و اثر مشابهش در تنگه واشی که تصویر فتحعلی شاه قاجار را نمایش داده‌است. رکن الاسفار، از معاصران ناصرالدین شاه که هردو اثر و هر دو پادشاه را دیده‌است نیز نظر مشابهی دارد. حمام شاه‌عباسی: یکی از شاهکارهای دوره قاجار و صفوی است،بنای اين حمام به شكل معماری دوره قاجاريه و با گنبدی خزانه ای و دارای دو وروی جداگانه برای مردان وزنان است،خزانه های حمام به صورت دایرهو بالای ان سه طاق یا سه گنبد بلند است قرار دارد. مسجد میرزا محمد علی: اين بنا در نياکي محله ذآمل و متصل به تکيه نياکي واقع گرديده که در سال 1255 ه-.ق توسط ميرزا محمد علي نياکي بنا گرديده و در دوره هاي بعد، تغييرات و تعمييراتي در آن انجام شده است. بر بالاي محراب، لوحه اي چوبين متضمن کتيبه اي مورخ 1255 ه-.ق نصب شده است. بقعه شمس آل رسول: برج آرامگاهی شمس آل رسول در شهر قدیم آمل قرار دارد،بنا مربوط به قرن نهم هجري قمري بوده و از وسعت قابل ملاحظه نسبت به بناهاي دوره خود برخورداراست بقعه بصورت چهار گوشه و گنبد مخروطي است وگنبد آن دو پوش مي باشد كه هر دو پوش آن در اثر زلزله و عوامل جوي منطقه خراب شده است عمده تزيينات بنا طاق و قوس و قرنيسهاي آجري و كاشيكاري در قسمت فوقاني است.در طوماري كه در زمان صفويان نوشته است شمس آل رسول به نام امام زاده شمس آل رسول خوانده شده است. نکته جالب در بنای این برج ، کاربرد آجرهای با ابعاد و اندازه های مختلف است که تاریخ گذاری بنا را از راه مصالح شناسی دچار مشکل می کند ، اما با توجه به شکل کلی و شباهت بسیار آن با برجهای شناخته شده در منطقه ، از آثار قرن هشتم هجری دانسته شده است.ابن اسفندیار در تاریخ خود دو بار از این گنبد ها یاد کرده است و چنین می نویسد، السید شمس آل رسول صلی الله علیه و آله فقیه و صاحب حدیث و از جمله سفاک و عباد ، هنوز ( 606 ه.ق ) تربت او برقرار است و مشهد و مزار مشهور ، به محله عوامع کوی بر در دروازه آمل اراضی گنبدین امروزین که قسمتی از محله پایین بازار است در زمان ابن اسفندیار محله ای جداگانه به نام عوامه کوی بوده و بر در دورازه آمل قرار داشته است . در این اراضی پاره آجر و سفال فراوان دیده می شود . سابقا" با کندن این اراضی آجر های فراوان به دست می آوردند و همچنین ابن اسفندیار در جای دیگر در کتاب خود می آورد،قاضی حجیم زاهد و عالم و تربت بر در مشهد شمس آل رسول ، به محله عوامه کوی مکلنوف ذیل عنوان سه گنبد می نویسد که در خارج شهر آمل بقاعی قدیمی است در حلیکه به جای سه گنبد پنج گنبد است.رابینو در باره گنبد شمس طبرسی یاد کرده و می نویسد،این گنبد مدور و به شکل برجی است . جسد شمس آل رسول که عارف و محدثی بود و بازهد و تقوی می زیست در اینجا به خاک سپرده شده است مزار او در عوامه کوی که از کوی های شهر قدیم آمل بوده بنا شده است طاق این برج دو پوش بوده و گنبد خارجی و داخلی داشت که بر اثر زلزله خراب شد.که از این نطرات میتوان گفت اینجا مقبره محمد بن محمود آملی با نام کامل شمس الدین محمد بن محمود آملی از دانشمندان پزشکان شهیر ایرانی بوده است. گرمابه خواجه یعقوب: پس از اینکه علاءالدوله علی ( 512- 533 ) در مازندران به سلطنت نشست -هیبت او زیادت شد واصحاب اطراف از فتنه جویی وتحکیم بنشستند- واو سلقام خاتون را به ساری بنشاند و خواجه یعقوب جوسی را وزیر او گردانید و آرم چمنو و تلار و اهلم ودیگر مواضع به نان او پدید کرد . بعد از مدتی خواجه یعقوب مسلمان شد و اسپهد علاءالدوله علی وزارت خویش بدو داد و هنوز ( در حدود 606- 611 ه ق ) به آمل و گرمابه ی او را عمارت پدید است مسجد جامع آمل: ازمساجد جامع قدیمی ایرانی است که طبق منابع ذکر شده از سال ۱۱۰۰ به دستور شاه سلطان حسین صفوی ساخته شده و بعد از گذر از زلزله و آتشسوزی کماکان پابرجاست.یگانه کتیبه تاریخ دار بنا سنگ نبشته ای است در دهلیز مسجد، حاوی فرمانی از شاه سلطان حسین صفوی، مورخ به ۱۱۰۶.در منابع بررسی شده، از چند نفر به عنوان بانی نام برده شده است، از جمله، عثمان بن نهیک و ابراهیم بن عثمان بن نهیک، عبداله بن قحطبه، عمربن علاو ابوالخصیب و هانی بن هانی. خطاط سنگ نبشته مسجد محمد ابراهیم همدانی بوده است.مَقدِسی در کتاب خود به دو مسجد در شهر آمل اشاره کرده است، جامع عتیق، در کنار بازار، و جامع دیگر در نزدیک آن. وجود دو مسجد جامع در این شهر از دیگرمنابع نیز استنباط می شود. ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان آورده است که ابراهیم بن عثمان بن نهیک در سال ۱۷۷، در زمان خلافت هارون الرشید، این مسجد را بنا کرده است، و در جای دیگر، عثمان بن نهیک، پدر ابراهیم را بانی مسجد خوانده است. او در توصیف ساختمان این مسجد آورده است، چون عمارت تمام شد و خواستند تا قبله پدید کنند، چهل شبانه روز باران بود. وضع و تعیین به حقیقت میسر نشد، به حدث و تخمین فرو نهادند. در کتاب از آستارا تا استارباد آمده که امروزه در مسجد جامع آمل محراب مستقیم (منطبق بر محور بنا) است، ولی نمازگزاران به سمت راست منحرف می شوند، و این انحراف ظاهراً به همان سبب است که ابن اسفندیار درباره مسجد ابراهیم بن عثمان بن نهیک یادآور شده است.چنان که گذشت، قدمت این مسجد به قرن اولیه هجری قمری می رسد، ولی بنا در طی زمان دچار تغییرات فراوانی شده است. این بنا یک بار در اثر زلزله تخریب و در سال ۱۲۲ به دست آقا علی اشرف مشایی و حاجی گرشاسب بازسازی شد. در سال ۱۳۳۵، مسجد طعمه حریق شد و بار دیگر متولیان آن را مرمت کردند. در سالهای اخیر، شبستان جنوبی بنا را تخریب و شبستان دیگری با سازه فلزی بجای آن احداث کرده اند. قلعه ملک بهمن: قلعه ملک بهمن (ملک قلا) مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان آمل، بخش لاریجان، روستای شاهدشت واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۷۷۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۳۴] این قلعه از قلعه های عظیم ایران است که در جاده هراز بخش لاریجان شهر آمل و مشرف به قریه شاهاندشت در ۷۵ کیلومتری جنوب آمل قـرار دارد ایـن قلعه متعلق به حکام پادوسبان است که در سال های (۰۴۵ ۱ الی ۱۰۰۵) هجری قمری به رویان،کجور،نور.رستمدار حـکومت داشته اند. بنای قلعه بر روی صخره ای حـــدود۲۲۰متر بالاتر از سطح اراضی شاهاندشت از لاشه سنگ های بزرگ و کوچک و ملات گچ ساخته شده که به صورت طبقه طبقه و شامل اتاق ها و قسمت های مختلف ساختمانی است. برج قدیمی امیری: برجی است در منطقه بالا امیری که در زمان پادشاهان طبرستان نمابر و مقر سربازان و دیدبانی پادشاهان بوده است. تنگه بند بریده: آثار بجای مانده از راه باستانی ری به آمل بخشی از راه باستانی هراز در حوالی وانا است که آثار باستانی مربوط به راه قدیم ری به آمل در آن مشهود است. مهم‌ترین این آثار شامل دو دیواره مرتفع بصورت دو نیم ستون سنگ‌چین است که در ارتفاع زیاد نسبت به بستر رودخانه هراز ساخته شده اند.ناصرالدین شاه در سفرنامه خود این آثار را باقیمانده از دوران اشکانی دانسته و برخی از محققین معاصر زمان ساخت آنها را دوران ساسانی می‌دانند. کاروانسرای کمبوج(گامبوش): کاروانسرای کمبوج (گامبوش) مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان آمل، بخش لاریجان، منطقه پلور واقع شده است. مسجد آقا عباس: یک مسجد با سنگ فرش های زیبا و معماری ایرانی است که در بازارچه آمل در شرق کاردگر محله واقع است .و بنابه گفته خادمین مسجد، موسس آن آقا عباس دلارستاقی است که در حدود سه قرن پیش آنرا ساخته است ومربوط به سال 1440قمری است. حمام میر صفی: مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان آمل، بخش دابوشت، روستای امین آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۳۵۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.این حمام دارای پلان های بسته و گنبد های کوچک گرد است که هر کدام را با زاویه به هم متصل کرده است. موزه تاریخ آمل (ساختمان دارائی): که به موزه تاریخ آمل تبدیل شده است،یکی از موزه های زیبا و فعال است که روبرو بیمارستان امام رضا فرار دارد و بنیاد این ساختمان به دوره پهلوی بر می گردد. گلدسته مسجد امام حسن عسگری: یک مناره یا گلدسته بلند که مربوط به دوره قاجار است و در آمل، محله پایین بازار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۳۳۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. آرامگاه خضر (قدمگاه خضر): بقعه خضر (قدمگاه خضر) مربوط به سدهٔ ۹ ه. ق. است و در آمل، خیابان رضوانیه، جنب کتابخانه عمومی شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۳۵ با شمارهٔ ثبت ۱۲۴۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.در هويت اين «بقعه» معروف به «قدمگاه خضر» در آمل ، منوچهر ستوده ، در جلد چهارم کتاب از آستار نا استار آباد ،چنين مي نگارد؛ در تاریخ طبرستان و رویان و تاریخ رویان ، مولف می گوید ؛ " حسن بن علی بن عبدالرحمن شجری معروف به داعی صغیر ، دستور داد خانه ای برای سادات علوی و حسنی این شهر در مصلای آمل بنا کنند و فرمود ؛ مجموع سادات آنجا خانه ها ساختند.گمان می رود این محله ، که سادات در آن خانه بنا نهادند، احتمالا می تواند همان رضوانیه امروزی باشد. در این محله ، امروزه هم مصلی است که نماز جمعه منعقد می شود و هم دارای یک بیمارستان مجهز به نام هفده شهریور و کتابخانه عمومی قرار دارد ، که این کتابخانه از موقوفات بقعه خضر است . ستوده در صفحه 29 کتاب از آستارا تا استارآباد، در بخش معرفی آثار تاریخی آمل می نویسد، در محل هلال احمر ایران ، سرپل مصلی ، پشت کتابخانه عمومی شهر ، گنبدی است به نام « خضر » ، که ممکن است مدفن یکی از سادات باشد . داخل این گنبد محلی معروف به هفت تن است ، که امکان دارد هفت تن از سادات حسینی در این جا به خاک سپرده باشند.در روایت دیگر آمده که خضر نبی در گذر از ایران بوده که به آمل آمده و اولین جایی که نقل مکان کرد همین قدمگاه خضر نبی است. مسجد حاج علی کوچک: از بناهای عهد قاجار بوده که در پایین بازار واقع است که دارای دو مناره بلند عظیم است.بنای اولیه این مسجد بیش از دو قرن می رسد اما اخیرا ساختمان آن خراب ومسجد باشکوهی برسرجای آن در حال احداث است.در سابق این مسجد دارای گلدسته ای آجرنما بود که پوششی سفالین داشت. قلعه کهرود: قلعه ای نیمه بر افراشته در لاریجان است . رابینو نویسد منوچهر مرزبان لاریجان قلعه کهرود را که بعدها به کارو معروف شد چنان آباد کرده بود که در هر رشته ٔ صنفی و تجارت افرادی از هندوستان ، مصر و سوریه به آنجا آمده و اقامت گزیده بودند. تکیه و پل فیروزکلا: قدیمی ترین تکیه مذهبی مازندران و پل تاریخی که در روستا فیروزکلا قرار دارد،از پل فقط خرابه های آن باقی مانده ولی تکیه به طور کامل باقی مانده و برای مراسمات مذهبی از آن استفاده می شود،از معماری چوبی نفیس آن می توان به دست نوشته و نقشه ها و شکل های منده کاری و کشیده روی چوب آن اشاره کرد و همچنین سنگ فرش تکیه فیروزکلا به صوریت تک سنگ ها زیبا است. دخمه های سنگی کافر کلی: دخمه‌های سنگی کافر کلی یا کافر کلی‌ها فضای معماری دست کندی است در مسیر جاده هراز از پلور به سمت آمل شاهد مجموعه سوراخ‌هایی در دل کوه هستیم که اکثرا با نگاهی ساده از آن می‌گذرند.آنچه را که ابن اسفندیار کاتب در کتاب طبرستان، رویة ۵۷، از جایگاهی به نام وَرْ (وَرِکوه) که به معنی پناهگاه و غار در کوهستان، یاد کرده است؛ همان است که نمونه‌هایی از «وَرْها» در چند جایگاه از آبادی‌های کوهستان لاریجان و رویان در نزد عامه به نام «کافر کلی» نامیده می‌شوند. هنوز نمونه‌های زیادی از «وَرْها» در کوهستان پنجاب، نمارستاق (نیمه رُستاک)، اسک، نیاک، ایرا (و در جایگاهی به نام ایرج وَرْ) و دیده می‌شود. دسترسی به جایگاه پاره‌ای از «وَرْها» بستی سخت و صعب‌العبور است. با توجه به کاوش‌های باستان‌شناسی و بقایای سفال‌هایی که در این خانه‌ها پیدا شده، می‌توان قدمت آنها را به اوایل دوران اسلامی یعنی حدود هزار سال پیش نسبت داد و از آنجایی که در این دوران ایران مورد هجوم اعراب قرار گرفته است؛ به نظر می‌رسد این خانه‌ها در دل کوه با امکان زندگی در بلندمدت، همراه با محل‌هایی برای نگهبانی بخاطر عدم پذیرش کیش و آیین جدید و یا بخاطر ترس از هجوم اعراب بنا شده‌است و به همین دلیل نام این غارها کافرکلی یعنی محل زندگی غیرمسلمانان است. بارگاه امامزداه عباس: بنای چهار گوش مستطیل شکل در دوجهت قبلی و غربی ایوان دارد پانزده ستون چهارسو جلو این دو قسمت ایوان است بر دیوارهای این دو لیوان نقاشیهای مذهبی است تمثال علی بن ابی طالب وحسن بن علی و قنبر و ابوالفضل العباس با مشک آب سوار بر اسب و دو طفلان مسلم و حسین و حرریاحی بر حاشیه بالای ایوان میان سر سر ستونها، بسم الله الرحمن الرحیم روزی که شد به نیزه در آن بزرگوار خورشید سر برهنه برآمد زکوهسار و پنج بیست دیگر مورخه سنه در گورستان اطراف بقعه درختان آزاد و شمشاد است. گرداگرد تنه درخت آزادی به 525 سانتی متر می رسد. پل سنگی: پل سنگی که پلور را به لار متصل می کند یک پل سنگی است که در بر روی آب رود و دریاچه لار در زمان پهلوی احداث شده است که از معماری زیبا و قوس مانندی استفاده شده است. حمام اشرف السلطان: امروز این حمام به نام حمام اشرف معروف است که رابینو آن را به نام حمام اشرف سلطان خوانده است. این حمام شامل سربینه یا رختکن است . سر بینه شامل سه وسط حوض و راهرو و دو طرف آن دو قسمت رختکن است. از رختکن به گرمخانه و از آنجا به صحن حمام وارد می شود.نوره خانه قدیمی دراز وطولانی بود و نور کافی نداشت.امروز قسمتی از گرمخانه را اختصاص به این دو داده اند.کاشیهای قدیمی سربینه بر جای بود که قدمت پاره ای از آنها به زمان صفوی می رسد. دخمه و فجه عالی: در محله راست گوی آمل دخمه وقبه عالی برای داعی کبیر ساختند. هنوز آن عمارت باقی است و مولانا اولیا الله نوشته است ، در ایام طفولیت اگر چه عمارت رو به خرابی نهاده بود، اما صندوق کهنه ای آنجا دیدم و در میان دیوار گنبد، راه گرد می گردد و بر بالا می رود و هفتاد پاره دید درنواحی آن بغیر از باغ و ضیعه و حمام و دکان بر آنجا وقف فرمود روز دوشنبه نیمه رجب سنه 270 وفات یافتاین مکان مرقد داعی کبیر است. عمارت و مقبره میر بزرگ مشهد میر بزرگ عمارت و مقبره ای است که مربوط به دوره صفوی -قرن ۸ ه‍.ق است و در آمل، سبزه میدان، محوطه مصلی آمل واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۵۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. مشهد میربزرگ: از بناهای تاریخی مهم و بزرگ مازندران و ایران به شمار می‌رود. که معماری خاص کاشی سازی ایرانی در آن بهکار برده شده است ،ساختمان اصلی بقعه میربزرگ متعلق به قرن هشتم هجری قمری است که با طرحی چهار ضلعی ساخته شده ولی ساختمان کنونی آن به قرن یازدهم هجری و دوره صفوی مربوط می‌باشد. این بقعه از نظر ویژگی‌های معماری، تزئینات، کاشی‌کاری نماها و خصوصاً سر در ورودی، اهمیت تاریخی دارد.کتیبه قدیمی در زیر طاق آن وجود دارد و کاشی کاری آن منحصر به فرد در داخل بنا و بیرون آن موجود است.داشتن حوز در بالای بقعه یکی از شاهکار های آن زمان بوده است که بعضی وقت ها طلبه ها در قدیم برای خواند درس به بالای عمارت میرفتند و درس میخواندند.در زیر گنید و شبستانهای و اتاقهای جنبتین و سر در مقبره روی جرزهای آن قطعات خشت کاشی مربوط به دوران صفوی باقیمانده همچنین مقداری کمربند داخلی گنبد نمایان است.این بقعه را اسکندر شیخی پسر افراسیاب چلابی که حکومتن آمل را از طرف تیمور عهده دار بود به دشمنی اجدادی در سنه 796 قمری خراب و ویران کرده ولی پس از فوت امیرتیمور و مراجعت بازماندگان سادات به مازندران در سال 814 قمری به همت سید قوام الدین پسر سید رضی الدین وکمک اهالی بقعه بزرگ به شکل اول ساخته شد . سپس در عهد سلاطین صفویه خصوصاً شاه عباس اول از لحاظ قرابت و علاقه دینی بقعه مزبور با بهترین کاشیکاری و تزیینات نفیس تکمیل گردیده ؛ ولی به مرور ایام این بنای عظیم وشاهکار تاریخی براثرعدم مراقبت دولت های وقت خراب شده وتمام آجرهای کاشی و اشیای نفیس موزه آن که در دو دروه سلطنت طولانی سلسه مرعشی و صفویه در این بقعه عالی جمع آوری شده بود و همچنین آثار گرانبهای تجاری صندوق ضریح وغیره به وسیله عده ای از بی خردان سود جود ویهودیان به یغما رفت و جز خرابه ای بیش باقی نمانده و حتی موقوفات بقعه نیز به مرور ایام چپاول گردیده است.ولی در اواخر یک مرمت کوتاهی شده است.درباره ی نسب میر بزرگ گفته اند که او از فرزندان علی المرعش پسر عبدالله بن محمد بن حسن بن حسین الاصغر از فرزندان امام چهارم است. قاضی نورالله شوشتری درباره علی المرعش می نویسد که, کبوتر بلند پرواز مرعش می گوینند و چون به علوشان و رفعت منزلت ومکان انصاف معروف بود ، بنابراین وصف او به مرعش به جهت علو منزلت او بوده است وهمو فرموده سادات مرعشیه به اومنتسبند و سادات عالی درجه مازندران که به تشیع مشهورند از جمله اعقاب اویند به ویژه سلاطین قوامیه مرعشیه مازندران,نسب دقیق او را میر قوام الدین بن سید صادق بن سید عبدالله بن سید ابوهاشم بن سید علی بن سید حسن بن سید علی المرعش بن سید عبدالله بن سید محمد الاکبرین بن سید حسن بن سید حسین الاصغرین امام زین العابدین علیه السلام گفته اند.نوشته اند آن بزرگوار مدتی در خراسان به سلوک مشغول بوده بعد از آن به مازندران وطن خود بازگشت.این بقعه که آرامگاه میر قوام‌الدین مرعشی سرسلسله شاخه‌ای از سادات مرعشی به نام مرعشیان تبرستان است، صندوق چوبی نفیسی داشت که دراثر آتش سوزی نابود شد و تنها چهار چوب آن باقی مانده‌است. بر روی این چهارچوب تاریخ ۱۰۳۳ هجری قمری حک شده‌است. بنای فعلی بقعه در دو طبقه احداث گردیده که با توجه به کثرت اتاق‌ها و شیوهٔ معماری، به احتمال قریب به یقین به عنوان مدرسه، خانقاه، مسجد وعمارت و غیره مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

آرامگاه فخر و فضل: مرقد آنان به صورت دو گنبد کوچک هشت ترکی است که بلندی آن گنبدها چندان زیاد نیست،اینجا زیارتگاه بود و مردم بر مرقد آنان شمع روشن می کنند. محوطه بقعه ها تقریبا کمتراز 100 مترمربع هست. این مرقدها در قادی محله در کنار رود واقع است و مربوط به سال 1293 قمری است. برج آرامگاهی سه سید حیدر: آرامگاه سه سید (میر حیدرآملی) مقبره سه سید میر حیدر آملی مربوط به سدهٔ ۹ ه‍.ق است و در آمل، محله پائین بازار، چاکسر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۶۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.این بنا در محیطی تاریخی و قدیمی با وجود حیاط زیبا و موزه تاریخی بنا شده و یکی از نمادهای معماری آرامگاه سازی در ایران است.حکیم عارف صوفی, بهاء الدین سید حیدر بن علی بن حیدر معروف به شیخ حیدر آملی یا میر حیدر آملی (زاده:۷۲۰ هجری آمل، درگذشت: ۷۹۴ ) عارف و صوفی و مفسر شیعه دوازده امامی قرن هشتم است.وی از نوادگان علویان مازندران است که نسبش به سجاد (امام چهارم شیعیان) می‌رسد. اين بنا آجري با برج 8 ضلعي و گنبد هرمي با ارتفاع 12 متر مي باشد.قسمت پايين بنا چهارگوش است و در ورودي با طاق جناقي در ضلع شرقي است.و ضلع مقابل آن از خارج داراي دو طاقنماي باريك است به خلاف ضلع ديگر كه هر كدام يك طاقنما به پهناي 207 سانتيمتر در ميان آن بنا شده است بالاي طاقنما محلي براي نصب كتيبه دارد.و بالاي آنها در هر ضلع ده قرنيس سينه كفتري و كشكولي است و بالاي هر دو قرنيس كشكولي نيم دايره اي از كاشي است.چهار كنج بالاي نما را از داخل جمع كرده و چهار ضلع ديگر بوجود آورده اند كه با چهار ضلع اصلي مجموعا 8 ضلع مي شود كه كمربند گنبد را تشكيل مي دهد و سقف را بر آن بنا كرده اند و با آن از خارج گنبد مثمن القاعده است.مصالحي كه در اين بنا به كار رفته آجر و گچ مي باشد که در نوع خود در بین برج ها و مقبره های چهار ظلعی و قرنیس جالب توجه و خاص است.در داخل حیاط مقبره پارک کوچک و مقبره ۶ شهید گمنام هم دیده می شود.متن كتيبه صراحت دارد كه در اين گور جد ابوالقاسم پسر ابوالمحاسن روياني آملی به خاك سپرده شده است نه خود ابوالمحاسن روياني كه به دست اسماعيليان كشته شد.بسم الله الرحمن الرحيم .لا اله الا الله . محمد رسول الله الملك ليله العزه لله الحمدلله هذه قبر الامام السعيد القاضي القضاه تاج الدين فخرالاسلام . ابوالقاسم بن الامام الشهيد فخر الاسلام ابوالمحاسن الروياني آملی قدس الله الروحهاين كتيبه سنگي قبر سيد سه تن يا مير حيدر آملي است. امامزاده حسن: در دهکده لهاش آمل واقع شده است . بقعه ای است که درها وصندوق بقعه ساده و بدون تزئین وکنده کاری است . بنا از داخل چهار گوش وهر ضلع آن طاقنمایی با طاق جناغی است. با ساختن این طاقنماها کمربند گنبد را تبدیل به دایره کرده اند .و گنبدی مدور براین دایره زده اند. این گونه جمع کردن چهار ضلعی و زدن گنبد درنوع خود بی نظیر است. تخته ای به پهنای 11 درازای 93 سانتیمتر که باقیمانده صندوق قدیمی است ، داخل بقعه ،این عبارت بر آن خوانده شد : تحریر افی شهر جمیدی الا خرسنه شمان شمانین سعمایه ساعی خیر کما محمد. حرم امامزاده ابراهیم: یکی از مقبره های بلند در ایران و از دو امامزادهٔ معروف شهر آمل است و یکی از خاص ترین امامزاده های ایران است و هم‌اکنون از بناهای تاریخی شهر آمل محسوب می‌شود. اين امامزاده به دليل آثار نفيس چوبى از قبيل در، صندوق و همچنين تزئينات و کتيبه‌هاى زيباى قاجار اهميت هنرى و تاريخى دارد.[۴۰] این بنا با پلان مربع شکل و بدنهٔ آجری و گنبد هرمی‌شکل در قرن نهم هجری در شهر آمل ساخته شده است. از ویژگی‌های خاص این بنا می‌توان به ارتفاع بلند آن، دیوارهای محصور کننده‌اش، برج مکعب شکل و گنبد هشت ضلعی آن اشاره کرد.این بنا در سال ۹۲۵ هجری قمری به وسیلهٔ خواجه عبدالله نامدار، فرزند درویش حاج کفشگر، ساخته شده و بانی آن عبدالله ابن شاه حسین قاضی بوده است. سازندهٔ مقبره آن نیز محمد حسین نجار است. چهار چوبهٔ این مقبره از شاهکارهای نجاری باستانی است که آیات قرآنی درآن حک شده است. در خارج دیوار محوطهٔ گنبد امامزاده ابراهیم آب انباری موجود است که در سال ۱۳۱۵ قمری توسط امیر مکرم لاریجانی اسکی ساخته شد. این بقعه از سمت غرب به خیابان طالب آملی و از سمت شرق به قادی محله وگرجی محله محدود است.در داخل حرم کتابخانه عظیم برای مطالعه ساخته شده است.حسینیه مدنی:بنای حسینه با کچ بری های زیبا و فوق العاده از آثار کم نظیر معماری خانه در ایران است.در کچ بری ها از اشکال حیوانات و قرنیس به کار رفته شده و پوشش گیاهی و طاق ها و اسکور و ارسی های چوبی و زینتی داخل حیاط و روی بدنه حسینیه فوق العاده است.این بنا از اثار منحصر به فرد دوره قاجار استمحمد قریشی:بنایی هشت ظلعی و مذهبی دارای هشت ستون و شبستان ضربی و کنده کاری هایزیبایی بر روی بدنه ان وجود دارد که گویند بانی ان میرزا محمد خان بوده که این گنبد فیروزه ای را احداث کرد بر روی دیواره ها اشعاری نوشته شده که با رنگ قرمز سبز و آبی معماری زیبایی به خود جلوه داده است.امامزاده عبدالله وانا:بنایی دارای پلان هشت ظلعی و ارتفاع ان یازده متر می باشد.این گنبد بنای ترکیب ناری با رگ را معرفی می کند،داخل و خارج بنا از نقاشی شمس و ترنج بر روی کتیبه و نقاشهای قاجاری بهره برده و زیبا می باشد و همچنین طاق های کوچم متعدد بر روی بنا احداث شده است . مقبره و گورستان امامزاده قاسم: بنای امامزاده قاسم متعلق به قرن هشتم هجری قمری است و در محله پایین‌بازار آمل و در مجاورت بلوار شهید بهشتی قرار دارد. از لحاظ شکل و پلان دارای ویژگیهایی است که آن را منحصر بفرد نموده، بطوریکه نظیر آن در مازندران دیده نمی‌شود. بنای ۸ ضلعی با گنبدی کوتاه بر روی یک صفحه قرار دارد که با ملاط بر روی آجر، تزئیناتی روی آن صورت گرفته‌است.بالاى طاق‌نماها، سه قرنيس سينه کفترى ديده مى‌شود. بام بنا سفال‌پوش است و ورودى آن در جهت شرقى بنا قرار دارد. سه پنجره نورگير چوبي، در اضلاع شمالى و جنوبى و غربى تعبيه شده است.در کنار این برج کوتاه یک مسجد و یک حیاط که قبرستان است وجود دارد. امامزاده عبدالله: از امامزاده های عظیم و قدیمی، هنگامی که در جادهٔ هراز به سوی آمل در راهید، پنج کیلومتر مانده به آمل، جاده‌ای از راه اصلی جدا می‌شود که از میان جنگل‌های انبوه، به امامزاده عبدالله می‌رسد. امامزاده عبدالله در واقع روستایی کوچک است که آرامگاه امامزاده عبدالله را در برگرفته. این آرامگاه، گذشته از صحن و بقعه‌اش، حجره‌هایی برای اقامت مسافران و زایران و نیز بازاری در ضلع غربی‌اش دارد.در حال حاظر این مقبره خراب شده و به جای آن یک حرم عظیم در حال احداث است. آرامگاه ناصرالحق: برج آرامگاهی مربوط به سدهٔ ۹ ه‍.ق است و در آمل، محله پایین بازار، چاکسر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۶۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.ملگنوف می گوید: گنبد ناصرالحق که یکی از سادات حسنی است در آمل قرار دارد، بهرحال این گنبد دارای چند درب ورودی و گنبدی مدور که در سابق دارای سرامیک الوان بود و هنوز تکه هایی از ان آثار باقی است. در داخل بنا، سقف مدور وجود دارد که در بالای آن سوراخی وجود دارد و به گنبد بنا می رسد. مولانا اولیاء الله آملی می نوسید مقبره ناصر الحق در قرن نهم هجری قمری توسط سیدعلی ساخته شده است. آتشکده شاهان‌دشت: معروف به برج سی شاهادنشت در کنار قلعه عظیم ملگ بهمن قرار دارد که این اثر به پیش از اسلام برمی گردد.که در زمان قدیم آتشکده بوده است مقبره مولانا سید حسن ولی: در قريه نياك مزاري است كه آستانه متبركه منوره و سركار فيض آثار و اطاق سرا خوانده مي شده است بارگاه نوراني از سيد حسن ولي يا درست بگويم درويش تاج الدين سيد حسن ولي و قبري است از برادر وي سيد علي (درويش عالی) و قبری از يكي دراويش و اساتيد حضرت سيد ولی ، درويش سهراب قبر و مزار اين بزرگواران در سنوات مختلف زماني بازسازي گرديده است ، از آنچه نگارنده بابت اين بازسازي به ياد دارد مرمت سال 1352 شمسي و سال 1380 شمسي مي باشد .صندوق چوبين مرقد درويش حسن ولي را پوشانده بود كه بر بدنه شرقي آن اين عبارت حك شده است، نذر كرد امير اعظم امير حسين امير داوود طاب ثراة في تاريخ ماه محرم سنة ثمانة ستين و ثمانمائة (866) ه - ق "متصل به بقعه درويش تاج الدين سيد حسن ولي مسجدي بزرگ تازه ساز بود،سيد حسن ولي و برادرش علي نواده حسن سبط هستند و از دودمان عبدالله بن لطف الله پدر سيد عماد الدين فتح حسنی.درويش تاج الدين سيد حسن ولی خود از پارسايان و عارفان بشمار مي آمده و از دودمان همين گروه هم بوده است و او را ولي يا ولي الله مي خوانده اند و از او چنين وصف كرده اند،سركار با بركات تقوي شعاري سالك راه يقين خداوند و مخدوم سلالة الزهاد و العباد حضرت مفخر العرفا و الفقرا و الصالحين قدوة الفقرا قطب العارفين السالكين والمحققين زبدة المشايخ و الصلحاء و المتشرعين و والمتورعين تاج الملة و الحق والدين افتخار و المتورعين قدوة العارفين و السالكين المخصوص بنظر رب العالمين درويش حسن ابوالحسين. در سندها در بود آن حضرت و بدنبال نام او آمده ، او ام الله انفاسه و بركاته الشريفه ، ادام الله انفاس بركاته ، دام ورعه ، زيدت بركاته ، دام بركته ، زيد فقره ، دام السعادته "و در بعد از وفات آن عالي مقام دعاهاي نورالله مرقده ، قدس سره ، جناب رضوان ماب نور مرقده ديده مي شود. سقانفار هندوکلا: از قدیمی ترین مکان های محلی خاص است،سقانفاری در روستاى هندوکلا در شرق شهرستان آمل و در مسير جادهٔ بابل به آمل قرار دارد. در گوشه‌اى از ميدان کوچک روستا، دو سقانفار به چشم مى‌خورد که يکى از آنها ساده و فاقد نقش و ديگرى داراى نقوش بى‌شمار است.گستردگى خط و نوشته، موجب تمايز اين سقانفار با نمونه‌هاى همسان خود شده است. به گونه‌اى که از تمام اشعار مرثيه دوازده بند محتشم کاشانى به صورت گزيده استفاده شده است.در پايان نام خادم، نقاش، کاتب و تاريخ و حديث بدين شرح آمده است: خادم درگه شاه‌مردان حاجى قربان بن کربلايى رمضان که معروف به حاج قربان مشاور حقوقی سپه سالار بوده است، -کرده نقاشى اين رفيع بنايى بنده خالى مخلص حق ميرزا بابايى از عباسعلى کتيبه العاضى شفيع قزنچاهى ۱۲۸۸ لافتى الاعلى لاسيف الا ذولفقار.از نظر نقوش نيز اين سقانفار متمايز است و شاخص‌ترين نقش‌ها و تمثال شخصيت‌هاى مذهبى با هاله‌اى از نور و عمامه سبز بر سر که تجسم ائمه اطهار است و کاروانى از زنان و يک کودک و يک دختر کوچک و مردى پيشاپيش کاروان گوياى کاروان مظلوم کربلا و محتملاً از رقیه و امام سجاد زينت‌ بخش اين مجموعه است.نقش ديو سفيد مازندران که چندين بار تکرار شده و نقش مردى برهنه و حيوانى در حال خوردن بدن او، از نقوش بسيار جالب اين سقانفار است. پل و غار پلمون:از پل های قدیمی و در زمان خودش از پل های سبک سنتی بوده است،غار پلمون یا بلمون غار دست کنده پل مون در استان مازندران، در 121 کیلومتری شمال شرقی تهران، و بین دو روستای پلور و گزنک و ابتدای دوراهی هراز به رینه قرار گرفته است.غار دست کنده پل مون از شاهکارهای معماری سرزمین ما در دوره​های گذشته، و سبک معماری این مجموعه از شیوه معماری غار کرفتو نیز پیچیده​تر است. بناکنندگان تمامی دژصخره​های مجموعه پل مون از تکنیکی پیشرفته و اطلاعاتی فراوان در صنعت سنگ تراشی و قلعه​سازی برخوردار بوده​اند، زیرا انتخاب محل و تکنیک به کار رفته در ساختمان اتاق​ها، محل قرار گرفتن نورگیرها و ارزش دفاعی آن​ها، شیوه ساختن ورودی​ها و نقش مؤثر آن​ها در ایمنی مجموعه و مشکلاتی که ضمن تصرف دژ برای مهاجمان به وجود می​آوردند، همه نشان دهنده توان بالای تمدن از اقوام ایرانی سازنده آن هستند. مشاهده شکوه این معماری و حساب گری در ساختن آن، برای هر بیننده کنجکاو می​تواند جذاب، آموزنده، و جالب باشد. عمارت منوچهری: این عمارت در بافت قدیم آمل قرار دارد و بنا مربوز به دوره قاجار است که در زمان قدیم یک عمارت و خانه ایانی بوده است،که یک مجموعه کامل می باشد.این بنا یکی از شاهکارهای دوره قاجاریه است که به صورت ورودی هشت ظلعی و عمارت پهن ساخته شده است. سروچمان هزار پله: در منطقه جنگی هراز وافع شده است و دارای چند پله جوبی است که یکی از جاذبه های زیبا این منطقه است قوس چوب و چندین پله که برای عبور و مرور ساخته شده است. مسجد امام حسن عسگری: یکی از کهن ترین مساجد ایرانی و قدیمی ترین حوزه علمیه ایران مسجد امام حسن عسگری است که کهن ترین مسجد آمل هم نام برده می شود. سازمان میراث فرهنگی مازندران تاریخ بنای این مسجد را سال 140هـ ق می دانند . بنای اصلی آن متعلق به قرن دوم-سوم قمری است وگلدسته هشت ضلعی با بامی سفالین ساخته شده که بر فراز مسجد واقع است متعلق به قرن ششم هجری قمری است. در برخی منابع نام این مسجد، مسجد امام حسن آمده وبرخی معتقدند که کلمه عسگری بعدها به آن اضافه شده است. ودر برخی منابع آمده که امام حسن عسگری در این مسجد نماز گزارده و نام مسجد به نام او گردیده است . این مسجد در پایین بازار آمل واقع است . موضوع ورود حسن بن علی به مازندران هنوز مورد تردید است . احتمالا این مسجد توسط حسن الطروش حسن کبیر ساخته شده است . ناصر کبیر اسمش حسن بود واز آنجایی که ناصر فرمانروایی مذهبی بود مردم او را امام می نامیدند واین مسجد به نام اوست که بعدها کلمه عسگری به آن اضافه شده است . ناصر کبیر مسجد رادر قرن سوم هجری قمری ساخته است. آرامگاه میرزا شاه: آرامگاهی سه ظلعی در آمل مدفن عارفی زاهد به نام میرزا بابا شاه است،در داخل مقبره یک کتیبه چوبی است که در آن نوع ساختار اولیه بنا ذکر شده است و نسب میررا شاه در آن ذکر شده است. خانه شفاهی: یکی از زیباترین خانه ها ایرانی که با وجود به المانهای موجود در این بنا نقاشی ها و گچبریها و پنجره های اروسی و طاق و قوس های موجود در بنا می توان گفت متعلق به دوره قاجار است،در طبقه دوم آن تزئینات زیبایی دیده می شود و گمان می رود که خانه شاه نشینی بوده است ،گچبریهای زیبا با نقش های گل و بوته و اروسیهاو طاق ها با قوس زیاد داخلی و شیشیه های نور گیر مشبک اشاره کرد. ماهانه سر: دژ و قلعه ماهانه سر قلعه ای است به مازندران که آن قلعه در دست حکام سادات زیدیه بودو امیر تیمور آن را تسخیر و تاراج نمود. (از انجمن آرا) (از آنندراج ). ناحیه ای نزدیک آمل که بعدها محل مستحکمی برای استقرار فرمانروایان خاندان مرعشی مازندران شد و تیمور این قلعه را محاصره و کمال الدین بن قوام (763-795 هَ .ق .) مرعشی را اسیر کرد و به کاشمر فرستاد. (از ترجمه ٔ مازندران و استرآباد ص 153 و 189). و رجوع به همین مآخذ و ابن اسفندیار ص 37-38 شود. برج هشتل: برج هشتل مجموعه عظیم پنج برج آرامگاهی است.این برج ها یکی از خاص ترین مکان های تاریخی هستند که به شکل مثلث کنار هم چیده شده اند.بزرگترین برج آن مربوط به يکي از سرداران ميرقوام الدين مرعشی ،سر سلسله مرعشيان است. شهرت اين سردار به دليل مقاومتي ست که در زمان حمله تيمور از خود نشان داد مي باشد.سردار سپاه مير قوام الدين جان خود را براي حفاطت مردمش در مقابل حمله چنگيز از دست داده است.بنای اصلی بقعه چهار ضلعی است که مسجدی متصل به آن است و ایوانی در جلوی مسجد ساخته شده است.بنای اصلی از داخل چهار گوشه است . در هر یک از اضلاع یک طاقنمای بلند است . با چهار گوشواره گود ، چهار ضلعی تبدیل به دایرۀ کامل شده و بر روی این دایره گنبدی بلند نوک تیز زده اند.نمای خارجی بنا چهار ضلعی است که میان هر یک از اضلاع طاقنمای بزرگی است . بالای هر یک از بدنه ها سیزده قرنیس سینه کفتری است . گنبد بنا از خارج از نوع گنبد های زاویه دار مخروطی است سه گنبد دیگر در گورستان به بقعه متصل است.این بنا در تاریخ 7/5/1382 به شماره 9351 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. حرم امامزاده هاشم: امامزاده هاشم مهمترین جاذبه مذهبی جاده هراز است. این امامزاده در مرتفع‌ترین نقطه این جاده و در گردنه‌ای به همین نام واقع است. نسب او را به امام حسن مجتبی می‌رسانند. این امامزاده با شماره ۶۱۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. به نظر می‌رسد در گذشته در کنار این بقعه، کاروانسرایی وجود داشته که امروز اثری از آن به چشم نمی‌خورد.این محل هنگام گذر از جاده هراز، محل ورود به استان مازندران است. امامزاده محمد طاهر: مربوط به سدهٔ ۸ و ۹ ه. ق. است و در شهرستان آمل، بخش لاریجان، روستای رینه واقع شده و این اثر در تاریخ ۰۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت۹۳۵۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.برج سه خط: برجی در دل کوه که در منطقه لاریجان قرار دارد و دارای چهار سوراخ است که از بالای کوه مانند پرنده ای نمایان است.مرقد شیخ درویش اسماعیل:مقبره شیخی زاهد و عالم بوده. این بنا در دشت سر آمل واقع شده است میان پاشاکلا و کمانگرکلا در زمینهای متعلق به دهکده کمانگرکلا بقعه قدیمی درویش اسماعیل قرار گرفته است. نمای خارجی بقعه چهار گوش است این چهارگوش را بالاتر از تزئینات کشکولی و سینه کفتری گچی، بریده و هشت ضلعی به وجود اورده اند. گنبد کلاه درویشی آن هشت پراست و روی این هشت ضلعی بناشده است. در هر ضلعی بالای طاق نمای وسط، دو مستطیل است که داخل آنها کاشی کاری است بالای این قسمت کاشیکاری ، دوازده قرنیس سینه کفتری و بالای آنها یازده و نیم دایره تزئینی از گچ ساخته اند. طرف در ورودی بقعه،مسجدی نوساز بعدا اضافه کرده اند. داخل بقعه چهارگوشه است و صندوقی ساده چوبین درمیان آن مرقد درویش اسماعیل را پوشانده است در مقابل بقعه سقا نفاری تازه ساز به چشم می خوردحسینیه هدایت: تکیه آملی یا حسینیه هدایت در پایین بازار آمل واقع است که بنای قدیمی آن تخریب شد و بنای نوساز  و عظیم برجاست .[17] درخت چنار کهنسالی در محوطه این حسینیه و یک آرامگاه و سقاخانه وجود دارد که عمری طولانی دارد.سلطان شهاب الدین: مقبره سلطان شهاب الدین  دو مقبره کوتاه در فاصله ای نزدیک به هم است که در حاجی دلا قرار دارد مقبره عارف شیخ سلطان شهاب الدین دارای کتیبه و کاشی کاری نفیسی است که بعد ها ان را به به لندن برده اند و بعدها آن را باز برگشتاندند.نکته:آمل از شهرهای باستانی است که بیشترین خرابی را از زلزله و حملات وحشیانه و سیل و زلزله شهر را به کلی ویران کرد خانقاها مساجد و دارالحکومه های متعددی به کلی ویران شد..

جاذبه‌های ورزشی

قله امامزاده قاسم: قله ای است با ارتفاع 2570 متر از سطح زمین با هوایی مطبوع که اصلی ترین راه برای سعود به این قله از الیمستان است.هرساله تعداد زیادی از کوهنوردان ایرانی و خارجی به این قله صعود میکنند. کلکچال: نام کوه و غاری است در نزدیکی آمل. در روایت‌های اساطیری پایتخت منوچهر، پادشاه پیشدادی ایران در زمان پهلوانی سام نریمان نیای رستم بوده‌است. آثاری از زندگی انسان‌های پیش از تاریخ در آن یافت شده است.به اعتقاد مردم محلی، این غار خانه دیو سپید بوده است. پلاس: فلالس یا پلاس مرتعی زیبا در ارتفاع 2700 تا 2900 متری محصور در میان رشته کوههای البرز, در ضلع شمال شرق منطقه امیری لاریجان است. از شمال آرمیده در سایه دیواره عظیم بُرز و از غرب زیر نگاه تماشایی دماوند. دو دیواره 85 و 100 متری, آبشار 50 متری برز را چون نگینی در بر گرفته اند که با وجود کم آبی این روزها, همچنان چشم نواز و روح افزاست. ارتفاع رشته کوه صخره ای برز از 3000 متر در کنار آبشار تا 3770 متر در غرب می رسد.اسپه چشمه (چشمه سفید) پر آب ترین چشمه این منطقه است, با خنکای زبانزدی که نگه داشتن دست بیش از چند لحظه در آن میسر نیست. غار اسک: این غار در نزدیکی آب اسک ، در دره هراز واقع شده است . حدود یک ساعت از روستای پیاده روی دارد که از کنار ارتفاعات و حواشی رود هراز می گذرد. طول غار در حدود 370 متر است و مسیرهای متعدد کوچکی نیز دارد . دهانه آن بسیار بزرگ و بلند است. پارک ملی لار: پارک ملی لار که دارای اکوسیستم‌های کوهستانی مرتفع و آبی می‌باشد، در دامنهٔ جنوب غربی دماوند، و در حوزه استحفاظی سازمان حفاظت محیط زیست ایران قرار گرفته‌است. منطقه حفاظت‌شده لار بین استان‌های تهران و مازندران و در موقعیت ۳۵٬۵۴ عرض شمالی و ۵۱٬۳۳ طول شرقی قرار دارد. دریاچه ۲۰ کیلومتری لار یکی از مراکز تفریحی این منطقه‌است. وسعت این پارک در حدود ۳۰،۰۰۰ هکتار است. غار گل زرد: روبه روی انبار نمک راهدارخانه پلور، جاده خاکی به طول 4 کیلومتر وجود دارد که بعد از گذر از روستا و چادرهای عشایر، به نزدیکی غار گل زرد می رود. بعد از پارک ماشینها در کنار کلبه های انتهای مسیر حدود نیم ساعت تا دهانه غار که در جانب غربی دره بعدی واقع است باید پیاده روی کرد.غار گل زرد از خرداد تا شهريور هر سال میزبان بسیاری از کوهنوردان و غارنوردان ایرانی و خارجی است، در غير از اين محدوده زماني، دهانه کوچک غار به دليل جاري شدن سيلاب ها بسته مي شود، دهانه غار بسیار تنگ است و باید به حالت سینه خیز وارد آن شد، هنگام بارندگی احتمال ريزش دهانه ورودي غار بسيار زياد است و بهتر است یکی از اعضای گروه در بیرون غار بماند.غار بسیار زیباست، سطح درون غار پوشیده از کربنات کلسیم است و ستونها و قندیلهای آهکی زیبا در کنار حوضچه های آب سرد کوچک و بزرگ كه تا 4 متر عمق دارند و جویبارهای زیرزمینی با تابش نور غارنوردان فضايي دلفريب و رويايي ايجاد كرده است. کوه دال کمر: کوه دال کمر در ارتفاعات آمل قرار دارد.کوه قره داغ: کوهی است که از منطقه امامزاده هاشم آمل تا فیروزکوه کشیده می شود.از جمله قلل متعدد شرقی خط الرأس دو برار می باشد. این قسمت از کوه های دوبرار بواسطه آن که برنامه شناسایی کاملی بر روی آن انجام نگرفته تقریباً ناشناخته باقی مانده است. برج صخره ای اسب گیرون از سمت غرب توسط گردنه مرتفع و بلندی به قلل قره داغ و از سمت شرق به شاه تپه و قیاق لکه می رسد. ارتفاعات ییلاقات لاریجان: مربوط به ارتفاعات روستا های لاریجان که از کوه و طبیعت سبز تشکیل شده است می باشد.که هر یک از جاذبه های آن به بخش جداگانه ای تقسیم و توضیح می شود. رود هراز: رودخانه هراز (harāz) که در قدیم، رودخانه هرهز نیز نامیده می‌شد از دره لار در جنوب دماوند سرچشمه می‌گیرد و رواناب‌های دره قاضی‌کلا و جنگل‌دره نیز از کوه‌های شمیم‌کوه، آب زیارو و لاسم که از کوه‌های غربی قزقان‌چای فیروزکوه و آب رودهای جاری از دهکده‌های دلارستاق، نیز به این رود وارد می‌شوند. رودخانه هراز در یک دره نسبتاً پهن به طرف شمال جریان یافته‌است و در مسیر آن چندین روستا و محله و حداقل ۸ کارخانه شن و ماسه وجود دارد.و بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر مربع است. آب زارعی کشاورزان آمل، فریدونکنار، بخشی از بابل و نور نیز از این رودخانه تامین می‌گردد. مهمترین شهرهایی که بر روی مخروط افکنه رودخانه هراز توسعه یافته‌اند عبارتند از شهرستان‌های آمل و فریدونکنار. شیب رودخانه هراز در محدوده کوهستانی بسیار متغیر است. شیب رودخانه هراز از مرز کوهستان تا شمال شهر آمل ۱۳ در هزار و در محدوده شهر آمل ۷ در هزار می‌باشد. پیست و آکادمی گلف استار: پیست و آکادمی استار در سال ۱۳۸۸ توسط گروه سرمایه گذاری دبی طراحی و آغاز شده و یکی از مدرنترین آکادمی گلف در ایران است،این آکادمی در جاده هراز قرار دارد.

جاذبه‌های علمی تحقیقی

طرح آبریز هراز: طرح آبریز هراز یکی از بزرگترین طرح ها آبریزی اجهان است که در آن به پرورش گوناگون ماهی ها پرداخته می شود و به عنوان یک جاذبه طبیعی هم استفاده می شود. موسسه تحقیقات برنج کشور: آمل از بزرگترین شهرهای کاشت و برداشت برنج وتجارت صنعتی برنج است که معاونت موسسه تحقيقات برنج كشور در مازندران با سابقه بیش از 4 دهه فعاليت تحقيقاتي، در حال حاضر یکی از موثرترین واحدهای پژوهشي داراي فعاليتهاي تحقيقاتي كاربردي و اثرگذاري شاخص در توليد برنج كشور ميباشد. فعاليت هاي تحقيقاتي معاونت در بخش هاي مختلفی از جمله اصلاح و تهیه بذر، آفات، بيماريها و علف‌هاي هرز، خاك و آب و فني و مهندسي بوده و در زمینه به­نژادی، به زراعی، خاک و تغذیه، شناسایی و مدیریت آفات، بیماری ها و علف های هرز، آبیاری، صنایع غذایی و همچنین تولید بذور سوپرالیت و مادری ارقام پرمحصول برنج فعالیت می نماید. کارگاه زغال: یکی از فعالترین کارگاههای زغال است که در منطقه بلیران قرار دارد و تمامی کارهای آن به صورت دستی انجام می شود. مرکز پرورش نهال زیتون: یکی از بزرگترین مراکز پرورش نهال زیتون است که در آن میتوان به تهیه و کاشت و برداشت نهال زیتون پی برد و تحقیقات خاکی و بهره برداری انجام داد. منطقه حفاظت شده چلاو چلاو یک منطقه زیبا با آب هوای بسیار معتدل است که دارای تپه ها و مراتع بی شمار که در آن به صورت جاذبه طبیعی و تحقیقاتی استقاده می شود. منطقه حفاظت شده سیاه‌ بیشه: منطقه سیاه بیشه از مراکز حفاظت شده مخابراتی ایران است که در آن چندین دکل مخابراتی و آنتن های ارتعاشی نصب شده است. منطقه حفاظت شده چلاو:منطقه ای کشیده شده در منطقه اولیه جاده هراز می باشد. دریاچه امامزاده علی: دریاچه امامزاده علی در نزدیکی آب اسک آمل در جاده هرازو حدود هشتاد کیلومتری تهران واقع شده . برای رسیدن به آن از مسیر جاجرود ، آبعلی ، پلور و آب اسک می بایستی عبور کرد . سالها پیش محل فعلی دریاچه همانند سایر نقاط رودخانه هراز،تقریبا رودخانه ای کم عمق و کم عرض بود. لیکن در بهار سال 1377 یکی از بزرگترین زمینلغزشهای جاده هراز به وقوع پیوست. خوشبختانه با تخلیه بموقع کلیه اماکن مسکونی-تجاری اطراف محل، این حادثه تلفات جانی در بر نداشت. لیکن 600 متر از جاده هراز، یک روستای ییلاقی 15 خانواری خالی از سکنه بنام پشتک، زائر سرا و بقعه سه امامزاده و تخریب شدند. این دریاچه محل زندگی ماهی قزل آلای خال قرمز و رنگین کمان است. کف دریاچه پر از درختان و گیاهان باقی مانده از آثار قبل ازرانش کوه می باشد.سفید آب:سفید آب منطقه ای باستانی در دره های قصران آمل قرار دارد و در زمان قدیم کنار ان عمارت و قبرستان بوده است که افراد سرشناس را دفن می کردند. قلعه کش: محوطه باستانی قلعه کش در حاشیه غربی و جنوب غربی روستای قلعه کش بخش دابودشت شهرستان آمل قرار دارد. در مجموع تعداد 16 گمانه آزمایشی در پیرامون بلافصل محوطه قلعه کش به منظور تعیین حریم در این محوطه زده شد، که علاوه بر مشخص کردن عرصه واقعی محوطه(17 هکتار)، یافته های بسیار ویژه ای مربوط به ادوار پیش از تاریخی آهن، مفرغ،کلکولتیک بدست آمد که از جمله آنها می توان به پیکره حیوانی، تدفین انسانی، مجموعه سفالین قابل گاهنگاری نسبی و... اشاره کرد. رود کتلکش با ورود به یک پیچ از سرعت جریان آن کاسته می شود و احتمالاً کاهش سرعت جریان آب، استعمال و انشعاب گیری از آب رودخانه جهت مصارف کشاورزی را آسان می گرداند و از دوره های مختلف مکانی مناسب برای گروه های انسانی بوده است که در نتیجه استقرار این گونه ها در طول بازه زمانی طولانی، تپه ای را ایجاد کرده است که امروزه در میان دشت هموار منطقه دابودشت به خوبی خودنمایی می نماید و اثری نامتجانس با ساختار طبیعی و هموار منطقه پدید آورده است. تپه در حصار زمینهای کشاورزی است که در فصول مختلف سال به کشت گیاهانی همچون برنج و سبزیجات اختصاص می یابد. چشم انداز امروزی محوطه به گونه ای است که در سطح تپه در طول سالیان متمادی ( به قول برخی از اهالی حدود 100 سال) افرادی بر روی آن در قسمت جنوب و شرق محوطه ساکن شدند و دست به ساخت و سازهای زیاد مسکونی زدند که این امر خود باعث تخریب محوطه طی سالهای متمادی شد. در قسمت شمال و غرب و بخشی از شرق به عنوان مزارع کشاورزی بوده که جهت کشت صیفی جات، سبزیجات و درختان میوه استفاده می شده است. از یافته های فرهنگی در بررسی های سطحی می توان به سفالهای پیش از تاریخی و تاریخی که بصورت سفالهای خاکستری تیره و روشن، قرمز ساده و بعضا منقوش و همچنین سفالهای دوره اسلامی خصوصا سفالهای نوع اسگرافیتو اشاره کرد. قابل ذکر است تعدادی جوش کوره در ابعاد مختلف و تعدادی ابزار سنگی نیز بر سطح تپه یافت شد. سفال خاکستری تیره و روشن بیشترین نوع سفالهای کشف شده را تشکیل میدهند. تزئینات بکار رفته بر روی سفالهای خاکستری ، شامل نقوش داغدار بصورت خطوط موازی و متقاطع، و همینطور نقوش کنده بصورت خطوط موازی می باشد. این گونه سفالین اکثرا دارای آمیزه ماسه ریز بوده . در بخش غربی تپه سه ظرف سفالین بدست آمده که دو نمونه آن خاکستری بوده است. یکی از ظروف بصورت خاکستری تیره بوده که دارای نقش گندمی افزوده می باشد. نمونه چنین ظرفی در تپه حصار دامغان و در دوره IIIC گزارش شده است. ظرف سفالین دیگر بصورت خاکستری روشن و از نوع ظروف لوله دار است که شامل یک دسته نیز بوده ودارای تزئین نقش سوزنی در بخش بالایی بدنه می باشد. یک ظرف سفالین نا متقارن که از لحاظ تکنیک ساخت در سطح بالایی قرار نداشته در کنار تدفین یافت شده قرار داشته است، که این ظرف فاقد هرگونه تزئینی بوده است . سفال قرمز رنگ یافت شده در این محوطه خود به سفالهای قرمز ساده و منقوش تقسیم می شوند. سفالهای قرمز ساده بیشتر مربوط به سفالهای عصر آهنی و احتمالا تاریخی بوده، یک نمونه ظرف کامل قرمز رنگ در بخش غربی تپه و در کنار ظروف خاکستری ذکر شده یافت شد، این ظرف بصورت کاسه و فاقد هرگونه تزئین و بصورت دودزده بوده است . . گونه های دیگر سفالین یافت شده، سفال نوع آشپزخانه می باشد. این مجموعه سفالین بصورت ضمخت و دارای آمیزه صدف بوده و بیشتر در نزدیکی سنگچینهای اجاق یافت شده در گمانه ها ، دیده شده است .تعدادی ابزار سنگی که همگی آنها از نوع سنگ چرت می باشد و اکثرا بصورت تراشه بوده در گمانه ها یافت شد. اکثر ابزار های یافت شده دارای روتوش در دو طرف آنها بوده و همچنین آثار سیلیکات برروی برخی از آنها نمایان است . پیکره حیوانی در بخش شمالی تپه یافت شد. این پیکره که یک پا و بدنه آن سالم مانده ، به شکل گاو نر است. در بخش جنوبی تپه نیز به بقایایی از معماری دوره اسلامی یافت شد. شکل ظاهری این معماری ، شبیه به دهانه یک ورودی با شکل طاق مانند است. بخش شرقی تپه و در فاصله 300 متری از آن یک تدفین انسانی بدست آمد. این تدفین در جهت شرقی-غربی قرار گرفته و سر آن احتمالا بر روی یک تخته سنگی قرار داشته است. این تدفین بصورت چمباتمه ای بوده، طوریکه پاها کاملا بسمت شکم جمع شده ، همچنین انگشتان دست راست برروی دست چپ و زیر سر قرار گرفته است. از اشیائ بدست آمده از کنار تدفین می توان به یک ظرف سفالی خاکستری ساده با گردن بلند نا متقارن، یک خنجر مفرغی که نوک آن دقیقا برروی سر اسکلت قرار داشته و انتهای آن بسمت جناغ سینه بوده، یک گلوله گلی موسوم به فلاخن در پشت سر تدفین و همچنین دستبندی(احتمالا نقره ای) بر روی یکی از دستهای این اسکلت اشاره کرد. بر اساس برآمدگی پیشانی و لگن آن می توان تشخیص داد که این تدفین متعلق به یک مرد بوده است.ملاک تاریخ گذاری این تدفین بر پایه مقایسه سفالی و نمونه مشابه آن در گوهر تپه بهشهر صورت پذیرفت که در راستای آن، می توان چنین نتیجه گیری کرد که این تدفین متعلق به عصر آهنII می باشد. لازم به ذکر است یافت یک تدفین انسانی در فاصله 300 متری شرق تپه باعث پردازش فرضیه های بسیاری نظیر جدایی فضای استقراری از گورستانی در عصر آهن می شود سفال دوره اسلامی: سفالهای دوره اسلامی یافت شده اکثرا از نوع سفال اسگرافیتو بوده است. اینگونه سفالین دارای نقوش عموما سبز و سیاه برروی زمینه کرم رنگ بوده و از لحاظ تعداد، سفالهای دوره اسلامی از تراکم کمتری نسبت به دوره های پیش ار تاریخی برخوردار بوده است .

جاذبه‌های تفریحی

پارک جنگلی میرزا کوچک‌خان: جنگلی پارک جنگلی میرزاکوچک‌خان در ۲۰ کیلومتری شهر آمل استان مازندران در جاده هراز قرار دارد و امکاناتی مانند آب، برق، سرویس بهداشتی، آلاچیق، سکوی چادر و وسایل بازی کودکان دارد. و این پارک جنگلی دومین پارک جنگلی شمال و در مسیر جاده هراز و فست فود مجموعه توریستی رفاهی نارنجستان آمل قرار دارد. پارک بزرگ دهکده طلایی: بزرگترین پارک مازندران است وبه عنوان یکی از زیباترین پارک های ایران هم نام برده می شود،امکانات این پارک یک دریاچه برای قایق و یک شهربازی برای بزرگسالان و یک شهربازی برای خردسالان دارد،همچنین این پارک از پل میر بزرگ آغاز می شود و به پارک نارنجستان ختم می شود. شکارگاههای لاسم: در انبوه مناطق بیابانی و کوهستانی قرار دارد و یک شکارگاه و یک منطقه نیمه حفاظت شده برای توریسم و شکار است. شکارگاه امیری: شکارگاه امیری از روستا شمس آباد تا هاره کشیده میشود که در ازتفاعات کوه پایه حیوانات نادری در ان پیدا می شود که از مناطق بکر طبیعت گردی و تفریحی ایران است. شکارگاه لار: لار یک دشت وسیع است که در آن پرندگان نادری کشف میشود،همچنین پرندگان خوراکی و غیره در آن وجود دارد و در کنار دشت شقایق یک محیطی برای دیدبانی و شکار است. خوشواش و نوا: خشواش و نوا روستا و منطقه بلند و در جاده هراز واقع شده است و از جاذبه های آن می توان به هوای خنک،بوته های وحشی و درختان بزرگ آن اشاره کرد. دریاچه آب اسک: اين آب گرم در روستايي به همين نام از بخش لاريجان قرار گرفته و داراي تركيبات اسيد كربنيك و بيكربنات دوسود است. پيرامون اين چشمه قشرهاي آهكي پديد آمده كه به مرور زمان به سنگ هاي مرمر تبديل شده است. اين آب گرم براي درمان امراض جلدي از قبيل اگزما و زخمهاي كهنه توصيه شده است. علاوه بر آب گرم فوق، آب معدني هاي ديگري نيز در آب اسك وجود دارد كه براي رفع امراض جلدي و گوارشي توصيه شده اند. منطقه امیری:یکی از زیباترین و حاصلخیزترین و بکرترین مناطق طبیعی و زراعی ایران است که شامل چنیدن روستا بزرگ و زیبا و با هوایی خنک و معتدل به صورت تابستان و زمستان می باشد. جاذبه‌های طبیعی قله و کوه دماوند: کوه دَماوَند نماد سرزمین ایران کوهی در شمال ایران است که به عنوان بلندترین کوه این کشور و بلندترین آتشفشان خاورمیانه و بلندترین قلهٔ آتشفشانی خاموش در آسیا شناخته می‌شود. این کوه در قسمت مرکزی رشته‌کوه البرز در جنوب دریای خزر و در بخش لاریجان شهرستان آمل قرار دارد. کوه دماوند که از نظر تقسیمات کشوری در استان مازندران قرار دارد، به هنگام صاف و آفتابی‌بودن هوا، از شهرهای تهران، ورامین و قم و همچنین کرانه‌های دریای خزر قابل رؤیت است.کوه دماوند در سی‌ام تیرماه سال ۱۳۸۷ به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در فهرست آثار ملّی ایران ثبت شد.همچنین کوه دماوند از سال ۱۳۸۱ به عنوان «اثر طبیعی ملّی» در شمار مناطق چهارگانهٔ ارزشمند از نظر حفاظت محیط زیست قرار گرفته‌است.از دماوند در اساطیر ایران هم یاد شده‌است و شهرتش بیش از هرچیز به این سبب است که ضحاک (پادشاهی ستمگر و اژدهافش) در آن به بند کشیده شده‌است. در آثار ادبی فارسی نیز فراوان به این اسطوره و به طور کلّی‌تر کوه دماوند اشاره شده‌است. دماوند دارای چشمه‌های آب گرم زیادی است. دریاچه ساهون: اين درياچه در دامنه هاي جنوب غربي قلعه دماوند، نزديك روستاي نوا قرار گرفته است. ارتفاع آن از سطح دريا بيش از 3000 متر است. در گذشته بيش از 1000 هكتار وسعت داشته و تا نيم قرن پيش پر از آب بوده كه به مرور زمان بر اثر دخالتهاي انسان حجم آب آن كم شده است. در حال حاضر به صورت مردابي در آمده است. دشت و آبشار دریوک: یکی از بکرترین مناطق طبیعی در ایران است که در مازندران، آمل قرار دارد یک دشت وسیع و زیبا وبا آبشاری بلند و کشیده با سنگ لاخهایی سخت که طبیعتی زیبا برای گردشگران و کوه نوردان است.آبادي زيباي نمار، هم که در بالا دست این منطقه قرار دارد دارای مناطق دیدنی زیادی همچون آبشار و دشت سرسبز دريوك، چشمه هاي آب معدني و چهل چشمه و چشمه لهرا می باشد.از دیگر منابع طبیعی این منطقه دشت بالایی و پایه کوهای آن است. رود کرسنگ: رودی خروشان در منطقه کرسنگ واقع شده است و از روستاهای اطراف عبور می کند. آب گرم لاریجان: به علت شرایط خاص زمین‌شناختی در دامنه‌های البرز به ویژه اطراف قله دماوند، آب‌های معدنی با خواص مختلف درمانی وجود دارد که مهم‌ترین آنها در روستای آبگرم مجموعه‌ای جذاب را پدید آورده‌است. روستای ییلاقی و خوش آب‌وهوای آب‌گرم در دامنهٔ قله دماوند قرار دارد. جاده دسترسی به آن پس از طی ۷۰ کیلومتر در مسیر توریستی هراز که شهر آمل را به تهران متصل می‌کند در محل گزنک توریستی هراز که شهر آمل را به تهران متصل می‌کند در محل گزنک بخش لاریجان از راه اصلی جدا شده و به سمت غرب در مسیر کوهستانی و آسفالته ادامه یافته و پس از عبور از روستای ییلاقی گزانه به آبگرم می‌رسد. آبهای گرم معدنی این روستا با حرارتی در حدود ۶۲ درجه سرشار از مواد گوگردی بوده و به همین دلیل برای درمان انواع بیماریهای پوستی، دردهای استخوان، مفاصل و روماتیسم مفید می‌باشد. دریاچه تار و هویر: در پایین دست دوبرار لاسم در آمل قرار دارند.این دو دریاچه در فاصله حدود 500 متری از یکدیگر قرار دارند. بیشترین درازای دریاچه تار 3/1 کیلومتر و میانگین پهنای آن 400 متر و درازی دریاچه هویر حدود 900 متر و میانگین پهنای آن 150 متر است.دو دریاچه روی هم نزدیک به 7/0 کیلومترمربع وسعت دارند. سرشاخه آب‎هایی که به این دریاچه‎ها می‎ریزند، چشمه‎ساران کوه‎های قره‎داغ، سیاه‎چال و شاه‎نشین در شمال و آبراهه‌های فصلی از جنوب است که قسمتی ازآب آنها وارد دریاچه‎ها می‎شود و قسمتی دیگر، آب رود‎های تار و هویر را تأمین می‎کنند. قلعه قَلابِن: قلعه قلابن در فاصله میان قهوه خانه قلابن و آبگرم واقع در جاده هراز استان مازندران در غرب بر بالای دامنه ی خاکی در روستاي مريجان آمل واقع شده كه با شواهد موجود در قلعه از دو بافت جدا در سنه هاي مختلف شكل گرفته است . در ديوار اصلي ،بعلت استفاده از آجرهاي دوران اسلامي نشان از جديد بودن بنا دارد ،ولي در بخش سيلو ،و جاي نگهداري عسل از خشت ساساني استفاده شده است.وجود ساختمان اين قلعه در بالاي صخره بسيار بلند ،نشان از موقعيت نگهداري امكانات نظامي وپناهگاهي براي بزرگان وقت مي باشد. . این قلعه عبادتگاه و مسکن پیشوایان دینی بوده است . این محل معبدی است که بی شباهت به آتشدان های پاسارگاد و نقش رستم نیست . متاسفانه قلعه كاملاً بدست سود جويان ،در حال ويراني ميباشد.قلعه فرنگیس: نام قلعه و تپه ای در الیمستان است که این قلعه جایگاه و پناهگاه دختری به نام فرنگیس بود که به آن حمله شد و از این قلعه به هند فرار کرد.غار پور: غاری در بین کوه های سه خط و اسک و نقره بن است .غاری که دوره ان را به دوره افشاریه نسبت داده اند.قلعه دره شیر: یکی از قلاع کوهستانی منطقه البرز مازندران است،از این قلعه فقط دیوراه های بزرگ و کاشی ها و سنگ ها و سفال ها نفیسی به جای مانده و خود قلعه به دست طبیعت و حوادث از بین رفته است.این قلعه در نمارستاق قرار دارد. غار کمربن: غاری که اابته حفرهای ورودی آن دست کند شده است و در منطقه لاسم کنار هفت ابشار قرار دارد که به صورت زیر زمینی می باشد که نسبت آن را به دوره اساطیری داده اند. آب آهن آب فرنگی لاریجان: آب آهن فرنگی در منطقه کوهستانی لاریجان در آمل قرار دارد و برای رماتیسم و بیماری پوستی مفید می باشد. آب معدنی گرو کلرد: آب معدنی گرو کلرد از دل شنگ ها به بیرون می ریزد و از آبهای معدنی و طبیعی شفا بخش بوده است. آبشار یخی: آبشار یخی از عجیب ترین آبشارهای جهان، آبشاری است در ارتفاع ۵۱۰۰ متریاز جبههٔ جنوبی کوه دماوند. ارتفاع این آبشار بین ۷ تا ۱۲ متر گفته شده و به جز در زمان‌های کوتاهی از تابستان که برای مدت کوتاهی باریکهٔ آبی از کنار آن جاری می‌شود، در سایر زمان‌ها یخ‌زده است.دسترسی به این آبشار، نیازمند منحرف‌شدن از مسیر اصلی جبههٔ جنوبی است.این آبشار با قرار داشتن در ارتفاع ۵۱۰۰ متری، از نظر ارتفاع از سطح دریا مرتفع‌ترین آبشار خاورمیانه است. آب معدني استراباكو: اين آب گرم بين راه لاريجان به روشاق، نزديك روستاي بايجان در محلی به نام قلابن قرار دارد، از كوهي مي جوشد و پس از چند متر به رودخانه هراز می ريزد. آب اين چشمه ماده ای به نام زبيق دارد كه درمان امراض جلدی ، به ويژه بيمارهای عفونی مؤثر و عالی است. گرمارود: رودخانه گرمارود داراي طولي حدود 50 كيلومتر مي‌باشد كه از ارتفاعات شمالي رشته كوههاي البرز بنام هلي‌بار سرچشمه مي‌گيرد و در مسير خود تراس‌هاي آبرفتي زيبايي را بر جاي گذاشته است. در حول و حوش اين رودخانه دو چشمه آب‌معدني اصلي به نام‌هاي «گرو» و «لاله‌زار» و دهها چشمه آب معدني فرعي وجود دارند كه به سبب دارا بودن املاح معدني گوناگون داراي خاصيت درماني شفابخش براي امراض پوستي و دردهاي مفصلي مي‌باشند بستر رودخانه از بالا به پايين از تخته سنگ، قلوه سنگ و شن تشكيل شده است جريان آب رودخانه طوري است كه با حفر بستر خود در جاهاي مختلف حوضچه‌هاي مناسب براي شنا ايجاد نموده است كه در تمام مدت تابستان بالاخص روزها بيشتر مردم ناحيه آمل به طول تقريبي 15 كيلومتر در فاصله‌هاي مجزا به شنا در داخل آن مي‌پردازند. روستاي جنگلي بليران نيز بر روي تراس آبرفتي رودخانه گرمارود واقع شده و به سبب همجواري با رودخانه پرآب گرمارود از جاذبه و چشم‌انداز ويژه‌اي برخوردار است، مصالح خانه‌هاي اين روستاي جنگلي عمدتاً از چوب و گل است. فرم خانه‌ها با معماري ويژه‌خانه‌هاي جنگلي منطقه تطبيق يافته است. جاده دسترسي به اين منطقه زيبا از روستاي معروف كمدره واقع در كيلومتر 15 جاده قديم آمل به بابل مي‌باشد. به دليل اينكه جاده خاكي و جنگلي است همه كساني كه تاكنون به نيت طبيعت درماني و طبيعت گردي به گرو و لاله‌زار در گرمارود سفر كرده‌اند با شوق و علاقمندي اين محيط طبيعي بكر و باصفا را به عنوان مكان تفريحي دايمي خود در فصل بهار و تابستان پذيرفته‌اند. آبشار شاهان دشت: از بکر ترین آبشارها، آبشار شاهاندشت در روستای شاهاندشت واقع در کیلومتر ۹۶ جاده هراز(در ۶۵ کیلومتری شهر آمل) بخش امیری آمل قرار دارد و از سمت جاده نسبت به آن دید وجود دارد.این آبشار پرآب، دائمی و عظیم، درجانب جنوبی جاده و رودخانه هراز باشکوهی وصف‌ناپذیر خودنمائی می‌کند. که از کنار قلعه شاهاندشت بر روی یک‌کوه هرمی شکل مشرف به روستای شاهان‌دشت به پایین میریزد.در ارتفاعات مشرف به روستای شاهاندشت آبشار شاهان‌دشت با ارتفاع تقریبی ۵۰ متر که یکی از بزرگترین آبشارهای استان مازندران به شمار می‌رود.آبشار پردمه: آبشار پردمه در منطقه بايجان، کنار روستا و رودخانه زيباي پردمه در هفتاد کيلومتري جنوب آمل واقع شده است و يکي از جلوه هاي طبيعي مورد توجه کوهنوردان و علاقمندان به طبيعت است. رودخانه فصلي پردمه به طول هجده کيلومتر از دامنه کوه هاي سرخره و بوم در شصت کيلومتري جنوب آمل سرچشمه گرفته و پس از گذشتن از منطقه موزون از کنار روستاي پردمه و آبشار آن گذشته و در انتها به رودخانه شيرکلا مي ريزد.بررسی توپوگرافی قله : انر که در واقع منتهی الیه جناح شمالی یال سرداغ می باشد، از سمت شمال با تشکیل قلل متعدد 3800 متری به قله کهون و ناظر و از سمت شرق به قلل زردسر در شمال ناندل متصل می شود. گرمه نون: شکافی در میان صخره هاست, در گذشته کسانیکه از این مسیر به فلالس صعود می کردند, نان گرمی در داخل شکاف برای نفر بعدی می گذاشتند. دهکده الیمستان: یکی از زیباترین مناظر را درفصول بهار وتابستان به گردش گران وطبیعت دوستان نوید می دهد.این جنگلها محل رویش گیاه " الیما " ست که دراردیبهشت ماه رشد می کند. می گویند نام جنگل الیمستان نیز برگرفته ازآن می باشد.الیمستان یکی از مناطق توریستی ایران در آمل است که تورهای زیادی از جوانان برای تفریج و سفر به دل طبیعت الیمستان می زنند این منطقه نگاه عکاسان داخلی و خارجی راه هم به خود جذب کرده و طبیعت بکر و زیبایی جنگلها و مراتع و سر سبزی آن وصف نشدنیست.آب مردم آن از چشمه تامين مي شود و محصول آن غلات، لبنيات و عسل است. اما از همه اين ها گذشته، قله اليمستان هم يکي ديگر از جاذبه هاي اين روستا است که در زمستان و بهار کوهنوردان زيادي را به خود جذب مي کند. قله اي که حدود ۲۵۱۰ متر ارتفاع دارد و يکي از بهترين گزينه هاي کوهنوردي در زمستان به شمار مي رود. اگر اهل کوهنوردي باشيد، اين قله با تمام جاذبه هاي طبيعي اطرافش بهترين گزينه سفر کوهنوردي شما به شمار خواهد رفت. پاک نم.نه گردشگری هلومسر: پارک نمونه سال 90 ایران،پارکی طبیعی و بزرگ در آمل که فضايي بسيار تميز با پتانسيل و خدمات دهي بالا براي مردم و مهمانان در خود اندیشیده است و در سال نورد هم مصوب به منطقه نمونه گردشگری شده است.که دارای پلاژها و پیست اسکیت و دوچرخه سواری است. بلیران: بلیران از مناطق ویژه گردشگری است که با دارا بودن پتانسیلهای گردشگری وآب درمانی رودخانه (گرمارود) مورد توجه مسئولین استانی ومنطقه قرار گرفته بدین لحاظ وبا توجه به استقبال گروههای مختلف گردشگری این منطقه بعنوان یک منطقه بکر با چشمه و رودخانه و فضای سبز زیبا قرار گرفته و غیر از طبیعت آن به تاریخی بودن این منطقه می شود اشاره کرد که سر نیزه ها دوره عصر آهن در این منطقه زیاد پیدا می شود.اجرای تور در بلیران وحومه هر هفته در گروههای مختلف وبا برنامه های متنوع اجرا میگردد و همچنین خانواده ها برای تفریح در کنار طبیعت و رود به این روستا زیبا می روند. آبشار آلامل: اين آبشار از دامنه‌هاى شمالى دماوند سرازير مى‌شود و بيش از ۱۰۰ متر ارتفاع دارد ، ‌ و آب فراوان آن چون پودرى نمناک در هوا پخش مى‌شود و منظره‌اى بسيار بديع کم‌نظير دارد. تالاب آمل سرخرود: این تالاب در ما بین بخش سرخرود و شهرستان آمل قرار دارد که هر سال پرندگان زیادی به این تالاب کوچ می کنندفاین تالاب زیر نظر اداره نگه داری تالاب و مراتع آمل است.کوه خرسنگ: کوهستان خرسنگ جزء رشته کوه های البرز مرکزی است و در منطقه عمومی رودبار قصران قرار دارد. بررسی توپوگرافی قله : خرسنگ و قله کوتاهترین دیواره ای آن که بیشتر از خود قله شباهت تام و تمامی به نام آن دارد بر بلندای صخره ای در شمال آبادی گرمابدر، آب نیک و در غرب دشت لار قرار دارد. امتداد جنوبی خط الرأس خرسنگ پس از تشکیل قله خاتون بارگاه به گردنه یونزار و سپس به قلل کاسونک و بلندی های لواسانات متصل می شود و از شمال توسط گردنه ولاره به قله 3850 متری نوک تیز جالب توجه خرسنگ شمالی و سپس به قلل جانستون و مجموعه خلنو متصل می شود. ویژگی خاص : از جمله دیدنی ترین جاذبه های قله، وجود سرچشمه خروشان در جناح غربی قله در دشت جانستون است.دریاچه های تار و هویر: این دریاچه‌ها در ارتفاع بیش از 2900 متر از سطح دریا قرار دارند و راه ارتباطی آنها، جاده ماشین روی - دریاچه تار است.که در بین قره داغ و دوبرار مازندران قرار دارند. این دو دریاچه در فاصله حدود 500 متری از یکدیگر قرار دارند. بیشترین درازای دریاچه تار 3/1 کیلومتر و میانگین پهنای آن 400 متر و درازی دریاچه هویر حدود 900 متر و میانگین پهنای آن 150 متر است.دو دریاچه روی هم نزدیک به 7/0 کیلومترمربع وسعت دارند. سرشاخه آب‎هایی که به این دریاچه‎ها می‎ریزند، چشمه‎ساران کوه‎های قره‎داغ، سیاه‎چال و شاه‎نشین در شمال و آبراهه‌های فصلی از جنوب است که قسمتی ازآب آنها وارد دریاچه‎ها می‎شود و قسمتی دیگر، آب رود‎های تار و هویر را تأمین می‎کنند.تیپ شیمیایی آب دریاچه تار، بر اساس مطالعات از نوع کلسیم، منیزیم، کربنات است. آبشار پرو مد: آبشاری روان در دل کوه در منطقه یور امیری در دهستان دینان قرار دارد که هر ساله گردشگرهای زیادی برای تفریح تلبستان به این مرتع و آبشار می روند. آبشار شیخ علی‌ خان: این آبشار نام خود را از رود زیار گرفته است و حدود 40 متر ارتفاع دارد . مناظر سرسبز و کوهستانی و چمنزارهای زیبای اطراف و حواشی آن ، از این آبشار عنصر ممتاز طبیعی جهانگردی پدید آورده اند. آبشار قلعه دختر: آبشار قلعه دختر آمل-لاريجان هنگامي که از گردنه امامزاده هاشم به سمت پلور سرازير مي شويم، درست بعد از اولين پل و در نزديکي تاسيسات تونل امامزاده هاشم، آبشار کوچکي بر روي صخره هاي غرب جاده به نام آبشار قلعه دختر ديده مي شود که براي کوهنوردان، ابتداي مسير شرقي صعود به قله گل زرد به حساب مي آيد. چشمه زيباي قلعه دختر نيز در مجاورت آبشار واقع است. زيبايي اين آبشار مسافران بسياري را به توقف و استراحت در کنار آن مجبور مي کند. کاعون: قله کاعون در غرب دره هراز و شمالغرب قله دماوند سربرافراشته. در حوالی کاعون چند قله کوتاهتر به شرح زیر مشاهده میشوند:--قله فرعی کاعون ۳۹۵۶ متر (به روی یال غربی کاعون)--دو قله مخروطی شکل بی نام در غرب به ارتفاعهای ۳۸۹۸ و ۳۸۹۰ متر--دو قله در شمال به نام سیارو هر دو به ارتفاغ ۳۷۸۳ متر،دامنه های شمالی و شرقی این قلل به شاخه های رودخانه دریوک (پنیری) منتهی میشوند و دامنه های جنوبی آنها به دره رودخانه سه سنگ مشرف میباشند. در جنوب رودخانه سه سنگ چندین قله ۴۰۰۰ متری که بلندترین آنها دوخواهران (۴۳۳۸ متر) و چپکرو (۴۲۶۰ متر) میباشند به چشم میخورند. بر خلاف قلل جنوب رودخانه سه سنگ که شیبهای تند و بعضا صخره ای دارند اکثر دامنه های کاعون شیبهای نسبتا ملایمی دارند. به همین لحاظ کوهنوردانی که در فصل تابستان به کاعون صعود میکنند احتمالا با هیجگونه مشکل فنی روبرو نمیشوند.دامنه های کاعون پوشیده از سنگریزه هایی به رنگ سبز مایل به خاکستری میباشند. به روی بعضی از قلل اطراف کاعون سنگریزه ها صورتی رنگ مینمایند. این رنگها همراه با لکه های سفید برف غلفهای سبز و آسمان آبی زیبایی توصیف ناپذیری به منطقه میبخشند.اگر قصد صعود به کاعون و بازگشت به نقطه مبدا در یک روز را دارید بهتر است خود را برای یک راهپیمایی ۳۳ کیلومتری آماده کنید (رفت و برگشت). نزدیکترین آبادی به قله کاعون روستای نمار (نمارستاق) به ارتفاع ۲۱۵۰ متر در شرق کاعون میباشد. کاعون معمولا در یک برنامه چند روزه به همراه قلل دیگر منطقه دوخواهران صعود میشود. آبشار نمار و گنجه طلا: سومین آبشار دشت نمارستاق بعد از دریوک و کوه اره است که ابشاری زمینی و روانی است در کنار ان سخره ای عظیم وجود دارد که رنگ ان زرد و سفید رنگ است و زیر آن آب خروشان می جوشد. کوه کرنا: قله کرنا واقع در بخش لاریجان از استان مازندران بر روی یال جنوب جنوب شرقی دماوند در شمال آبادی آبگرم و رینه قرار گرفته است.بررسی توپوگرافی قله، علیرغم نمای عمومی و یکپارچه قله دماوند که به صورت مخروطی بزرگ است، بر روی یال های متفاوت آن قله ها و برج های صخره ای بزرگی خودنمایی می کند که فقط با بررسی بیشتر می توان به آنها دست یافت. قلل کرنا بر روی یال جنوب، جنوب شرقی دماوند قرار دارد که از طریق یال های بزرگ و طولانی اش به رینه و آبگرم و ملارد منتهی می شود.ویژگی خاص، از جمله مهمترین ویژگی کرنا یخچال بزرگی است که در قسمت شمالی آن قرار دارد. آبشار تماره:آبشار تماره(تيمره) در منطقه کم نظير وانا در 75 کيلومتري جنوب شهرستان آمل، پنج کيلومتري شمال گزنک و در ضلع شرقي جاده هراز واقع است. اين آبشار در ضلع شمال شرقي دره اميري و از آخرين صخره هاي غربي قله انيس به پايين مي ريزد. درختاني چون گيلاس، گلابي، آلبالو، سيب، هلو، زردآلو، و گردو در اطراف اين دره زيبا پراکنده هستند. باغ هاي اين منطقه از ديرباز توسط رودخانه اميري و به طور سنتي آبياري مي شوند. قله هاي زيره ور، دين ريز، چمن خو و کهوتو در اين منطقه ميعادگاه کوهنوردان عاشق است. دوبرار:دو برار مرتفع ترین خط الرأس رشته کوه های فیروزکوه است و در حد فاصل دو جاده هراز تا جاده فیروزکوه و در جناح جنوبی این رشته کوه ها قرار دارد.بررسی توپوگرافی قله ، خط الرأس 75 کیلومتری دو برار از جنوب بخش پلور در جاده هراز آغاز و با تشکیل قلل مرتفع متعددی از جمله بزم چال یا چنگیزچال، پروانه، انگمار، دوبرار، سوزچال، قره داغ، قیاق لکه و شاه تپه به نمرود در جاده فیروزکوه می پیوندد. دریاچه تار و رودخانه های دلیچای و تار در جنوب خط الرأس و رودخانه نمرود و لاسم در شمال آن جریان دارند. این خط الرأس از طریق یال و قله کم ارتفاع 3208 متری سیاه ریز به کوه پاشوره و سایر جناح ها کاملاً آزاد می باشد.ویژگی خاص ، برف دائمی و برفچال در میان گرده های شمالی این خط الرأس همواره وجود دارد و دریاچه تار و هویر از ویژگی های طبیعی منطقه می باشد. دریاچه و کوه دو خواهران: با پشت سر گذاشتن دو سوم جادۀ هزار در قلب منطقۀ البرز مرکزی، به محلی موسوم به دو راهی پنجاب می رسید. این دو راهی و جاده ای خاکی که مسیر مواصلاتی نمارستاق نام گرفته، از آبادیهای چندی چون پنجاب، سوا، شیخ محله، کلری، دیوران عبور کرده و سرانجام به آبادی بزرگ نمارستاق در کنار رودخانۀ خروشان آن که سرچشمه از کوههای ناظر و شکر لقاس دارد می رسید. اواخر خرداد ماه بهترین موقع است. و هوا رو به گرمی است. از پلی بر رودخانه عبور کنید، در مسیری پاکوب قرار می گیرید و به سوی غرب ادامۀ مسیر دهید. پس از یک ساعت به دشت وسیع و بی انتهای دریوک می رسید. تمامی دشت سرسبز را طی می کنیم و به سوی جنوب مایل شده، وارد دره کوچکی در پای قلل لهرا می شوید.وبعد از ان به دریاچه دوخواهران آمل می رسید. آبشار سنگ درکا: این آبشار زيبا در نزديکي روستاي سنگ درکا، در 25 کيلومتري جنوب غرب آمل و در دامنه کوه وردوي واقع است. اين روستا در کنار جاده گاز و در ميان جنگل هاي متراکم البرز شمالي، جلوه اي خاص از جنگل و کوه مرتع دارد. کوه وردوي سرچشمه رودهاي گزناسرا، انگتارود و آلش رود است. رباط سنگی آبشار اول: رباط سنگی آبشار اول مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان آمل، دشت لار، راست کوه نقارخانه واقع شده است. آبشار دعیز: آبشار دعیز در منطقه لاریجان آمل قرار دارد و در کنار ان حفره های سنگی زیبا و آبشاری روان را به طبیعت گردان هدیه می دهد. سد لار: سد لار در مازندران، یکی از سدهای خاکی تأمین‌کننده آب آشامیدنی حوالی تهران و تأمین‌کننده آب مورد نیاز آبیاری‌های کشاورزی منطقه می‌باشد. این سد در ۷۵ کیلومتری شمال شرق تهران و در ۱۰۰ کیلومتری شهر آمل قرار دارد. مطالعات احداث این سد از سال ۱۳۳۰ آغاز شد و در نهایت در سال ۱۳۶۱ گشایش یافت از جمله مناطق تفریحی و زیبا ایران است که شهرتی جهانی دارد. آبشار آب مراد لاسم: ازمکان‌های دیدنی و زیبای منطقه بالا لاریجان – منطقه روستای لاسم شهرستان آمل مجموعه آبشار‌های دیدنی معروف به آب مراد است که در دامنه شمالی خط الاراس دوبرار قرار دارد که تعداد آنها به طور تقریبی به 13 آبشار می‌رسد. از این میان فقط اولین و بلندترین آنها که در پایین‌ترین نقطه آن در شکاف دو صخره قرار دارد و منظره بسیار زیبایی را پدید آورده و به آسانی در دسترس می‌باشد. آبشار آب مراد در گذشته تفرجگاه شاهان قاجار از جمله ناصر الدین‌شاه بوده است که بر سر در ورودی غار این ابیات با تصاویر بدیع و زیبای شکار و شکارچی بر روی سنگ حک شده و قدمت تاریخی دارد. جنگل زیارو: آمل از غنی ترین مناطق فضای سبز و طبیعت گردی است و یکی از مناطق زیبا آن منطقه و جنگل زیارو با جنگل هایی انبوه است که در بام آن آمل و دریا به خوبی مشاهده می شود. دوبرار: خط الراس طولاني رشته دوبرار (قره داغ) همچون ديواري مستقيم به طول تقريبي 64 كيلو متر به موازات ناحيه جنوبي رشته كوه البرز شرقي از نمرود در منطقه فيروز كوه تا گردنه امامزاده هاشم در جاده هراز كشيده شده است . اين خط الراس پر فراز و يكنواخت داراي 23 قله مرتفع مي باشد كه 12 قله آن بيش از 4000 متر ارتفاع دارند . باد و كولاك زمستانه خط الراس دوبرار معروف مي باشد. به دليل اينكه در سمت جنوب اين خط الراس نشيب دشت فيروز كوه گسترده شده و جبهه ي شمالي آن بر قله دماوند و بخشي از كوه هاي البرز شرقي مشرف مي باشد ، تبادل باد بر روي تيغه ها و خط الراس بسيار زياد است . از جمله آثارهای مشهور آمل هستند....و چند صد آثار دیدنی تاریخی باستانی طبیعی تحقیقی دیگر...

موزه ها

موزه تاریخ: گالری بخش اشیا مردم شناسی موزه آمل نمونه ای ازبافته های محلی شامل جاجیم، گگلیم و نیز ظروف چوبی، ظروف مسی مانند آفتابه لگن، كاسه، سینی ودهها اثر دیگر را در خود جمع آورده است . دربخش اسناد تاریخی این موزه ، اسنادی از گزارش های ادارای دوران های مختلف از جمله در مورد زلزله وآتش سوزی آمل مربوط به سال های 1335 و1336 و نیز دست نوشته های شاهان دوره قاجار ومكاتبات اداری دربارقاجاریه با رؤسای حاكمان این شهرستان به چشم می خورد. قدیمی ترین دست نوشته های اسناد تاریخی موزه صورت اسامی علما درآمل در سال 1286 هجری قمری است.اما دربخش باستان شناسی كه این بخش را از دیگر قسمت های موزه متمایزكرده وجود اشیاء با ارزش تاریخی است كه قدمت تعدادی از این آثار به بیش از سه هزار سال قبل از میلاد مسیح می رسد.بخش باستان شناسی موزه تاریخ آمل آثاری همچون سفال ، فلز، سنگ وشیشه كه به جای مانده از دوران پیش از تاریخ تا زمان قاجار درمحدوده شمال كشورونیز معرفی اشیای سفالینه از سایراستانهای كشور وفرهنگهای تاثیرگذار وتاثیرپذیرمنطقه شمال كشوراست، چشم هر بیننه ای را به خود جذب می كند. درموزه آمل یكی از بخش های جالب توجه كه بازدیدكنندگان ومحققان تاریخی را برای دقایقی بیشتركنارخود نگه می دارد، ویترین های سكه ها است. موزه تارخ آمل از وجود سكه ها كه تاریخ مصوری از خط، آداب ورسوم كهن، آرایش صورت ونوع پوشش شاهان را نشان می دهد،بی بهره نمانده وسكه های مربوط به دوره های هخامنشی ، اسكندر، سلوكیان، اشكانیان، ساسانیان ودوره های اسلامی تا قاجار را در خود جای داده است. آثاربه دست آمده ازكاوش های علمی باستان شناسان آملی در سال 1388 درمحوطه باستانی ' قلعه كش' آمل كه مربوط به دوره مفرغ وآهن هست نیز در موزه تاریخ آمل به نمایش گذاشته شده است.موزه تاریخ آمل در خیابان امام رضا(ع) ودروسط دوپل معلق و12چشمه كه از آثار باارزش تاریخی این شهرستان محسوب می شود، قراردارد.این ساختمان درسال 1315 به عنوان اداره مالیه شهرستان آمل بنا شده وسال 1387 با كاربری فرهنگی در اختیار اداره كل میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری مازندران قرارگرفته وپس ازمرمت واحیا بهمن ماه سال گذشته افتتاح شد. موزه شهدا: موزه ای در مقبره میر بزرگ مرعشی است که با فضای معماری در هم امیخته شده است.در مرحله اول تجهيز اين موزه، آثار 44 شهيد، شامل عكس‌ها، البسه و لوازم شخصی و وصايای شهدا، به نمايش گذاشته شده و 22 اثر ديگر نيز با همكاری بنياد شهيد و امور ايثارگران استان، جمع‌آوری شده است كه به‌زودی به اين مجموعه اضافه خواهد شددو غرفه از اين فضای تاريخی، به نسخ خطی و قرآن‌های قديمی از زمان صفويه، زنديه و قاجاريه تا عصر حاضر اختصاص يافته است.

دانشگاه و مراکز آموزشی

آمل در زمان قدیم دارای هفتاد مراکز علمی بوده و تنها شهر دارای بیشترین دانشگاه قدیم یا همان نظامیه بوده است.در قرن های سوم تا نهم آمل دارای 70 خانقاه و دانشگاه قدیم بوده است که از این نظر پایتخت علمی جهان خوانده می شد.ماتسول بژنیکوف-Zhinkov می نویسد: وقتی وارد ایران شدم به شهری رسیدم که به هر سوی آن می رفتی علم بودو خانقاه و دانشگاه ،در آنجا تمام مردم با فرهنگ و کتاب به دست و بزرگ نظر بوده اند و یک روز در یک کوچه ای بوده ام که برج دانشگاهی عظیمی داشت داخل که شدم دیده ام از سراسر جهان به این جا آمده و علم یافت می کنند. دانشگاه آزاد واحد بین المللی آیت الله آملی- دانشگاه شمال آمل-دانشگاه هوا فذا-دانشگاه پزشکی-دانشگاه سبز-دانشگاه آمل، آمل-دانشگاه سمنگان-دانشگاه پیام نور-دانشکده توحید-دانشکده علوم قرآنی-دانشکده پرستاری مامایی-دانشکده دام پزشکی-انستیتو پاستور ایران-دانشگاه مرکزی از جمله دانشگاهای فعلی و مهم آمل هستند. دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات آیت الله املی بزرگترین دانشگاه خاورمیانه است و دانشگاه شمال با مصوبه هیئت اجرایی کمیته دیدگاهی Ultrast دانشگاه شمال زیباترین دانشگاه خاورمیانه انتخاب شده است.

مدارس و کتابخانه ها

مدرسه امام خمینی آمل یکی از مهم ترین مدرسه ها و قدیمی ترین مدارس ایران است که معماری آن به دست المانی ها ساخته شده است.از جمله مدارس های قدیمی می توان به مدرسه های قدیمی در آمل قدیم(بازارچه) یا پایین بازار و کاخ چایی که بعدها به مدرسه تبدیل شد و مدارس هوشمند فعلی و مجهز اشاره کرد.آمل در زمان قدیم همانطور که در تاریخ امده از شهرهای بزرگ علم در جهان بوده است و از این رو دز سال های دور کتابخانه های متعددی در آمل احداث شد..کتابخانه های فعلی شهر که بزرگترین آن کتابخانه عمومی شمار یک است در زمان ناصرالحق اطروش استراحتگاه علویان بوده است این کتابخانه دارای سایت مجهز و سالون و تدارکات منظم است همچنین چندین کتاب خانه دیگر در بعضی از نقاط شهر استقرار یافته است.

ورزش

آمل از شهرهای ورزشی و مشهور است که سنت ورزشی آن والیبال ، کشتی ، بسکتبال و بدمینتون و رزمی است. اما هر ساله ورزش‌های فوتسال، تنیس، اسکواش، پینت بال، اتوموبیل‌رانی و شطرنج در سطح کشور و منطقه مقام آور می‌باشد. باشگاه والیبال کاله مازندران و باشگاه بسکتبال کاله مازندران و شهرداری آمل معروفترین تیم ورزشی این شهر است.از نظر امکانات ورزشی آمل برترین شهر مازندران است.همچنین تیم والیبال مازندران در لیگ پاسارگارد فهرمان شد و تیم به مرحله بین المللی رسید و تمام تیم هارا بدون شکست ،شکست داد و در آن تیم چند آملی حضور داشتند.

ورزشگاه و مجموعه ها

مجموعه مرعش،بزرگترین و مدرنترین مجموعه ورزشی سرپوشیده شمال کشور- مجموعه پیامبر اعظم-نشاط-مجموعه ورزشی آدمرس-ورزشگاه چمران-ورزشگاه های شهرک های آمل-ورزشگاه و سالن شهید حسن نژاده-ورزشگاه چهل شهید-پارک و سالن بانوان غـدیر-حجاب-سالن های بلیارد و بولینگپ-یست اسکیت و چند ده ورزشگاه و مجموعه دیگرو دوازده مجموعه ورزشی خوصوصی ،این ورزشگاها از ورزشگاه های رسمی آمل هستند.

ارتباط های بین المللی

گمرک

آمل در زمان قدیم بندرگاه بزرگی بوده است که این بندرگاه تجارتگاه عظیم شمال ایران بود،در گذشت زمان این بندر تبدیل به شهر محمود آباد شد،و در حال حاظر گمرک آمل به صورت بخش سرخرود که گمرک آمل است انجام میشود،گمرک مرکزی در شهر آمل قرار دارد و صادرات محصولات آمل در مرزهای آبی و زمینی و هوایی در شهرهای دیگر زیر نظر آمل انجام می شود.

شهرهای هم پیوند و خواهرخوانده

واتر: ایتالیا لاهور: هند


برچسب ها : جذبه های آمل, اثار آمل
.:: ::.


آشنایی با دریاچه‌های استان مازندران - لار و تار هویر
ن : آم شهر ت : پنجشنبه دهم فروردین 1391 ز : 2:48

دریاچه های تار و هویر - دریاچه‎های زمین‎ساختی تار و هویر در 30 کیلومتری خاور شهرستان دماوند و در زیر دست قله دوبرار آمل از جمله دریاچه‌های آب شیرین کوهستانی هستند

این دریاچه‌ها در ارتفاع بیش از 2900 متر از سطح دریا قرار دارند و راه ارتباطی آنها، جاده ماشین روی دماوند - دریاچه تار است.

این دو دریاچه در فاصله حدود 500 متری از یکدیگر قرار دارند. بیشترین درازای دریاچه تار 3/1 کیلومتر و میانگین پهنای آن 400 متر و درازی دریاچه هویر حدود 900 متر و میانگین پهنای آن 150 متر است.

دو دریاچه روی هم نزدیک به 7/0 کیلومترمربع وسعت دارند. سرشاخه آب‎هایی که به این دریاچه‎ها می‎ریزند، چشمه‎ساران کوه‎های قره‎داغ، سیاه‎چال و شاه‎نشین در شمال و آبراهه‌های فصلی از جنوب است که قسمتی ازآب آنها وارد دریاچه‎ها می‎شود و قسمتی دیگر، آب رود‎های تار و هویر را تأمین می‎کنند.

تیپ شیمیایی آب دریاچه تار، بر اساس مطالعات از نوع کلسیم، منیزیم، کربنات است.

دریاچه‌های تار و هویر روی محور چین دار میان دو رشته کوه قره داغ (کوه دوبرار) در شمال و کوه زرین در جنوب واقع شده‌اند. سطح آب آنها در فصل های گوناگون سال متغییر است.

این منطقه دارای آب و هوایی کوهستانی است و برای تفریحات آبی از جمله شنا و قایقرانی و ماهیگیری مناسب است.

موقعیت جغرافیایی منطقه‌ای که دریاچه تار در آن واقع است به گونه ای است که گرداگرد آن را با فواصل متفاوت کوه‌هایی در بر گرفته که از سطح دریاچه بین 50 تا 500 متر ارتفاع داردند.

وجود این ارتفاعات در کنار یکدیگر بدون آنکه دره‌ای آن را شکافته باشد موجب پیدایش گودالی شده است که دریاچه تار در آن تشکیل شده است. دریاچه تار در جهت شمالغرب به جنوب شرق امتداد یافته و طول آن حدود 250 متر و عرض آن حدود 150 متر می‌باشد.

در اطراف دریاچه هیچ گونه پوشش جنگلی و درخت وجود ندارد و بادهای غربی سرد همیشه در تار می‌وزند.

در ایامی نه چندان دور آویشن‌های فراوانی در منطقه وجود داشته که به خاطر فرسایش شدید دیگر اثری از آنها باقی نمانده است.


آبشار لار

یکی از جاذبه های ناحیه لار، آبشار آن است که در محلی در نزدیکی روستای وانا آمل واقع شده است.

چشمه قلعه دختر

چشمه قلعه دختر در 2 کیلومتری شمال غرب جاده هراز در محل پل دختر بین گردنه امامزاده هاشم و پلور در استان مازندران قرار دارد.

آب چشمه که برای بیماری‌های دستگاه گوارش،کبد و لوزالمعده مفید است در ارتفاعات از زمین خارج و به سوی جاده و سپس رودخانه سرازیر می‌شود.

وجه تسمیه چشمه به خاطر وجود قلعه‌ای به همین نام است. آب چشمه از گروه آبهای بی کربنات کلسیم سبک و سرد است.

آبهای معدنی در درمان بیماری‌های مفصلی، نقرس، اوره بالا و دفع سنگ‌های دستگاههای ادراری موثرند و به سبب کمی مقدار سولفات و کلر در آن برای مصرف شیرخواران مفید است.

چشمه آبعلی هراز

در گذشته مظهر چشمه چندین بار تغییر مکان داده است. در حال حاضر آب چشمه با لوله به کارخانه منتقل می‌شود و پس از بسته بندی به مصرف خوراکی می‌رسد.

خواص درمانی این آب در دستگاه گوارش، کبد، لوزالمعده و روده و برای تنظیم کلسترول و اسیداوریک است.

دریاچه امامزاده علی (دریوک)

در نزدیکی روستا پلور استان مازندران قرار دارد.


برچسب ها : دریاچه, لار, تار, هویر, دریاچه تار, استان مازندران, آمل, دریاچه لار
.:: ::.


مسجد آقا عباس معماری ایرانی
ن : آم شهر ت : چهارشنبه نهم فروردین 1391 ز : 22:57

Agha Abbas Mosque
LOCATION: IRAN - AMOL


برچسب ها : مسجد آمل, مسجد آقا عباس, مسجد, معماری ایرانی, تلفیق, هنر ایرانی, معماری مسجد
.:: ::.


يا رب ز تشنگي دل قمری تو آگاهی ، مولانا سراج الدین قمری آملی
ن : آم شهر ت : سه شنبه هشتم فروردین 1391 ز : 6:23

يا رب ز تشنگي دل قمري تو آگاهي
قمري؛ قصيده سرا و غزلسراي قرن ششم
1389/03/17
  بزرگنمایی:


رضا فلاح - استاد دانشگاه
شرح حال
روال تذکره نويسي گذشته ايران، گاه انطباق دقيق باواقعيت نداشته، درنتيجه با ورود يک اشتباه، سيل نارواييها دامن يک پژوهش جامع و علمي را مي گرفت و تمامي گزارشها را از درجه اعتبارساقط مي کرد. با تورقي کوتاه در بسياري از کتاب‌ها مدعا ثابت مي شود : الف ـ آذربيگدلي، در تذکره آتشکده، از صفحه9.4 به بعد مي نويسد: در اصل و مولدش (قمري) خلاف کرده اند، بعضي او راخوارزمي و بعضي آملي دانسته اند. ب ـ  هدايت در مجمع الفصحا صفحه 1125: قمري آملي، اسم او سراج الدين ودرحقيقت احوال اواختلاف
کرده اند، برخي خوارزمي وبرخي جرجاني دانندش، غالباً آملي باشد. ج: شيخ آقابزرگ تهراني، در الذريعه، قسم ثاني جزءِ 9 صفحه 437مي نويسد: کان سراج الدين هذا من قزوين . د – محمد علي مدرس تبريزي، درريحانه الادب، جلد 2 صفحه 181مي نويسد: سراج الدين قمري به نوشته قاموس اعلام از مشاهير شعراي ايراني دراصل قزويني است.
اماحقيقت اين است که قمري به گفته خودش درآمل مازندران مابين سالهاي 55. تا56. هـ ق به دنيا آمده است. همانجا بزرگ
مي گردد؛
درآمل اگرچه شاد وخندانم من
 لکن به يکي جرعه گروگانم من (ص615)
بي لقاي تودرآمل چه کند، باکه زيد ؟
آمل چه ؟ که يکي حفره تنگ سقراست (ص515)
نامش سراج الدين
سراج قمري درباب خويشتنداري
به جان توکه اگرمثل خويشتن دارد(342)
لقبش به «مولانا»
توآن مگير، نه مولاي بارگاه توام
وزين سبب لقب من شده است مولانا(ص71)
وبوتراب
ازبس که خاک پاي ترابرده ام نماز
درپيش مردمان لقبم گشت بوتراب(ص77)
وتخلصش قمري ـ  البته بدون ذکروجه تسميه ـ است
قمريم ليکن زبادسردمي خواهددلم
تازآتش سازمش همچوسمندرپوستين (ص261)
شوخ طبع بوده است
دولتشاه سمرقندي نقل مي کند: « درمضحکات عبيدي آورده که به روزگارسلطان ابوسعيد در ابهر ضعيفه اي، صفيه نام، به زهدوعبادت مشغول بوده وخواتين وساده دلان رابدان زاهده ارادتي و اعتقادي عظيم واقع بودو قنقرات (فيقرات خاتون ) که همشيره رضاعيه سلطان ابوسعيد خان بوده به زيارت بي بي صفيه رفت و سراج الدين درآن مجلس حاضربود.چون سفره کشيدند قنقرات خاتون گفت : قدري نيم خورده بي بي صفيه به من دهيد تاتناول نمايم وبقيه به تبرک به خانه برم . سراج الدين گفت: اي خاتون ! اگرشمارغبت نماييد من تمام خورده بي بي دارم . قنقرات خاتـون ازين سخن بهم برآمدوفرمود تاسيلي چند بر روي سراج الدين زدند وسراج الدين باروي کبوددرمجلس سلطان ابو سعيدخان حاضر شد . خان پرسيد : که روي مولاناراچه رسيده ؟ مولانا گفت : اي خداوند ! لطيفه ازظريفان مردم به هزار دينار خرند، قنقرات خاتون لطيفه ازمن به ده سيلي خريد و في الحال ثمن به واصل گرديد . » (تذکره الشعرا، ص 176)
و زباني هجاگوي داشته که صدافسوس، به دشنام سخت آلوده وگاهي هم به مرزطنزنزديک مي گردد
اوحــدکه نديد خوان اومهمانش
گردون بنوشت وحده برخوانش
خواهدکه شودکوربه هنگام طعام
تامردم چشم اونبيندنانش
اين هجوسرايي ها بظاهرحربه اي است عليه نابکاران که به نظر
مي رسدباکراهت بدان پرداخته باشد چه گاهي هم به خود اعتراض مي کندکه چرا زبان به الفاظ زشت آلوده :
به هجاي سگان بيهوده
چندباشد زبانت آلوده ؟ (ص652)
وخودنيزپاسخ مي دهدکه ازنيش پليدان دررنج است:
پهلوان هم گواه خاص من است
که دلم زين سگان چه ممتحن است (ص652)
باده درسياق سخنوري او، دنيايي شگفت دارد، حتي گاهي تعبيرهايش شرابناک است، « خروس خانه با دميدن سپيده صبح، همانند حلق تنگ شراب، فريادبرمي آورد (ص416)،لاله گون (ص438)، زنگ رنگ (ص333)، و گلگون (ص254) خوشايندتراز بقيه است، حديث باده ازحديث عقل لذيذتر (ص412)، صبح نشاط باخم شراب شدني  است (ص155)، عاقل ملازم باده است (ص 412)، شرابي که نابينا زنده کند (ص568)، آشتي دهِ چهار طبع (ص331)، رافع گرانجاني(ص 545)، فرونشاننده آتش غم (ص 533)، زنده گر مرده (ص381)، فراموش ساز سختي مصاحبت جان وتن (ص35.)، زداينده زردي روي است (ص49.)، وخلاصه آنکه ساخت درامل خوشتر مي باشد(ص335) .
با آنکه قمري همگان رابه تأليف قلوب مي خواندتاصفاي دل به دست آرند، وبامردم به مروّت ساختن راتأکيد داردکه امکان اغتنام از مقام وعمربه آدمي داده شود ، به نظرمي رسداين ديدگاه هادرتمامي زمان ها اعمال نمي گردد ؛چه به ديگران اميد داشتن رانهي مي کند وآميزش باآنان راانذارمي دهد ودرجايي مي گويد :
تاتوتوي ومن منم،اي بس که درجهان
باشيم من زتو،توزمن،درعذاب ها(ص6.)
درپي آشتي بادشمنان نيست که نشان ازخيم کينه جويي وخصلت ستيزه گري اودارد .
نفس، درنگاه قمري مقامي دون داردودرپيشگاه بلندهمتي او، آماج زبان طعن قرارمي گيرد
چندازپي نان برپا، درپيش کسان چون خوان
خاينده هردوني،چون گوشت براي نان
اي روبـه پرحيلت!تاکي چوسگان باشي
ازبهريکي من نان، دوري زيکي منان(ص239)
به دنبال اشرارنيست ونيکان رارهانمي کند . ازريا
فاصله هاداردومکنونات درون رابي پرده وگاه از سر طنزو تعريض بيان مي دارد
تـونمازي به ريـابـرده ومـا
ســجده برده به سوي هرباده
وقف خورده تووماکرده شکم
وقف برمصطبه وبرباده(ص381)
گرچه علامه دهرم به هنر، ليک به فسق
گمرهان راشده ام همچوعَلَم راهنماي (ص567)
قامتِ قمريِ بي بال، زبس، بارگناه
بيم آن است که چون طوقِ کبوترگردد (ص14.)
باهمه اين مسائل، ازتوجه شاه عصرخود، به خود وجدمي آيد
قمري چه مرغ شد ! که توشه ياداوکني
آن ديوکيست!تاملکان ياداوکنند(ص52.)
وازاين رو، طوق گردنش، بنده واردرخدمت بارگاهش درآمد
بندهِ کمترسراج قمري اينک گردنش
چون کبوتريافت طوق خدمت اين بارگاه(ص273)
درديدگاه او، آنکه به ماديات توجّه مي کند، قدرت پرش ازفلک را ندارد؛ چه نمي تواندپشت به هستي کند تا درياي حقيقت درمقابل ديدگان اوتلالونمايدبلکه انسان بابي توجهي به خود،مي تواند به مقامِ فريشتگي رسدکه تنها از طريقِ رياضت نفس شدني است .  شرف به زرنيست، والاگردن شگال هم زرناک مي باشد ؛ بلکه گوهر علم است که به نفس، شرف مي بخشد روزه راستين رادرآن مي بيندکه درزمان حيات ازدلبستگي جهان دور باشد . غناي درون، اعتلاي راستين به شخص مي بخشد، نه استعانت از کسان . امکان تسلط به همه آمال ميسور نيست، پس بدانچه به دست آيد اکتفا اولي . توانگري انسانهانه اززروسيم، بل به عدم اعتنابه آنهاست . عمرهرچندکوتاه
مي باشد ، ولي درنهايت کوتاهي بلند است،حيف جان درمنجلاب آن گرفتارآيد .
شگفتا ! شاعربااينهمه پندهاي گران مايه، خودازمنش بدِآزمندي وچاپلوسي براي دست يابي به رفاه،يا دست کم  رفع تنگناهاي معيشتي دورنيست ؛ آنگونه که بابوسه برخاکِ کفِ پايِ ممدوح،مدعي راه سپري براوج آسمان است وجور و جفاهاي اورا خوش مي داند . گاه آنقدرپيشاني خاکساري برخاک مذلت مـي سايدکه خواننده اشعار او ازاين همه چرخش هاي اخلاقي انگشت به دهان مي ماند !
فرمان بران که خاک درعالي ترا
زحمت دهم به بوسه،منِ دونِ خاکسار(ص175)
اگرچه ازقادرمنان چشم عنايت توقع دارد
يارب زتشنگي دل قمري توآگهي
يک قطره،فيض خود،به مذاق دلش رسان(ص246)
ولي به نمايش گذاشتن حضيض پستيش، درديوان اوکم نيست، خطاب به ممدوح مي گويد
اي کارسازخلق ! به توکردم التجا
ياکارمن برآر،ياجان من برآر(ص182)
وساعت هابه انتظاردريافت صله مي نشيند
قمريت مدتي است که به انتظارتو
بنشسته راست همچوبرخايه ماکيان(ص25.)
اظهارتملق، طبيعت قصايد مدحي است ؛ شاعرازسرايش، چشمداشت توجه ممدوح دارد ؛ اندکي امعان نظربه دوره هاي مختلف ادب فارسي، زماني آنقدرفشارشاهان وامراومراکزقدرت برشاعران زياد بوده که گريزي جز ابراز چاپلوسي نداشتند .سلطان محمودها ازاين طريق، حشمت وشکوه دربارهاي خود رابه جهانيان مي رساندند ؛ اما در عصر او، زمانه غلبه چنين فضايي نيست؛نگاهي به ممدوحان او روشن مي گردد، آنان شاهان و امراي ظالم و گردن کش نبودندتاازبيم جان به خلق چنان مدايحي دست زند ؛ مسعود سعدهاو عنصري هادرفشار حصارزندان يارفاه کامل بودندوانتظارآفرينش اشعارسالوس گون از آنان مي رفت . حيف باآن رداي اندرزدهي، مطالبي برقلم روان مي سازد که نه بافضل ادعايي او هم خواني داردونه با شأن ممدوحانش تناسب.طرح مسائلي از قبيل به چوپاني روي آوردن گرگان درعصرحکومت ممدوح، نرسيدن بلنداي گردون به قامتش  بلکه پست بودن  در مقابلش  افسانه اي بيش نبودن قصه جودحاتم در مقابل سخاي وي بويژه خاک درگاه ممدوح ازکوثربرتر بودن، قطعا از عزت مندي ومتانت نفس شاعرمي کاهد .
پايگاه ادبي
قمري اگرچه درسرايش به پاي استادان بنام ايران نمي رسدولي سخن به قوّت مي گفت وکمتربيتي ازسروده هايش تنافرو تعقيد دارد . فصاحت وبلاغتِ برترازحدميانه از ويژگي هاي سبکي اوست که بوي سروده هاي قافيه سنجان و رديف آرايان خراساني را به مشام خواننده مي نشاندوبيشتربه قول آقاي دکتر صفا « يادآور اشعار انوري است »  (تاريخ ادبيات در ايران، ج 3، ص692 ) . به سروده هاي خودمي باليدومي گفت :
وآنچنان عذب وروان است که کرده است روان
 سخن پارسيم چشمه آب ازدل نار( ص171)
چون خودرابي رقيب مي داند، انوري‌هاشعرش راپسنديده اند
 ( به هيچ جاي نبيني چوبنده دردانش ـ به هر کجاکه روي همچووي هزاربود )، خوب طرازنده ديباي شعر است که جبريل هم نکته هاازاومي گيرد، به قصايدش مي نازدوخودرااميرشعرلقب 
مي دهد چون سخنش را شيرين مي داند . به ادعاي خوددرنظم عربي هم مهارت دارد
قوّت ناطقه من به زبان تازي
تابه حدّي است که پهلوي عرب کردنزار(ص 171)
وهم درنثرمعجزه مي کندآنگونه که ارباب قلم رابه رشک وامي دارد
بــه نثرمعجزم تشريف دادي
که رشک نظم حسان مي نمايد(ص167)
درسخن جادومي کند ! ودرصورت گشادن نقاب ازرخ بکر خاطرش، يوسفان معاني، دست به دستش مي برند ! تير گردون، ازسخن عالي اوپرزه مي شود !  به شيوه شاعران برجسته، باچاشني نازش، خودرادرمناعت برترازديگران مي داند .
مذهب قمري ومشرب او
ازژرف نگري درمحتواي کلامش بي ترديداوراسنّي مذهب مي يابيم:چه،به خلفاي راشدين اعتقاد دارد. درعين حال به ائمه شيعيان،احترام مي گذارد
مـــرتـضـي،مـفـتـخرآل رسول
مـــعـدن عـلـم ومـــــــکان آداب
دل او پـــــرده درسرّفــلک
لــفـظ اومـايـــــه ده درّخوشاب
حلم وعزمش چوزمين وچوسپهر
عنصرواصل درنگ است وشتاب(ص85)
ونيزدرباره حضرت قائم مي گويد
مهدي آخرزماني گرچه است
فــــتنه آخرزمان ازخوي تو(ص65)
کشته جورتوام،مرده بيدادتو
گرچه دراين روزگارمهدي عيسي دمي (ص71)
ازنظرمشرب عقيدتي، ديدگاه هاي ابوحنيفه رامي پسندد
مشرب فکري
ابياتي نشان مي دهدجبرگراست
ازفسق باک نبودواززهدهيچ نايد
تادرازل چگونه تقديرکردذوالمن
شيطان که بدفرشته،زين ظلم دوزخي شد
آدم که بودعاصي درخلدشدممکن(ص254)
زتوگرزشت وگرخوبت سرشتند
هــــمان آيد که دي برتونوشتند(ص412)
گرباده خوري ورنخوري،اين همه فرع است
1- صل همه چه؟سابقه حکم قديم است(ص1.6)
جايگاه علمي وفضل او
قمري درسروده هايش نشان مي دهدآدمي است فاضل ومطلع از اصطلاحات علوم، بخاطرهمين شاگردان بنام داشته ؛ از منطق، اصول ماليه، علوم طبيعي، سماوي و نجوم، موسيقي و . . . آگاه است . اصطلاحات مربوط به شطرنج و تخته نرد رانيزکاملامي داند .
خداوندان سخن درنگاه قمري
معمولا شاعراني که ژرف نگري درمسائل گوناگون دارند، براي غناي بيشترداده هاي خود، ازسفره گسترده ديگران مطالبي
 برمي گزينند
مقصود توبهشت بود،واسطه خدا
گرازپي بهشت عبادت کني ورا(ص61)
که يادآورسخن مولاعلي ع اسـت که فرمود : مردمي خدارابه اميد بخشش پرستيدند، اين، پرستش بازرگانان است ؛ و گروهي اورا ازروي ترس عبادت کردندواين،عبادت بردگان است وگروهي وي رابراي سپاس پرستيدند و اين، پرستش آزادگان است . ( کلمات قصار، شماره 237)
سنايي مي گويد
سال ها بايدکه تايک سنگ اصلي زآفتاب
لعل گردددربدخشان ياعقيق اندريمن(ديوان،ص485)
وقمري مي گويد
گـــــــويند سنگ زرشود ازتاب آفتاب
بشنيدم، اين حديث ومراباورآمده است (ص459)
خيام مي گويد
قرآن که مهين کلام خوانند آن را
گـــه گاه نه بردوام خوانند آن را
برگردپياله آيتي هست مقيم
کاندرهمه جامدام خوانندآن را(رباعي 3)
وقمري مي گويد
. . . کـــلام خـوانـنــــــدآن را
هـــرجانه بردوام خوانندآن را
بــرخطّ پياله آيتي هست به لهو
کاندرهمه جامدام خوانندآن را(ص58.)
نمونه هاي انديشه هاي خيامي درسروده هاي قمري کم نيست .
او فوق العاده به انديشه وران احترام مي گذاشت وفرق
نمي کردکه متعلق به گذشتگان باشديامعاصران . به مناسبت هاي مقتضي به سروده هاي باباطاهر، ناصرخسرو وديگران بويژه خاقاني ازسر تعظيم اشاره مي کند  .
قمري در3.تا4.سالگي خاقاني به دنيامي آيدووقتي به 65 تا 75 سالگي مي رسد، خاقاني دار فاني را وداع مي گويد يعني ما بين 35تا45سال مشترکاً مي زيندوباتوجه به اينکه خاقاني درزمان حياتش معروف مردم زمانه اش بوده دور نيست که قمري تحت تاثير اواشعاري سروده باشد.هردوبه يک اندازه عمرکرده اند ـ هفتادوپنج سال ـ هردودر يک شهرـ تبريز ـ ودردو قبرستان دفن شده اند ـ قمري درچرنداب وخاقاني درسرخاب ـ هردومتعلق به شمال وشمال غربي ايران بوده اند، هردو اشعارمدحي فراوان سروده اند.خاقاني شعري دارد به مطلع:
طفــــــــــــــلي هنوزبسته گهواره  فنا
مردآن زمان شوي که شوي ازهمه جدا
وسراج الدين هم شعري داردبه مطلع:
نزديک شد که زلزله صدمت فنا
اجـزاي کوه را کند ازيکدگرجدا
که وزن هردو“مفعول،فاعلات،مفاعيل،فاعلن” است ودربحر“مضارعِ مثمنِ اخربِ مکفوفِ محذوف”مي باشد.هردوشعر بابراعت استهلال شروع شده اند ؛ دراولي باخبر “ کودک بودن انسان بالغ وبعدبه شرط رهاشدن ازهمگان، به مرحله کمال رسيدن ”ودردومي باتوجه “ به نزديک بودن واپسين دم هستي” اخطاري بزرگ به خوانندگان مي کنند  وزن هر دو شعر حالتي از حالات نفس هردورا نشان مي دهدکه البته برحسب ايقاعات موسيقايي خويش خيال انگيزند .
نکته بعدمسئله قافيه است که همچون وزن ازمقدمات واجزاي شعراست وعامل مهم ارتباط دهنده ابيات و نمودار تناسب ووحدت شعر . قافيه هاي اين دوشعرازچاشني خيال انگيزي هم بهره دارند .
درسروده هاي هردوشاعر، الفاظ مشترک هم ديده مي شود لفظ نه تنهاداراي نوعي آهنگ است و موسيقي که درالقاي شعر، اثر فراوان مي گذاردبلکه خودآفريننده شعرنيزمي باشد : “ واژه، ماده اصلي شعر ويکي ازعوامل زيبايي و تاثير آن است، زيرا موسيقي و آهنگ شعرنيزازالفاظي که شاعربکارمي بردبرمي خيزد.”(درباره ادبيات، فرشيدورد) ديويد لوج هم مي گويد : شعر دنياي خودراواژه به واژه مي سازد . ( مجله آشنا، 5 ص33) وبه قول دکتر امامي : در سروده هاي شاعراني چون خاقاني، واژه درشعرنشان هويت بنيادي واسطوره اي دارد. ( همان، ص35 )
بخشي ازواژه هاي موردنظر، درقافيه آمده است که به اندکي ديگرهم اشاره مي گردد
1 – حيات
خاقاني : گـرحـلـّه حـيـات مطـرزنگرددت
انديک درنماندت اين کسوت ازبها
قمري : برعرش کي شوي زبراي دوام عمر
تــــاازپـي حيات مددخواهي ازهوا
2 – صدمت(صدمه)
خاقاني : آن بـــه که پيش هودج جانان کني نثار
آن جان که وقت صدمه هجران شودفنا
قمري : نـزديـک شـدکـه زلـزلـه صـدمـت فنا
اجـزاي کـوه راکـنـدازيـکـدگـر جــــدا
3 – زلزله
خاقاني : جهدي بکن که زلزله صوردررسد
شــــاه دل توکرده بودکاخ رارها
قمري : نـزديـک شـدکـه زلـزله صدمت فنا
اجـــــــزاي کوه راکندازيکدگرجدا
قالب هردوشعرهم،قصيده مي باشدکه يکي ازقالب هاي مهم شعراست وبيشترمدا يح رابااين قالب ارائه مي کنند ؛ البته گاهي عرفان وحکمت واخلاق نيزبوسيله ايـن قـالب قابل طرح است که قصايد ناصر خسروازآنجمله مي باشد .
همانگونه که مي دانيدشکل ذهني شعرکه فضاي عاطفي و
خيال انگيزايجادمي کندوبه طورطبيعي درالقاي معني واغراي نفوس بسيارنقش دارد، کلادرقصايدکم مي آيدجزدرتشبيب، که آن هم زياد نيست . شعرحقيقي آن است که بي اختياروتکلف وبه مددعشق و جوشش معني برزبان آيدوعشق به زبان شاعرسرود گفتن آغاز کندنه آنکه به نيروي فکرت وتتبع در اسلوب هاي شاعران ديگرو  احاطه برلغت بسرا يند . (شرح مثنوي شريف، ج2ص686)
آنجاکه مولوي مي گويد
قـــافيه انديشم ودلدارمن
گويدم منديش جزديدارمن
نمي خـواهدبگويدنبايد شعري قافيه دارسرود ؛ بلکه مي گويد شما معني رافداي قافيه نکنيد . ازاين نظر قمري در بسياري از ابيات قصيده موردنظربه محتواي سروده هاي خاقاني چشم داشته است :
خاقاني : جـهدي بکن که زلزله صوردررسد
شـاه دل تـوکـرده بـودکـاخ رارهــا
قمري : نزديک شدکه زلزله صدمت فنــــــا
اجـزاي کـوه راکـندازيـکـدگـرجـــدا
خاقاني : درپـرده عدم زن زخمه زبـهـرآنــک
برداشتست بـعدفـروداشت ايـن نـوا
قمري : رسمي دراين حدودمجوي ازبقا که هسـت
قـــــــصـربـقاازآن سـوي دروازه فـــنا
خاقاني : طـــــــــــــفـلـي هنوزبسته گهواره فنا
مردآن زمان شوي که شوي ازهمه جدا
قمري : تــــــــــرياک معرفت مطلب تاجدانه اي
زيــن پـنـج افـعـي تـن وآن چـاراژدهـا . . .
درمجموع، همانگونه که ملاحظه فرموده ايدمحتواي سروده هاي خاقاني ازغناي والاتري برخورداراست.هردوشاعردراواخرقصايدخويش به مدح پيامبر(ص) گريز
مي زنند :
خاقاني
شاهنشهي است احمدمرسل که ساخت حق
تـــــاج ازل کـلاهـش ودرع ابـدقـبــــــــا
آن قـابـل امـانـت درقـالـب بشر
وآن عــــــامــل ارادت درعــالـم جـــــزا
چـون نـوبـت نـبـوت اودرعـرب زدند
ازجـــــودي واحــدصـلوات آمدش صـدا
برخوان اين جهان زده انگشت درنمک
ناخورده دست شسته ازاين بي نمک ابا
آزادکرده دراوبودعقل واو
چون عقل هم شهنشه وهم پاسبان ما
اورحمـت خـداسـت جـهـان خداي را
ازرحـــــمـت خـداي شوي خاصه خــداي
قمري
گربايدت خلاص ازين تنگناي عصر
درخـزبـه بـيضه حرم شرع مصطفا
آن عـنصرهـــــدايـت وقـانـون معرفت
فهـرست رادمردي وسرمايه وفا
تــاج عــزيــزکــرده سـرهـاي گـردنان
شمع سـراي پـرده ارواح انـبيا
هـم نـورِروش،فـيـض دهِ چـشمهِ سپهر
هـم خـاکِ پاش،مايه دهِ عقل اوليا
هرجاکه لطف اوست،کندسوسن ازسپهر
هرجاکه عنف اوست،کشدخنجرازگيا
ودرپايان، هردوشاعر، دست سوال وخواهش به دامانش دراز
مي کنندومي گويند
خاقاني
اي هـسـت هـازهــسـتـي ذات توعاريت
خـــــــاقاني ازعـطاي توهست آيت ثنا
مرغي چنين که دانه وآبش ثناي توست
مـپـسندکـزنشيمن عـــــــالم کشدجفا
ازعـالـم دورنـگ فـراغـت دهش چنانک
ديــــــــگرندارداين زن رعناش درعنا
قمري
قمريت رازطوق شــــــقاوت خلاص کن
اي بـندگيت مــــــوجب آزادي ازشـــقا
بيچاره بنده اي است به دست جهان اسير
آزاديــــــــــش عطاکن ازين دون ناسزا
ازبين معاصران خودبه سيف باخرزي، عطاربويژه کمال الدين اسمعيل بسياراظهارارادت مي نمودواورا «سلطان سخن» مي ناميد؛ مرده شعراوبود، سخنهايش را “زر تر” مي گفت، سراسرقصيده55رادرتمجيدش، به پايان برد .
اماکتاب شعرش
ديوان قمري6962 بيت داردکه ازمجموع97 قصيده با2912بيت،43 قصيده داراي رديف وتعدادابيات هر قصيده ما بين 11تا 43 بيت درنوسان مي باشد . ازمحتواي بعضي قصايد، زمان
 سروده هاکاملاًمشخص مي گردد به طورمثال، قصايد4.،64،65،66 و89 مربوط به دوره پيري اوست که ازآن حال وهواي هجاگويي وسبک سري وباده نوشي ها خبري نيست، هر چند درقصيده 66 هنوزمنش گردن کشي و جَست و خيزهاي جواني درجانش آشيانه دارد . تشبيبات قصايداو، در وصف طبيعت، يار، بهار، روئيدني ها
ويامغازله مي باشدتاممدوح وخواننده و شنونده به شنيدن شعر ترغيب گرددوزماني هم بدون نسيب وتغزّل، به وصف معشوق
مي پردازدکه قصيده اي محدود ومقتضب است، يعني فاقد تشبيب. ابيات غزليات75عددي اوبا611 بيت، از3تا2.بيت،دارندکه به طورقطع،
مي توان مدعي شد چندان قوي ودلنشين و برانگيزاننده شوق خوانندگان نيستند،وغزل14 پيش ازآنکه غزل باشد، قصيده است، چه، هم شريطه دارد وهم تخلص به مفهوم گريزبه مدح ممدوح تنهايک مسمط سرودبا12بندکه يکي درميان عربي، فارسي است 4ترجيع بند با195بيت دارد و ترجيع بنددوم،درواقع مرکب ازچندغزل وترجيع بند سوم، دررثاي کسي مي باشد . 13ترکيب بند با 575بيت سرودکه ترکيب بنداول، يکي درميان عربي، فارسي است . 255رباعي داردو
9 بيت شعرمتفرقه ويک مثنوي به نام کارنامه باسه قطعه شعر دراوزان سريع، با221بيت، خفيف، با 337 بيت وهزج با 356بيت، مجموعا
934 بيت، که به نام شرف الدين محمد کاتب سرود و به اوتقديم نمود.


برچسب ها : سرج قمری, ادبیات, غزل سرا
.:: ::.


معرفی کامل شهر آمل
ن : آم شهر ت : دوشنبه هفتم فروردین 1391 ز : 7:26
آمل {{Amol-Amul-Amel}} یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران در شمال ایران،استان مازندران است که مرکز شهرستان است.این شهر به بام ایران،و شهر عرفا و فیلسوفان،و شهر هزار سنگر و اولین شهرعلویان معروف است.واژه آمل، حرف « آ » در زبان ایرانیان قدیم کاربرد «ضد » داشته و « مُل » به معنی مرگ و « آمل » ترکیبی از ضد مرگ مانند امرداد و مرداد است . آمل به معنی بی مرگ است یعنی تو را مرگ مباد.

جمعیت و موقعیت
آمل با ۱۹۷٬۴۷۰ نفر جمعیت در جلگه مازندران و در دوسوی رود هراز با ارتفاع ۷۶ متر از سطح دریا در ۵۲ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی و ۲۶ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و در فاصله ۷۰ کیلومتری غرب ساری مرکز استان، ۱۸ کیلومتری جنوب دریای مازندران و ۶ کیلومتری شمال دامنه کوه البرز و ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد.
مردم
مردم آمل از نژاد اصیل آریایی ها هستند که در اولین ورود خود به آمل آمده اند، مردم آمل به طور عمده فارسی و مازندرانی از ساکنان استان مازندران و استانهای همجوار می باشند. البته بعضی از بزرگان بهائی وعلویان از کشورهای خارجه در این شهر زندگی میکنند.

زبان
بعد از اسلام زبان و خط پهلوی در مازندران بیشتر از سایر مناطق ایران متداول بوده است.زبان طبرستانی کمتر از زبان های دیگر تحت تاثیر زبانهای بیگانه قرار گرفته است.زبان مردم آمل فارسی و طبری و به لهجه آملی می باشد.

گاهشمار
آمل و مازندران دارای تقویم مستقل هستند که آن تقویم تبری است.علاوه بر ماههای رسمی از ماه تبری استفاده می کنند که در زمان یزدگرد آغاز شده است.

دین
اسلام دین نخست شهر محسوب می شود و این شهر اولین مرکز حکومت دین شیعه دوازده امامی بوده است،آمل تنها شهری در ایران بوده است که در وصیت نامه خصوصی سید روح الله خمینی آمده است.

آب و هوا
آب و هوای آمل بسیار مطبوع و سبک و هوای شمالی است و در کنار هراز رود ،رودخانهٔ هراز قرار گرفته، و از مراکزگردشگری فرهنگی و اقتصادی ایران محسوب می شود؛ و آب هوای آمل در تابستان‌ها گرم و مرطوب و در زمستانها ملايم. حداکثر ريزش باران در ماه آذر و حداقل آن نيز در ماه تير است.

وجه تسمیه
از روزگاران کهن تا به امروز این نام ها بر روی آمل نهاده شده است:اسکیان،آماردها،آماردیان،آمردها،علویان،ایالت طبرستان،هفت شهر،آمله،بام ایران و آمل.آمل در دو دوره در زمان اشکانیان و علویان پایتخت ایران بوده است.و در زمانمرعشیان و هشت دوره حکومت های ایرانی پایتخت طبرستان بوده است.بنابر تحقيقات باستان‌شناسان و مورخان در سده‌هاي پيش از ميلاد، اقوام گوناگوني در ساحل جنوبي درياي خزر از جمله قوم مارد يا آمارْد است.در کاتب آمده آمل به لغت آهوش است و هوش قباله های کهن (مل و مرگ) و بدین کنایت است از انکه ((ترا مرگ هرگز مباد))
در مورد وجه تسمیه شهر قدیمی آمل نظریات زیادی گفته شده که بیشتر آن ها بر این اعتقاد هستن که نام اولین گروه از قوم آریای ها که اقوام ساکن کرانه جنوبی دریای مازندران آمارد بوده‌است. نام شهر آمل دگرگون‌شده نام آمارد دانسته‌اند.و بعضی ها بر این اعتقاد هستند که آمل از کلمه اسک گرفته شد است که در آن زمان اشکانیان روستای فعلی اسک را پایتخت اقلیمی خود کرده اند.واژه آمل که گونه دیگر آن آموی است، احتمالا از قبیله باستانی (آ)مردها یا (آ)ماردها گرفته شده‌است. مورخان باستانی غربی نام این قبیله را مردی mardui یا آمردی Amardoi آورده‌اند. آماردها قومی نیرومند و جنگجو بوده‌اند و ناحیه فعلی آمل را به عنوان مرکز خود انتخاب نموده و نام خود را بر نهادند و بعدها واژه «آماردها» به سبب کثرت تلفظ به آملد، آمرد و آمل بدل شد.از نمونه هاي ديگر جنک آوري آماردان ، مبارزه سه ساله اين قوم با فرهاد اول اشک پنجم است که سرانجام منجر به شکست آماردان و تبعيد آنان گرديد. نیز وجه تسمیه این شهر به سبب بنیانگزارش "آمله" نیز می‌تواند باشد، چنانکه در تاریخ طبرستان و تاریخ کهن آمده است این است که اشتاد رستاق صاحب دختری زیبا می شود و این دختر به خواب پادشاه بلخ کهن می آید و پادشاه بلخ دستور می دهد تا این دختر جوان را پیدا کنند و بابت این امر جایزه خوبی دریافت کنند که این امر محقق نشد و خود پادشاه بلخ به ایران می آید و بعد از جست جو زیاد این دختر زیبا را در دهستان اهلم که در قدیم بندرگاه تجاری شمال ایران بود پیدا میکند و با شکوه مقام والا به بلخ می برد و بعد آن پادشاه بلخ گفت ای دختر شاد باش و خواسته خویش را بیان کن و او گفت در ولایت ما آبی است که هزهز رودخانه فعلی هراز نام دارد و خوب است به دستور شما شهری در آنجا احداث شود که به دستور شاه در آن جا شهری آباد و با کاخ ها و قصر ها و خانقاه ساختند و کناره آن را خندق کندند تا از دشمن آسیب پذیر نباشد و این شهر به نام زن پادشاه شهر کهن بلخ '''آمله''' گرفته شد که معنی آن این است یعنی تو را مرگ مباد.شهر آمل دارای چهار دروازه به نام های دروازه گیل ،دروازه گرگان،دروازه کوهستان، و دروازه دریا و قلمرو بود.و نظریه دیگر این است که اردشیر بزرگ می گوید هزاران سال ، پيش از آمدن آرياهای ايرانی به فلات ايران چندين گروه مردمان بومي که چهار گروه آن مشهورترند در اين فلات جاي داشتند که چگونگي دوره هاي پيشين آن چندان روشن نيست . نام يکي از اين چهار گروه مردم بومي فلات ايران مرد بود ، نام گروه مرد در نوشته ها « مارد » يا « آمارد » آمده که به زبان ايران و بومي مرد و آيمرد است و واژه هاي آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردي ، آي مردي ، جوانمرد ، جوانمردي ، گله و گيله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گيلان گويا است از نام باستاني اين گروه سرچشمه مي گيرد . رابينو معتقد است در ميان اقوام تاريخي مازندران يکي تيپرها بودند که در کوههاي شمالي سمنان اقامت داشتند ، آمردها که شهر آمل آمرد همان آمل است چنانکه پرد همان پل مي باشد به اسم آنها ناميده شد.

در گفتارها
پیرنیا می نویسد : « وقتی آریایی ها به فلات ایران آمدند ، مردمانی یافتند که زشت و از حیث نژاد و عادت و اخلاق و مذهب پست تر از آنان بودند . آریایی ها مردم بومی از « دیو » یا « تور » نامیدند. علاوه بر این در مازندران آثاری بدست آمده که خیلی قدیمی است ودلالت بر صحت این استنباط می نماید . رفتار آریایی ها با این مردم بومی مانند رفتار غالب با مغلوب بود ، بخصوص که آریانها آنها را از خود پست تر می دانستند ، بنابراین در ابتدا هیچ حقی برای آنها قائل نبودند . » منطقه جبل امل و اموی از نام آمل گرفته شده است.
اردشیر برزگر می نویسد : « هزاران سال ، پیش از آمدن آریاهای ایرانی به فلات ایران چندین گروه مردمان بومی که چهار گروه آن مشهورترند در این فلات جای داشتند که چگونگی دوره های پیشین آن چندان روشن نیست . نام یکی از این چهار گروه مردم بومی فلات ایران مرد بود ، نام گروه مرد در نوشته ها « مارد » یا « آمارد » آمده که به زبان ایران و بومی مرد و آیمرد است و واژه های آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردی ، آی مردی ، جوانمرد ، جوانمردی ، گله و گیله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گیلان گویا است از نام باستانی این گروه سرچشمه می گیرد . رابینو معتقد است در میان اقوام تاریخی مازندران یکی تیپرها بودند که در کوههای شمالی سمنان اقامت داشتند ، آمردها که شهر آمل ( آمرد همان آمل است چنانکه پرد همان پل می باشد ) به اسم آنها نامیده شد. »
یحیی ذکاء در « کاروند کسروی » آورده است :
آما ، آماردان یا ماردان ، در زمان لشکر کشی اسکندر ماکدونی به ایران ، این تیره در مازندران نشیمن می داشتند و آن هنگام هنوز تپوران به آنجا نیامده بودند ، ولی سپس چنانکه از گفته های استرابون پیداست در آذربایجان و ارمنستان و پارس و دیگر جاها پراکنده شدند .
آمل ، شهر شناخته و کهن مازندران که اکنون نیز هست ، گذشته از آنکه تاریخ بودن ماردان را در مازندران نشان می دهد؛ از راه زبان شناسی هم این واژه جزء دیگر شده آمارد نیست زیرا یکی از قاعده ها زبان شناسی عوض شدن «ر » و « د » به « ل » ، دیگری عوض شدن « ا » به «و » و دیگری افتادن « و» و بازماندن پیش در جای آن می باشد ، چنانکه از روی این قاعده واژه های « پارد » و
« وارد » و « سارد » کهن « پل » و « گل » و « سال » گردیده ، آمار نیز از روی آنها آمل شده ....
اردشیر برزگر می نویسد : « پاره ای از ایران شناسان را گمان این است که این دسته « آمرد » از لاهیجان کنونی تا حوالی بابل امروزه جای داشتند و همین دانشمندان را اندیشه بر این است که شهر آمل پایتخت باستانی آنان ، نخست به نام این گروه « آمرد » بود . رفته رفته آملد و آمل برگردانیده شده است و امروزه نام آمل هم در میان توده مازندران AML است نه AMOL » .
وی مرزهای سکونت این قوم را چنین توضیح می دهد : « مرزهای چهارگونه سرزمین مردها بدینگون بود ، از خاور به مرز ورگانا ، هیرگانا گرگان و قسمتی به پارت خراسان، از شمال به دریاچه دراکسپین ( کاسپین ، کاسو ، کازاک یا قزاق ) و از باخترن تا آن دست لنکران ( قفقاز ) و از جنوب خاوری به کومیسین ( قومس یا دامغان ) و از جنوب رکا ( رک یا ری ) و جنوب باختری به کسپین
( قوزوین ) و سرزمین مدی چسبندگی داشت . »
وی در جای دیگر می نویسد :
« در حدود سه هراز سال پیش از میلاد انبوهی از مردم هند و اروپایی در مسیر مهاجرت خود به سمت هندوکش و دسته ای به سوی فلات ایران سرازیر و چون از خاک ورگانا « گرگان » گذشتند وبه سرزمین مردها رسیدند ، منطقه را سبز و خرم یافته ، رحل اقامت افکندند ؛ آنان میزبانان را دوا، بربر و تور نامیدند . » در این مختصر مجال نقد و بررسی موارد مذکور نیست . عقب مانده بودن تپورها و آماردها نسبت به آریایی های مهاجر و یا القاب دوا، تور و بربر ، هم از نظر زبانشناسی و هم از نظر تاریخی جای تامل و نقد دارد.
پورداود نوشته است : « آمیانوس Ammianus در حدود سال 360 میلادی کتاب خود را نوشت
] وی [ و چند تن دیگر در طی جغرافیا و تاریخ روزگار هخامنشی و اسکندر و سلوکیه و اشکانی و ساسانی از قومی به نام مردوی Mardoi یا آمردی Amardoi یاد می کنند که در سواحل دریای خزر می زیستند و تیره ای از همین مردم در آسیای مرکزی ، نزدیکی مرو رود جیحون ( آمویه ) بسر می بردند .»
او در ادامه می نویسد : « نام شهر آمل یادگاری است از همین قوم که نام خود را به این سرزمین داده اند . »
اردشیر برزگر معتقد است « در دوره اشکانیان ، مردها با اشک پنجم ( فرهاد یکم ) جنگیدند و پس از سه سال مبارزه شکست خوردند و بسیار به قتل رسیدند . وی آنها را به آنسوی خراسان کوچانیده و اینها به یادگار آمل در آنجا شهری ساختند به نام آمل که ابن خردابه در المسالک و مقدسی در احسن التقاسیم و ابن العبری در مختصر الدول وجود شهری به نام آمل را در بخش غربی جیحون تائید کرده اند. »
نصراله هومند در جزوه آشنای مختصری با شهر آمل با این نظر مخالف است و می نویسد : « تز میان همین اقوام مهاجر آریائی ( آزادگان ) شاخه ای دیگر با نام آموهائی برای بدست آوردن سرزمینی بزرگ و آباد از سرزمین اصلی خود مهاجرت نموده و در کناره رود هراز ( هرهز ) آرام یافتند. چنانکه این قوم توانستند در کنار ( ه ) غربی همین رود شهری را بنا کنند و نام قبیله و قوم هود را بر آن شهر بنهند . با گذشت زمان به گونه های : آموری ، آمو ، آمل بدل شد.»
و سرانجام نتیجه می گیرد :« منظور از این همه اشارات و یادآوری ها این بود که « آموئی ها » مردمان اولیه سرزمین آمل و اطراف از سمت غرب به شرق مهاجرت نکردند بلکه از شرق دریای خزر به مازندران ( تبرستان ) مهاجرت نموده ساکن شدند و... واژه هایی مانند آمارد ، آملد ، امرته را نمی توان ریشه لغوی شهر آمل به حساب آورد در صورتی که با اندکی دقت و توجه می توان
( ریشه واژه آمل را به اینگونه بدست آورد : آمل – آمو – آموی- آمویه . » )
پور داود نوشت : « از آنچه گذشت پیداست در پارینه نام مردمی که در آن ساما می زیستند امرد Amarda خوانده می شد و نام آمل در مازندران یادگاریست از آن دوران . »
هرودوت در کتاب تواریخ در توضیح عایدات داریوش از ممالک و اقوام زیر نفوذ ، از اقوام تیبارینها ، ماکروینها ، موزیکانها و مارد ( آمرد ) ها نام برده است .
پیرنیا معتقد است پس از آمدن آریانها به فلات ایران ( قسمت شمالی فلات ) و زندگی در این منطقه و پی بردن به مشکلت و خطرات یک زندگی طبیعی و ضرورت همزیستی ، اختلاط نژادی آنها با بومی ( آماردان ) آغاز شد . چنانچه از ظواهر و مستندات و مدارک موجود برمی آید آماردها اقوامی مبارزه و جنگجو بودند ، از بارزترین شواهد این مدعا نبرد این قوم با سپاه اسکندر مقدونی است . آورده اند پس از ورود اسکندر به قسمت شرقی مازندران فعلی تنها قومی که نماینده ای در جهت تقدیم تحف و پیشکش و پذیرفتن استیلای اسکندر به نزد وی نفرستاد آماردها بودند .
برزگر در این باره می نویسد : « ماردها ( مردها ) به اسکندر سرفرود نیاورده و نمیانده نزدش نفرستادند . اسکندر گفت « خیلی غریب است که یک مشت مردها نمی خواهند مرا فاتح خوانند » سپس ورزیده ترین سپاه خود را به سوی آمل راند و فرهاد ( ساتراپ) را نیز با خود برد »
از بررسی اسناد و مدارک باقیمانده چنین بر می آید که جنگ با اقوام جنگجوی آماردها در جنگلهای ابنوه برای اسکندر و سپاهیانش بسیار مشکل و طاقت فرسا بود ، آشنایی این قوم با شیوه های جنگ و گریز در جنگل و زندگی در آن و خو گرفتن آنان با شرایط خاص زندگی و نیز جنگ در جنگلهای انبوه ، کار فتح را مشکل کرد و پیشروی سپاه فاتح اسکندر در جنگلهای محل سکونت آماردان متوقف گردید.
ربودن اسب محبوب اسکندر بنام « بوسیفال » یا « بوسیفالوس» کارایی این قوم را در جنگ ، آن هم با سپاه ورزیده و مقتدر اسکندر مقدونی ، نشان می دهد ، سرانجام اسکندر در مقابل پس گرفتن اسب محبوب خود در قبال متارکه جنگ و پذیرفتن ضمنی صلح بدون فتح منطقه مجبور به بازگشت شد.
از نمونه های دیگر جنک آوری آماردان ، مبارزه سه ساله این قوم با فرهاد اول « اشک پنجم » است که سرانجام منجر به شکست آماردان و تبعید آنان گردید.
اکرم بهرامی نوشته است : « فرهاد اول پادشاه آماردها را در منطقه آمل شکست داد و آنها را به حوالی خوار ، مشرق ورامین ، کوچانید و تپوریها جای آنها را گرفتند . »
مرحوم مهجوری به نقل از پیرنیا می نویسد :
« جنگ فرهاد با ماردها چندین سال به دراز کشید . از اینجا معلوم می شود جنگ با این مردم سخت بوده ، از طرف دیگر دیده می شود که سلوکیها در این جنگ هیچ دخالتی نمی کنند ، حال آنکه اسما سرزمین ماردها یکی از ایالات تابعه آنهاست . از اینجا چند نکته را می توان استنباط کرد . اولاً دولت سلوکیها در این زمان رو به ضعف نهاده بود و ماردها مردمی نبودند که به آسانی تحت تابعیت بمانند . بنابراین اعتنا به سلوکیها نداشتند ، حتی ظن قوی این است که بعد از اسکندر مستقل شده بودند. »
و درجای دیگر نوشته است :
« درباره خوی و احوال آماردها گواهیهایی از مورخان باختری برای ما مانده است . مثلاً ژوستن Justin آنان را نیرومند و شجاع خوانده است. آریان می گوید که آماردها مردمی بودند بی بضاعت ، ولی در کشیدن بار فقر و قحطی دلیر . »
و باز در ارتباط با دلیری و شجاعت آماردها در کتاب تاریخ مازندران به نقل از یک دایره المعارف از کتابخانه دانش عمومی Library Of General Knowledge چاپ 1882 میلادی آمده است :
« قسطنطین چهارم در 686 میلادی ] سده هفتم [ دوازده هزار از مردی ها را ، که قبیله ای جنگجو و ایرانی نژاد بودند و در بخش های شمالی دریای خزر می زیستند ، برای سد و جلوگیری تاختن های مسلمانان به سرزمین لبنان کوچانید . »
در مرز گوگمل در قلب قشون ، داریوش با تمام خانواده و نجبای ایرانی جای داشت که جنگ آوران هندی، کاری ، آناپاست Anapast و تیراندازان ماردی « آمارد » گرداگردش صف بسته بودند .
شواهد دیگری از قدرت جنگندگی این قوم در نبردهای ترموپیل ، گوگمل و نیز دیگر نبردها با ساردها یا نیروهای بابل در دوره هخامنشیان موجود است .
ب – دومین نظر درباره پیدایش شهر آمل متکی به نوشته های ابن اسفندیار ، کاتب آملی ، در کتاب « تاریخ تبرستان » می باشد. ابن اسفندیار در صفحه 82 کتاب فوق تصریح می کند که در سال 613 هجری قمری مشغول نوشتن این کتاب بوده است . اساس و بنیان کتاب یاد شده بنابر نوشته ابن اسفندیار از کتاب عقد سحر و قلائد در تالیف ابوالحسن بن محمد الیزدادی است . ابن اسفندیار زاده و ساکن آمل بوده و بنابر نوشته اش به خوارزم نیز رفت . روایت وی در ارتباط با پیدایش آمل افسانه گونه است . وی معتقد است آمل ماخوذ از نام آمله دختر اشتاد است که به اتفاق برادرش یزدن به دلیل کشتن شخصی از تبار دلیم به نواحی آمل فعلی آمده ، یزدان آباد ( که معروف و معمور است ) و روستای استادرستاق (که آنهم در دوره ابن اسفندیار ظاهرا آباد بود ) را بنا نهادند . وی در تاریخ تبرستان می نویسد : « بنای آمل به فرمان آمله دختر یکی از روستای اهلمستاق و همسر فیروز ، شاه بلخ ، ساخته شد . »
ج – نظر سوم در باب پیدایش آمل ، که بر دلایل و مدارک متقن و مستدل استوار نبوده و یا نگارنده با آن برخوردی ننموده است . بنیاد شهر آمل را به طهمورث ، جمشید ، کیومرث و ..... از پادشاهان پیشدادی نسبت می دهد.
ملگونف سیاح روس در سال 1280 هجری قمروی بدون ذکر ماخذ نظر می دهد: « در بنای آن اختلاف است به ضحاک ( و کیومرث و جمشید و هوشنگ ) و فریدون و طهمورث نسبت دهند. »
دولتشاه سمرقندی در « تذکره الشعرا » آورده است:
« اما شهر آمل از بلاد قدیم است و بنای آن گویند جمشید کرده و بعضی گویند که افریدون ساخته ، حالا چهار فرسنگ علامت شهر است که محسوس می شود و هر جا که زمین را بکاوند خشت پخته و سنگ ریخته ظاهر شود و چهار گنبد است در آن شهر که مقبره افریدون و اولاد او گویند آنجاست . فی کل حال از روزگار افریدون تا زمان بهران گور تختگاه ربع مسکون آمل بود . »
قاضی احمد قزوینی در « تاریخ جهان آرا » را نوشته است :
« طهمورث بن هوشنگ لقبش نجیب و بعضی دنباوند یعنی تمام سلاح گفته اند اما مشهور به دیوبند است . آمل مازندران و اصفهان و بابل از آثار او اشتهار دارد . »
حمد الله مستوفی در « نزهه القلوب » آورده است :
« آمل از اقالیم چهارم باشد طولش از جزیره خالدات فزک 107 و عرض از خط استوالول 66 طهمورث ساخت اثری بزرگست .. »
میشل ورنوف می نویسد: آمل آماردها قوم نخستین بوده اند پس به این گونه آمل پایتخت باستان ایران بوده و آبادترین بلاد قومی ایران بوده است.،در کنارش همه نهر و جوی طلا و مس و روی و قلعه ها و بزرگترین رود ایران هزهز در این منقه عطیم است و قله ای کبیر در آمل است که به ان ماوند می گویند.


ابن‌ فریغون این شهر را نیکوترین و جامع‌ترین و آبادترین و پر آب ترین و پر علم ترین شهر سرزمین پارسی‌گویان شرح داده است: آمل شهریست عظیم و زیبا و پر آب و بزرگترین مرکز علمی پارسیان و بزرگترین قلمرو حکومتی طبرستان است و او شهری است با خندق های فراوان و مقر ملوک آریایی ها در طبرستان و جای بازرگانانست و خواسته بسیار است و اندر وی علمای هر علمی بسیارند و افضل عرفا و آبهای روان است و از وی جامعه کتان و برنج و دستار حنین و فرش و چوب شمشاد و حصیر طبری و طلا که به همه جای جهان جای دگر نبود و از وی ترنج و نارنج خیزد و گلیم سپید و گلیم دیلمی زربافت گوناگون و کمیخته خیزد و از ی الات چوبین خیزد و چون کفشه و شانه و شانه نیام و ترازو و خانه و کاسه و ..و از طلاهایش داغگین...


مرکز جغرافیا شناسی
آمل در قدیم مرکز گیتی شناسی و جغرافیا ایران بوده است.و از این رو آمل را جزو شهر اولین ها می دانند.

تاریخچه
بعضی ها معتقدند تاریخ آمل با افسانه ها پیوند خرده است.گرچه آمل قدمت آن به اول آریایی ها و قبل از اسلام بر می گردد ولی به خاطر اینکه در زمان آماردها آمل رونق خاصی گرفته و از آن دوره تمام اراضی آمل رونق ویژه ای در تمامی زمینه ها گرفت و از آن جا آمل جدیدی در کنار رود هراز روی کار آمد.در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه به مازندران دلبستگی خاص داشتند. شاه عباس که به آمل علاقه زیاد داشت به دستور او جاده کنار رودخانه هراز آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا ایجاد کردند جاده شوسه‌ای که آمل را به ساری و گرگان وصل می‌کرد، درزمان او احداث شد. از این شهر با عنوان "پایتخت دنیای مسکون" به جهت بزرگی و عظمت آن یاد می شده است.

در اشعار
در ادبیات فارسی قدیمی اشعار بسیار زیادی وجود دارد که آمل در آنها ایفای نقش نماید،از اشعار اساطیری گرفته تا اشعار در وصف ایران و آمل،این شهر نقش بسزایی در تاریخ کهن فارسی در جهان داشته است.از جمله این اشعار:

فردوسی
بیاراست گیتی بسان بهشت... به جای گیا سرو گلبن بکشت از آمل گذر سوی تمیشه کرد ... نشست اندر آن نامور بیشه کرد
-
بپردازم آمل نیایم به جنگ سرم را ز نام اندرآرم به ننگ
-
بزرگان ایران ز گفتار اوی ، بروی زمین برنهادند روی
-
چو اغریرث آمد ز آمل به ری

وزان کارها آگهی یافت کی

بدو گفت کاین چیست کانگیختی

که با شهد حنظل برآمیختی
-
منوچهر با سلم و تور سترگ

بیاورد ز آمل سپاهی بزرگ

به چین رفت و کین نیا بازخواست

مرا همچنان داستانست راست

مسعود غزنوی
هند بگشاده و آمل همه بگشاده بود .. لشکر صعب سوی ترک فرستاده بود

فخرالدین اسعد گرگانی
از آن خوانند آرش را کمانگیر .. که از آمل بمرو انداخت یک تیر

طالب آملی
چو من فرزانه ای برخاست از آن بوم ...... طواف خاک آمل بایست کرد.

راوی
رسیدم به آمل شهر هفت رنگ .. همه عارف و شاعر و مرد جنگ ،بزرگان ایران زمین و بزرگان شهیر .. ز میر حیدر و فخر رازی و ابن جریر ، چو باشد نگینی بروی رود هراز .. در آنجا شدم با خدا راز و نیاز.

فحرالدین
ز بس بى خوردن و خوشى در آمل
تو گفتى بودش آب رودها مل

قاآنی
یا فکند آرش‌ کمانی تیری از آمل به مرو
کز طرف فرخنده جشنی تیرگان آراستند
یا نه امطار مطر شد بعد چندین سال قحط
جشن شایانی به روز مهرگان آراستند

نیا
دماوندا که سر بر آسمانی تو فخر کشور و مازندرانی
بلندا سایه ات بر شهر آمل شهـیر و نامدار و جاودانی

صائب تبریزی
هر كه چون صائب به طرز تازه ديرين آشناست
دم بذو عندليب باغ آمل ميزند

در عصرهای متفاوت
آمل از جمله شهرهای پر تحول و پر حادثه در تاریخ کهن جهان بوده از آغاز تاریخ باستان تا معاصر،می توان در مجموع به این گفتار رسید که:آمل در زمان سلسله های صفوی،علوی،و به معدود مواقع قاجار و سلسله های فریدون و رستم و حکومت مرعشی و دوره زندیه دوران خوب و یا دوران طلایی اسلام و تاریخ کهن را پشت سر گذاشته و در دوره ایخانی و سلجوقیان و غزنویان و افشار دوران بدی را پشت سر گذاشته است.وهمچنین یکی از مراکز مهم جنگ و نبردهای مهم اساطیری و مشروطه و اسلامی بوده است.

تاریخچه اساطیری
می توان گفت آمل پایتخت اساطیری است چون نبردهای فریدون آرش ضحاک کیخسرو و ... در زیر پای دیو سفید آمل انجام شده است.شهر آمل از روزگاران كهن همواره شهري آباد و پر رونق بوده است. سيماي اين شهر باستاني، از لا به لاي هزاره هاي مه گرفته ي تمدن هاي پيش آريايي در فلات ايران رخ نموده و پيشينه ي تاريخي آن با افسانه ها و اساطير پرشكوه ايراني در هم آميخته است. نام آمل شانزده بار در شاهنامه ي سترگ فردوسي ياد شده است.فريدون، پادشاه اسطوره اي كه اژدهاك ماردوش را درون چاهي در دماوندكوه آويخت، خود پرورش يافته ي دامان البرز بود و پژوهشگران، پايتخت او را حوالي آمل مي دانند و امروز نيز باشندگان لاريجان، دشت خرمي در پاي دماوند را تخت فريدون مي خوانند.سال ها بعد، در عصر پادشاهي نواده ي وي، منوچهرشاه، سپاه توران از جيحون گذشت و سراسر شمال و شمال شرقي ايران را تصرف كرد، ولي به واسطه ي مقاومت دلاورانه ي ايرانيان، پشت دروازه هاي آمل زمين گير شد و به موجب پيمان صلحي، آرش كمانگير تيري از دماوندكوه در اطراف آمل تا فرارود در آسياي ميانه رها كرد و جان داد و مرزهاي ايران را باز تا آن سوي جيحون كران داد.


نگاه به شهر و آثار پیش از اسلام
آمل یکی از کهنسالترین شهرها است که و در دوره پیشدادیان و ساسانیان هم سکه های متعددی پیدا شده که مشخص شده که آمل مرکز آن زمان بوده است،جنسف شاهیان که بعدر اشکانیان و اسکندر حکونت را به دست گرفته بود،تازمان قباد ساسانی انوشیروان بر این مرکز حاکم بود،در دوره شاهپور هم آمل مرکز بود و ماردها برای جنگ با روم ها در رکاب شاهپور جنگیدند،و تا زمان وستیهم دائی خسرو پرویز او به سر طغیان برداشت،ونواحی آمل و طبرستان را از او تبعیت کرد،خسرو پرویز اورا شکست داد و آمل را بسیار توسعه داد،و پایتخت و اقامتگاه خود کرد،و بعدها ساسانیان به دست اعراب شکست خورده و سلسله حکومتی آن ها از هم پاشید.از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای شهر قدیم آمل نمانده است.بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است.

وقایع تلخ تاریخی
شهر آمل از تند بادهای حوادث روزگار بی بهره نبوده و نشیب و فراز جهان را اعم از عوامل سیاسی و طبیعی بسیار دیده است در باره شهرت آن هم مورخان اسلامی و غیر اسلامی بسیار می نویسند،آمل از جمله آسیب پذیزترین شهرها بوده که دو بار به کلی به زیر آب رفت و چندین بار بر اثر تهاجمات و زلزله به ویران تبدیل شد و دوباره آملی جدید بر روی آن نهاده شد.چندین بار در سال های 1329 و 1208 بر اثر آتش سوزی آمل به کلی خراب شد و بعد ار پیگیری های حکام و خان های محلی و هم دردی حاکمان جهان آمل دوباره مرمت شد.

محیط طبیعی
آمل از نظر ناهمواری به سه قسمت جلگه ای و کوهستانی و قسمتی هم آبی تقسیم می شود،جلگه آمل در دوره کواترنی به وجود آمده است.و کوهستانی امل باید گفت رشته کوه البرز به صورت دیواره ای جلگه ای کنار دریا مازندران را از قسمت داخلی ایران جدا نموده و در نتیجه حرکت کوهزایی عظیم آلپی می باشد.از عوامل موثر آب و هوای منطقه آمل می توان به وجود کوه های البرز و کوه دماوند در آمل و ارتفاع مکان پوشش گیاهی،نزدیکی به دریاچه بزرگ جهان(خزر)و تاثیر پذیری آن از بادهای مرطوب غربی و سری شمال و هچنین بادهای محلی،عرض طبیعی،پیش امدن توده های شمالی و غربی که در بین عوامل فوق نقش کوه ها و دریای خزر و بادها و جنگل ها بیش از سایر عوامل ارزیابی می باشد.

معماری و گردشگری
شهر آمل با زیبایی وصف ناپذیر در مرکزاستان مازندران در دامنه جنگلی و زیبای البرز و کوه دماوند با وجود بیشترین جاذبه‌های گردشگری مازندران و امکانات پذیرایی وتفریحی است که لقب نگین جهانی در قلب شمال کشور را به خود اختصاص داده است و به عنوان یکی از تاریخی ترین شهرها و شهر قدیم آمل و جاذبه های زیبا و سرسبزی با وجود جاده پر تردد کشور یعنی جاده هراز توریست های زیادی از سراسر ایران وجهان به این شهر زیبا سفر کرده و یا از آن گذر میکنند.آمل از شهرهای باستانی با معماری ایرانی محسوب می شود که بیشترین معماری را در زمان صفویان،اسلام،قاجار به خود دیده است.

معماری محلات
بازارچه راسته اصلی بازار قدیم آمل به همراه راسته‌های فرعی منشعب از آن (راسته عطاران، راسته پالان دوزان، راسته نمدمالان و نوراسته)نقش مهمی در تشکیل و تعریف محدوده بافت ایفا می‌کنند. راسته اصلی دقیقاً و بلافاصله بعد از پل دوازده چشمه (جنوب شرقی بافت) آغاز و به صورت قطری و طولی در بافت حرکت کرده و تا نزدیکیهای مرکز اصلی کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) ادامه می‌یابد. بازار به بافت ویژگی طولی و خطی بودن آن (گذر و محور اصلی بافت) تلفیق بعضی از مراکز محله با آن مشائی محله و شاهاندشتی محله، برخورداری از کاربری اجتماعی – اقتصادی و همجواری با دیگر عناصر شهری عمده بافت (مسجد جامع، مسجد آقا عباس، گرمابه و قسمت اعظمی از بافت مسکونی اطراف را تحت نفوذ مستقیم خود دارد. در واقع برش و عبور قطری بازار از بافت سبب می‌شود که تا عمق واحدی از دو طرف بافت مسکونی پیرامون بازار خود را تحت پوشش قرار دهد. مراکز مراکز و گذرهای اصلی محلات، به غیر از سه مرکز اصلی میدانچه مشائی محله (محله چهار سوق)، بازارچه شاهاندشت محله (تکیه هاشمی) و کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) بقیه مراکز اصلی با فاصله از راسته اصلی بازار و تقریباً در در مرکز ثقل هندسی محلات مستقر هستند. چون راسته اصلی بازار به صورت قطری بافت را قطع نموده‌است از این نظر این مراکز اصلی با گذرهای اصلی بین خود، عملاً یک حلقه ثانویه پنهانی (تار نامرئی) را به دور بازار به وجود می‌آورند. علاوه بر این هر یک از این مراکز اصلی، خود دارای یک شعاع نفوذی هستند. لذا مجموعه این شعاعهای نفوذ مراکز اصلی با حلقه درونی بر گرد بازار، محدوده و منطقه‌ای را تعریف خواهد کرد که می‌تواند به عنوان یک محدوده بافت کهن و تاریخی به آن استناد کرد. چون بافت کهن آمل از دخالتهای کالبدی و عبور خیابانهای چلیپائی رضاخانی مصون مانده‌است. لذا پیوستگی قضایی عناصر شهری و مراکز محلات از طریق گذرها و معابر اصلی بافت موجب تشکل و انسجام بافت می‌گردد.

محلات تاریخی
هر یک از محله‌های مسکونی فوق دارای محدوده و مرز معین وتعریف شده هستند. این محدوده‌ها توسط حصار یا موانع کالبدی مشخص نمی‌شد، بلکه گذرها و کوی‌ها یا محدوده پلاکها محدوده هر محله را تشکیل می‌دهد.این شهر به عنوان یکی از شهرهای سنتی ایران دارای محله های بسیاری هست که برخی از آنها بسیار قدیمی و همراه با بافت سنتی می باشند. تعدادی از محله های قدیمی هنوز به همین نام پا برجای می باشند. برخی از محله های قدیم و جدید آمل چنین نام دارند. ۱- نیاکی محله (حسینیه ارشاد) ۲-اسپه کلا(تکیه اسک) ۳-قادی محله (تکیه شهدا) ۴- کاردگر محله (مسجد امیری‌ها) ۵- مشائی محله (چهار سوق) ۶- شاهاندشت محله (تکیه هاشمی) ۷- چاکسر محله (امامزاده قاسم) ۸- کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) ۹- پائین بازار محله (تکیه آملی‌ها) ۱۰- گلباغ محله (مسجد جامع) ۱۱- گرجی محله (امامزاده تقی) 12:دلارستاقی محله.

روز آمل
سالروز تشکیل حکومت علویان که همزمان با روز مازندران با حضور مسئولین ، اساتید دانشگاهها، نویسندگان و بزرگان ، و محققان خارجی هر ساله در مازندران بر گزار می شود

آمل پایتخت شیعه
با ورود علویان ، زیدیه آمل اولین پایگاه تشیع شد و همچنین مرعشیان یا مرعشیه یکی از دودمان‌های شیعی بود که در ۷۶۱ هجری قمری مقارن با ۱۳۵۹ میلادی، توسط میربزرگ بنیان گذاشته شد و در ۱۰۶۴هجری برابر با ۱۵۸۲ میلادی توسط شاه عباس صفوی با سلسلهٔ صفویان ادغام گردید و شاه عباس خود را پادشاه این دودمان نامید و بعد تصرف اولین شهر تشعیع در آمل و به خواسته مردم بنیان گذاری شد.

فرهنگ و مراسم ها
شهر آمل به شهر علم و فلسفه و هزار سنگر و دیار علویان و مرعشیان و اشکانیان در ایران معروف است.از نظر شعر، ادب، هنر، خطاطی، تاریخ، سیاست، فقه، تفسیر و فلسفه مشاهیر زیادی از این شهر برخاسته‌اند. آمل از فرهنگ و تمدن بسیار کهن و اصیل آریایی برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و دیرینه مراسم‌های باستانی و به دلیل علاقه به دین و مذهب مراسم مذهبی بس با شکوهی در این دیار کهن برگزار می‌گردد، پس از گرویدن مردم آن به اسلام، برخی از مراسم باستانی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب اسلامی در آمیخته و بنا بر این شیوه اجرای آن در هر روستا با روستای دیگر متفاوت است.

تیرگان

تيرماسيزه شو یا تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با سیزدهم تیرماه است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است.جشن همه ساله در کوه دماوند, آمل انجام می شود و همه ساله توسط زرتشتیان ایران در بیشتر شهرهای جهان و ایران نیز برگزار می شود.

ورف چال

از آیین های قابل توجه و در عین حال منحصربه فرد مازندران که مراسمی ملی هم به شمار می رود در ارتباط با آب، مراسم ورف چال روستای اسک واقع در جاده هراز است . این رسم قدیمی و بسیار جالب، در یکی از روزهای جمعه در فاصله اول تا پانزدهم اردیبهشت ماه هرسال و زمانی که آخرین برف های زمستانی منطقه در حال ذوب شدن است ، انجام می شود. زمان اجرای این مراسم قبلا از طرف بزرگان محل که وظیفه هدایت و راهنمایی مردم و جوانان را دارند به اطلاع عموم می رسد. در روز مشخص، کلیه مردان محل برای انجام مراسم ورف چال واقع در دامنه کوه دماوند پس از صرف صبحانه ،با برداشتن غذای ظهر و بساط و میوه و چای ار روستا خارج می شوند. طبق رسم ،صبح زود تمام مردان باید از روستا خارج شوند و دیگر حق بازگشت به خانه را ندارند. با خروج مردان ،تمام امور روستا دراین روز در دست زن های محل است. زنان با اجتماع در مساجد و نقاط عمومی روستا، به اجرای برنامه هایی مانند:عروس و داماد، شاه و وزیربازی، سنگ بازی و سایربازیها و سرگرمی های محلی می پردازند و از ورود هر مردی به داخل روستا جلوگیری می کنند. درصورتی که مردی به تذکر و اخطار زنان توجه نکند و داخل روستا شود به شدت با چوب زنان تنبیه می شود.مردان روستا نیز پس از رسیدن به محل ورف چال، اقدام به جداکردن قطعات برف از کوه می کنند و هرکس به اندازه توانش مقداری از آخرین برف زمستانی را داخل چاه بزرگ می ریزد. به اعتقاد اهالی روستای اسک،این چاه را شخصی به نام سیدحسن ولی حفر کرده و مقبره او در روستای نیاک، محل زیارت اهالی منطقه است.باپرشدن چاه از برف و پوشاندن درآن ، مردان به صرف ناهار، چای و میوه در اطراف چاه می پردازند.درپایان مراسم، مردان روستا پس از نماز، دعا و شکر الهی ، به روستا برمی گردند.مراسم ورف چال یا چاه برف، ریشه در مبارزه با کم آبی برای مسافران و دام ها در فصل تابستان دارد. ازآنجایی که این منطقه درگذشته یکی از مناطق دامداری محسوب می شد، دامدارها برای تامین آب مورد نیاز دام ها و نیزاهالی درفصل تابستان که برف های روی کوه آب می شد اقدام به ذخیره کردن برف دراین چاه می کردند تا در موقع کم آبی، آب مورد نیاز خود و دام ها را تامین کنند.امروزه منطه اسک اهمیت گذشته خود از نظر پرورش دام را از دست داده است ولی اجرای این سنت قدیمی همچنان توسط اهالی روستا با شور و شوق انجام می شود.

لوچو

كشتی لوچو از كشتي هاي محلي استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسي اجرا مي شد.امروزه در بعضي از نقاط استان اين كشتي همه ساله در تابستان بعد از وجين شالي، هنگام فراغت كار روستاييان، انجام مي شود. در ايام ديگر مانند اعياد مذهبي و ملي نيز كشتي لوچو برگزار مي شود و جايزه برنده يك راس گاو است كه توسط اهالي خريداري مي شود.براي مسابقه دو نفر از كشتي گيران با تجربه به عنوان داور انتخاب مي شوند در اين كشتي هر گونه ضربه زدن به بدن يا سر حريف، گرفتن انگشت دست، سرچنگك و ضربه زدن به كتف و گرفتن گوش، خطا محسوب مي شود. كشتي گيري كه در اين دو هفته تمامس حريفان را شكست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاري مسابقه ساز و دهل نيز نواخته مي شود تا شور و هيجان بيشتري به مسابقه بدهد.

ماه در مه

هنگام تحويل سال افراد خانواده دور سفره و يا مشابه آن هفت سين که با ظرافت و سليقه خانم خانه چيده شده مي نشينند و در حاليکه پدر خانواده دعاي تحويل مي خواند منتظر سال نو مي شوند. در گذشته که امکانات ارتباطي مانند راديو و تلويزيون نبود با تيراندازي يا گفتن اذان سال جديد را به همه اعلام مي داشتند. بعد از اين که سال نو شد کسي ( معمولا بچه‌ها) که به عنوان مادرمه (مارمه) انتخاب شده با مجمعي که در ان قرآن، آيينه، اب ، سبزه و شاخه هاي سبز جوان قرار دارد وارد خانه مي شود چهارگوشه اتاق ها را آب مي پاشد قرآن را کنار سفره هفت سين مي گذارد و شاخه هاي تازه سبز شده و داراي شکوفه ( معمولا از درخت گوجه سبز) را به اين نيت که سال سرسبز و خوش و خرمي براي خانواده باشد، جلوي در اتاق آويزان يا روي طاقچه اتاق مي گذارد. دراين روز مادر خانه، غذاي عيد، سبزي پلو با مرغ يا گوشت درست مي کند. علاوه بر آن بعضي هم غذايي به عنوان خيرات براي اموات مي برند و بين مردم پخش مي کنند.

چلیک مارکا

بازيكنان به دو گروه تقسيم مي شوند. براي بازي دو تكه چوب يا چليك و و چوب بزرگ يا ماركا نياز دارند. ابتدا گروه اول، چوب كوچك را روي گودالي قرار مي دهند سپس با چوب بزرگ به زير چوب كوچك كي زنند و آن را به طرف بالا پرت مي كنند . چوب هر يك از بازيكنان كه مسافت بيشتري را طي كند، آن گروه برنده مي شود افراد بازنده بايد به برندگان سواري بدهند.

علم گردانی و نخل گردانی

علم گردانی و نخل گردانی از قدیمی ترین سنت ایرانی و مازندران است که همه ساله در تمامی مناطق مازندران و آمل انجام می شود.

نوروز خوانی

نوروزخوانان معمولا پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می آیند وبا خواندن اشعار در مدح امامان وترانه های محلی ،طلیهعه سال نو را به آنها مژده می دهند.
نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می خوند،یک نفر ساز می زندو ونفر دیگر که به آن کوله کش (بار کش )می گویند به در خانه های مردم می روند ومی خواند:

باد بهارون بیمو/نوروز سلطون بیمو/مژده دهید به دوستان /گل به گلستون امد/بهار آمد بهار آمد خوش آمد /علی با ذولفقار آمد خوش آمد،/نوروزتان نوروز دیگر/شمارا سال نو باشد مبارک
صاحب خانه با دادن پول ،شیرینی،گردو،تخم مرغونخود وکشمش از آنان پذیرایی می کند.

دیگر
از دیگر مراسمات می توان به خرج دادان امام حسین،سفره ابوالفضل،شب نشینی ها،مراسم داندان سری،ولیمه،مراسم بین شهری اشاره کرد.

موسیقی
موسیقی منطقه آمل در قالب مناطق مرکزی شمال ایران بررسی نمود از همین رو تقریبا همه نغماتی در مناطق مرکزی شمال ایران رایج است در این منطقه مورد استفاده قرار می گیرد که از مشهور ترین آنها نجوا و امیری خوانی و گهره سری و مازندرانی خونش و طالبا است.شهرهای طالبا و امیری و لاره از شعرهایی هستند که با سوز خوانده می شود و بر روی شنونده تاثیر خاصی می گذارد.نوروز خوانی سنت اصیلی است که اولین منطقه قبل از اسلام در آمل اجرا شد و بعدها به جاهای دیگر مازندران و ایران گسترش یافت و بعد از اسلام این اشعار این نو خاوندن با مدح و منقبت ائمه در هم آویخت و از این شکل قدیمی حیث اشکالی نو یافت.

غذاها
شکم پر آملی،کتلت،کته آملی،پلو زعفرانی،خورش مرغ ترش،اردک جوجه،سبزی‌پلون،ازخاتون،اسفناج پته از مهمترین غذاهای آمل هستند که این غذاها به تدریج رواج پیدا کرد و در اکثر مکان ها برنج کته پلو زعفرانی و شکم پر را درست می کنند و از جمله غذاها بین الملل هستند.

بازارها
بازار قدیم آمل یکی از بازار های قدیمی ایرانی، که در مرکز شهر قرار دارد، رکن و هسته اصلی و اولیه سازمان دهنده شهر به شمار می آید. با این که در بعضی از قسمت های این بازار تغییرات شتاب زده و نوسازی غیر اصولی انجام شده و به دلیل مقتضیات اقتصادی، اجتماعی روزگار، زیبایی قبلی را از دست داده، اما هنوز دارای اهمیت و اعتبار است. این بازار همچنان ارتباط خود را با محلات مسکونی مجاور، به میزان قابل توجهی حفظ کرده است و به صورت مرکز تجمع و داد و ستد مردم ، دارای عملکردی ممتاز است. مغازه های این بازار با سقف سفالی شیب دار و جلو آمده به خاطر محافظت از باران و آفتاب دارای فضاهای باز داخلی برای تشکیل بازارهای هفتگی در روزگار گذشته است. این بازار نیز مانند بازارهای قدیمی دیگر، علاوه بر وظیفه اصلی خود یعنی مبادله کالا، نقش فرهنگی و مبادله افکار و عقاید، نشر اخبار و مرکز ارتباطات اجتماعی مردم نیز بوده است. در حال حاضر این بازار نقش بسیار مهمی را در زندگی اقتصادی،اجتماعی مردم ایفا می کند. ساختار فضایی ، عناصر معماری و کالاهای صنایع دستی و محصولات بومی آن از جاذبه های بازار به حساب می آیند.

گسترش شهری

آمل در گذشته دارای هشت دروازه بوده که ورود و خروج از شهر از طریق آن‌ها انجام می‌پذیرفته‌است. بعدها در امتداد این دروازه‌های تاریخی، بازارچه‌هایی احداث گردیدند تا نیاز مردم هرمنطقه را تأمین نمایند و از مراجعهٔ مستمر مردم به بازارهای مرکزی جلوگیری شود. رفته‌رفته در پیرامون این بازارچه‌ها واحدهای مسکونی شروع به ساخت گردیدند و از همین روی بازارچه‌ها به هم متصل شدند و محله‌های جدیدی در گوشه و کنار شهر پدید آمدند.همچنین چهار دروازه اصلی به این شهر باز می شد و بعد ها بعد خرابی خندق ها زیاد شکل شمایل دیگر در مکان های مرکزی و کناری شهر صورت گرفت.

بازارهای تجاری
چندین پاساژ رسمی - نمایشگاه - دفاتر رسمی فروش - تاسیسات مرکزی - بازار های کلان شهری و محلی.

هنرهای نمایشی و رسانه

سینما
تاریخچه سینما در امل به زمان ناصر الدین شاه قاجار می رسد که اولین سینما به نام خورشید ساخته شد.
شهر آمل دارای دو سینما است. که در زیر به شرح آنها می‌پردازیم:
سینما بهمن یک : در سال 1345 تاسیس شد و فعلاً درجه یک به شمار می‌آید. ظرفیتی بالغ بر 375 نیز داراست.
سینما بهمن دو : در سال 1379 تاسیس شد و با کیفیت به روز آن زمان احداث گردید و جزو سینماهای نوین به شمار می رود ظرفیت سالن آن نیز 250 نفره‌است.

تئاتر
تئاتر شهر دارای سه صحنه است که مجهزترین ان در سالن همایش قدیم آمل است.

نشریات
از دوران اولیه مطبوعاتی تا کنون نشریات و روزنامه‌های بسیاری در آمل به چاپ رسیده‌است که از زمان مشروطیه قوت بسزایی گرفت. از بزرگترین نشریات آمل می‌توان به رساله کبیر،هفته نامه مازندران ، الآمل ، از خزر تا،امید مازندران، خورشید طبرستان، سرای امید، آمل شهر اولین ها، پیام آمل و پیک شمال اشاره کرد.

حمل و نقل

جاده
راه باستانی بخشی از راه باستانی هراز در حوالی وانا است که آثار باستانی مربوط به راه قدیم ری به آمل در آن مشهود است همچنین قطار راه اصلی ایران که شمال را به مناطق دیگر در جنگ جهانی وصل می کرد از این شهر بوده و بعدها به زودی از بین رفت و به جای آن راه ورسک ساخته شد.راه شهری آمل که دارای بیشترین بلوار و بزرگراه های مازندران است. جاده جاده بین المللی هراز یکی از مهمترین جاده های ایران بیشترین وسعتش را آمل دارا است که شهرهای دیگر را به شمال ایران پیوندمی دهد.همچنین جاده های کناری مانند آمل-بابل، آمل-محمود آباد(جاده ساحلی)، آمل-فریدونکنار و آمل-نور می توان اشاره کرد.
فرودگاه
فرودگاه امداد‎ فرودگاه امداد آمل، نام فرودگاهی در آمل است.[۲۳] این فرودگاه به عنوان اولین پایگاه امداد نجات ایران با یک فروند هلیکوپتر آغاز به کار کرد و در حال به دو فروند هلیکوپتر افزایش یافته است.
راه آهن
قطار سریع یا منو ریل شمال (تهران-آمل) که در سال ۹۰ به تصویب ملی رسید در حال ساخت است و تا سال ۹۹ به اتمام می رسد.
اتوبوس
نه ایستگاه اتوبوس بین شهری آمل در نظر گرفته شده‌است که نقاط مختلف شهر را به یکدیگر متصل می‌نماید.
تاکسی
سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی آمل یکی از سازمان ها فعال است که در تمامیه خیابان های آمل دو ایستگاه ویژه در نظر گرفته است.
پایانه مسافربری
پایانه مسافربری آمل که همانند یک شهرک داخلی بوده و طرح فرودگاهی است در زمینی به مساحت 20 هزار و 500 متر مربع و با زیربنای 8 هزار متر مربع بنا شده است. در این پایانه 8 غرفه اتوبوسر‌انی، 12 غرفه سواری رانی خدمات حمل و نقل را به تمام نقاط و مسافران ارائه می‌دهند. با اشاره به موقعیت استان مازندران به جهت توریستی بودن، این پایانه عاملی مهم در جذب توریست در استان است.

اداره و نهادهای دولتی
شهرداری آمل: سازمانی نیمه دولتی مربوط به شهر آمل است که زیر نظر شهردار اداره می‌شود.شهرداری آمل در سال ۱۳۰۱ از سوي وزارت كشور ابلاغي برای دكتر محمود حكيمی كه رياست مركز بهداشت را نيز به عهده داشتند صادر گرديد كه ايشان را به عنوان رياست بلديه منصوب داشتند. بلديه آمل كارخود را با سه نفر پرسنل آغاز كرد كه مسئوليت نظافت و رفت ‌و‌ روب خيابانها و بهداشت محيط شهر و ساختار را به عهده داشتند.
فرمانداری آمل: شامل فرمانداری مرکزی است که در سال 1324 شروع به کار کرده است،این در حالی است که در سال 1390 مصوبه فرمانداری آمل به فرمانداری ویژه در شرف تشکیل بود که این امر انجام نشد،و این امر در دست مطالعه است.

و همچنین ادارات و نهاد های دیگر دولتی و خصوصی و چندین ادارات ملی و فرا ملی در این شهر هم حضور دارند..
فضای سبز
 شهرداری آمل با اجرای طرح‌های متعدد توسعهٔ فضای سبز در ارتفاعات و همچنین موسسات خصوصی و مناطق نمونه گردشگری، لاریجان، مکان ها طبیعی تاریخی شهر نظیر بلیران، امامزاده عبدالله، پارک بزرگ آمل، پارک متععد داخلی، پارک‌های محله‌ای و کاشت یک میلیون اصله درخت در سطح شهر، سرانهٔ فضای سبز تبریز را از 4 متر مربع 8 متر مربع در سال 1390 خورشیدی افزایش داده‌است؛ هم‌چنین برپایهٔ طرح آمل 91 قرار است در سال 1391 خورشیدی، این میزان سرانهٔ فضای سبز بیشتر شود و این سرانه در پارک های گردشگری و احداث دریاچه و بازسازی و ایجاد معماری و فضای سبز شهر و در کناز رود هراز صورت میگیرد.

صنعت و معادن و تولیدات
آمل یکی از شهرهای صنعتی ایران در جهان می باشد که ۶۴% صنعت مازندران را در خود جای داده است،از صنایع بزرگ آن می توان به صنعت کارخانه ای، تولید برنج،تنباکو،چای،لبنیات،گندم،دام پروری،صنایع دستی،پرتغال،نارنج،سبزیجات،زغال و طلا و آبمعدنی نام برد که بعضی از ارقام های صادراتی ایران هستند.همچنین چندین کارخانه ملی و فرا ملی معتبر در این شهر قرار دارد.

اقتصاد
در طول تاریخ این شهر،آمل به واسطه مرکزیت در منطقه البرز و واقع بودن در یک منطقه حاصلخیز به محل طبیعی برای مبادلات خارجی و ایرانی تبدیل شده بود،صاحب کتاب العالم نقل می کند که وقتی داخل شهر آمل شدم صدها تاجر بغدادی و یونانی دیده ام که برای خرید طلا و نمد طبری آمده بودند،آمل در مرکز راه تاریخی و کهن ایرانی قرار داشته و دارای مبادر خانه های عظیم بین راهی در قرن های سوم تا سیزدهم بوده است.همچنین بعدها و در عصر معاصر هم چندین درضد بزرگ از صنعت منطقه ای به نام آمل ثبت شد.

شهرک‌های صنعتی
آمل دارای پنج شهرک صنعتی بزرگ و مستقل است. کارخانه‌های صنعتی آمل پس از سال ۱۳۴۵ خورشیدی و با احداث کارخانه‌های آمل رونق پیدا کردند و این شهر به‌عنوان یک قطب صنعتی در سطح منطقه شناخته شد. امروزه بیش از 66 درصد از کارگاه‌های بزرگ صنعتی استان مازندران در شهر آمل مستقر شده‌اند که این امر سبب مهاجرت نیروی کار موردنیاز برای فعالیت در این کارگاه‌ها از نقاط مختلف استان به این شهر گردیده‌است.

صنايع و معادن کارخانه ای و صادراتی
صنايع غذايی، نساجی، چوب، چاپ و انتشارات، قالی، صنايع اشيای كائوچويی، صنايع غير فلزی معدنی و ‌صنايع چرم سازی از عمده ترين صنايع موجود در شهرستان به شمار مي‌آيند. برنج، تره‌بار، مركبات، سيب، مواد غذايی، محصولات كاغذی و منسوجات، توليدات برقی، مصالح ساختمانی و صنايع دستی صادرات اين منطقه را تشکيل می دهند.

نیروگاه
سد هراز که در حال احداث است دارای نیروگاه برق است به علاوه اینکه نیروگاه کارخانه ای زباله سوز آمل در بیرون شهر در حال احداث می باشد.

سوغات
فرش.سفر معرق، منبت، سفال، گليم، انواع ترشي از جمله نان تنیری و کوهی ساقه عروس،آب دندان،قصاب محلی،آغوز کناک و ..، برنج طازم مخصوص (دابو-دشت سر) و زيتون و گردو کوهای منطقه لاریجان و امیری و گیلاس امیری و پرتغال و کیوی و سیب صادراتی و مرباجات و شيرنجات دیگر محلی و گل و غذاهای محلی و غذاهای معروف که نسب آن در آمل بوده و صنایع دستی و .. از جمله مهمترین سوغاتهای آمل هستند.

علم و مشاهیر

اگر آمل را در یک کلمه خلاصه کنیم می توانیم بگوییم آمل پایتخت علما جهان است و در قدیم هم بر همین امر پایتخت فرهنگی جهان اسلام بوده است آمل از دیرباز زادگاه فیلسوفان،علما،ریاضیدانان،منجمان،محدثان،مفسران و پزشکان مشهور در سطح جهان بوده است. برخی از افراد بزرگ آمل در فهرست زیر : علامه فیلسوف استاد حسن زاده آملی،علامه استاد جوادی آملی،پدر تاریخ جهان،امام محمد بن جریر طبری؛حاج ملا علی کنی؛آیت الله حاج میرزا هاشم آملی؛علامه شیخ محمد تقی آملی،حکیم امام فخر رازی،محمد بن جریر رستم طبری،علامه عماد الدین طبری،سهل کوهی،دکتر علی لاریجانی،آیت الله شیخ صادق آملی لاریجانی،عبدالله ناتلی آملی،یحیی بن ابی منصور،ابن هندو،ملا محمد صالح مازندرانی،مولانا حسن کاشی آملی،مولانا ملک الشعرا طالب آملی،مولانا صوفی مازندرانی،مولانا سراج قمری،قاضی هجیم آملی،علامه محمد بن محمود آملی،استاد محمد تقی دانش پژوه،شیخ ابوالعباس قصاب آملی،علامه شیخ الصوفی میر حیدر آملی،آیت الله شمس آبادی،استاد فرهنگ شریف،عبداالله احمدیه،امام شیخ خلیفه مازندرانی،سید رضی لاریجانی،علامه شریف العلما،کاتب ابن اسفندیارضهیر الدین مرعشی،امام کبیر میر بزگ مرعشی،احمد مشیرالسلطنه،عباس میرزا،ابن فورک،فخر الاسلام،خلیل آملی،حکیم ابن ربن طبری،حکیم ابن فرخان طبری،بیدل کرمانشاهی،غلامحسین بنان،نجم الدین آملی،عزل الدین آملی،ابراهیم مازندرانی،سرعت مازندرانی،بلال آملی،موید باالله،زجاجی بصری،خلیفه سطان،ابراهیم خواص،شیخ لطف الله و صد ها بزرگان دیگر......


نظامیه
نِظامیه نام مدارسی بود که در زمان سلجوقیان برای آموزش علوم و فنون روز در شهرهای بزرگ جهان آن دوره؛ بغداد، نیشابور، آمل، قاهره و اصفهان ، بلخ و هرات تأسیس شد.

گورستان‌ها
گورستان‌‎ بهشت امامزاده عبدالله و گورستان امامزاده ابراهیم گورستان های فعلی و فعال آمل هستند که گورستان امامزاده ابراهیم و گلزار شهدا یکی از بزرگترین گورستان های فعلی ایران است که مردمان عادی و شهیدان در آن دفن می شوند.

حیوانات

ببر مازندران

ببر مازندران، ببر کاسپین، که در برخی نقاط به آن ببر هیرکانی می گویند[۱]، (نام علمی: Panthera tigris virgata) در ناحیه گسترده ای از چین تا دریای سیاه می زیسته است. جنگلهای مازندران، قفقاز، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قزاقستان، قرقیزستان و غرب چین مسکن این گونه از ببر بوده است که امروزه منقرض گردیده‌است اما هنوز ادعاهایی اتفاقی دربارهٔ رویت آن گزارش می شود،مهمترین نژاد ببر بزرگ جهانی که در گذر زمان نسل ان به کلی از بین رفت.
حیوانات نادر

آمل از جمله شهرهای جهان است که در آن حیوانات نادر مانند بزهای کوهی و گوزن های کوهی ،پرندگان اهلی،و حسوانات کوچک و نادر و بازها عقاب ها و گوزن های متعدد در ان یافت می شود که بیشتر این حیوانات در منطقه حفاظت شده یا جنگلی یافت می شود.متاسفانه حیوانات مانند پلنگ آمل و ببر مازندران نسلشان منقرض شده است.

اسب خزر

اسب خزر اسب كاسپين این نژاد اسب برای اولین بار در سال ۴۴-۱۳۴۳ شمسی توسط خانم لوئیز فیروز و با انگیزه دستیابی به اسبهای مناسب جهت آموزش سوارکاری و سواری آزاد به کودکان و نوجوانان در اطراف آمل به صورت تصادفی مورد شناسایی قرار گرفت. نامبرده به واسطه داشتن تحصیلات در علوم دامی و آشنایی با انواع نژادهای اسب، به سرعت به ویژگیهای منحصر به فرد و ارزشهای خاص این نژاد پی برد و بر اساس مطالعات و تحقیقات خود در طی مدت کوتاهی جوامع بین‌المللی پرورش اسب را مجاب به قبول این نوع اسب کوچک ایرانی به عنوان نژادی منحصر به فرد نمود.

افعی دماوندی

افعی دماوندی آمل، ازخطرناک ترین وکمیاب ترین افعی هاست که در منطقه لار و دماوند آمل یافت می شود.یک خزنده شناس جوان به نام "خسرو رجبی زاده"پایان نامه فوق لیسانس خودرابه طورتخصصی افعی دماوندی انتخاب کرده است.وی افعی دماوندی راشرقی ترین افعی کره زمین میداند.وی میگوید:این افعی حدود38سال پیش توسط دکترمحمودلطیفی پایه گذاربخش جانوران سمی انستیتورازی کشف شد.وی هنگام تحقیق پیرامون برخی ازمارهاپس ازدقت درظاهرمارهامتوجه تفاوت یکی ازآنهابابقیه میشود.بررسی های دقیق ترنشان دادکه این گونه کشف جدیدی است.این افعی جدیدبه آلمان فرستاده شدوبابررسی سه نفرازبهترین متخصصان وخزنده شناسان نام گونه جدیدبه احترام دکترلطیفی Viperalatifiگذاشته شد.افعی دماوندی بعدازافعی جعفری مهلک ترین سم رادارد.این افعی درحال حاضردرلیست اتحادیه جهانی حفاظت دررده آسیب پذیرقرارگرفته است.

پلنگ آمل

پلنگی از نژاد آسیایی که در مناطق شرقی یافت می شد و در ایران در منطقه هراز آمل قرار داشت که بعد ها نسل آن از بین رفت و به طور اندکی در کشورهای دیگر در حال رشد دادن نسل ان هستند که به آن پلنگ نژاد آسیایی می گویند.

از حیوانات پرورشی آمل می توان به اردک،تیرنگ،غاز،بوقلمون،جوجه های محلی،می توان نام برد.

بیمارستان ها
آمل از جمله شهرهای مهم پزشکی است که در مازندران در دو دهه اخیر پیشرفت چشمگیر داشته است.آمل در زمان قدیم قرای طبرستان بوده است و ابن فاتح و جیمز کارتن از دو بزرگان تاریخ نویس می گویند:آمل دارای سه مسجد جامع که برتری خاصی به مساجد منطقه دارد و دارای طبیب خانه های عظیمی است که در کنار قصر و در کنار دارالحکومه آمل ساخته شده است و هر کس به دردی دچار شود به این طبیب خانه ها رجوع می کند.در حال حاضر آمل دارای چندین بیمارستان مجهز و کلینیکهای معتدد و موسسات خصوصی است و در حال حاضر چندین بیمارستان پزشکی بزرگ و یکی از بزرگترین مجموعه پزشکی خاورمیانه در امل در حال احداث است.
گردشگری

مراکز اقامتی
در گذشته کاروانسراهای آمل و قلعه ها مکان‌های اقامتی برای مسافران به حساب می‌آمده‌اند. این کاروانسراهاو قلعه ها اکنون به صورت آثار باستانی در آمل و شهرستان آمل شناخته شده‌اند. بسیاری از جهانگردانی که به آمل قدیم آمده‌اند در سفرنامه هایشان از این کاروانسرا نام برده‌اند. از کاروانسراهای قدیمی آمل پیش از حمله مغول به این شهر اثری نیست.مهم ترین کاروانسرای کاروانسرای کمبوج (گامبوش) و کاروانسرا شاهی هستند. امروزه مراکز اقامتی آمل هتل‌ها و متل ها است که بیشتر در مالکیت خصوصی‌اند.یک هتل در بیرون شهر و دو هتل در شهر و چندین هتل در شهرستان آمل قرار دارد و دو هتل در منطقه هراز در حال احداث است.


.:: ::.


فیلسوف و عارف بزرگ قصاب آملی
ن : آم شهر ت : یکشنبه ششم فروردین 1391 ز : 23:0

http://mashahirvamafakheramol.plogger.ir/upload/m/mashahirvamafakheramol/pictures/1958131158574.jpg
حکیم شیخ ابوالعباس قصاب عبدالکريم آملی

فیلسوف و حکیم بزرگ ابوالعباس قصاب احمد بن محمد بن عبدالکريم آملي يکي از عارفان و عالم حکمت و فلسفه بزرگ جهان در نيمه دوم قرن چهارم هجري است.او علم لدنی داشت. وي مريد محمد بن عبدالله طبري و معاصر با عضدالدوله ديلمي بوده است. پدرش شغل قصابي داشت واو نيز قصابي را از پدرآموخته است اين عارف بزرگ متدين به دين حنبل و درطريقت مريد محمد بن عبدالله طبري بوده است. سهروردي در کنار حلاج و وابويزيد بسطامي ، قصاب را يکي ازادامه دهندگان حکمت خسرواني وعرفان ايران باستان به شمار مي آوردشيخ ابوالعباس قصاب چگونگي ورودش به طريقت را خواست خداوند وتوفيق وعنايت او مي داند درنفحات الانس جامي آمده است که شيخ ابو سعيد ابو الخير گفته است : شخصي به نزديک شيخ ابوالعباس در آمد واز وي طلب کرامات کرد. او گفت: نمي بيني که آن نه از کرامات است پسر قصابي بود از پدر قصابي آموخته ، چيزي به او نمودند او را بربودند وبه بغداد تاختند پيش شبلي و از بغداد به مکه از آن جا به مدينه ، از مدينه به بيت المقدس ودر بيت المقدس خضر را به او نمودند ودر دل خضر افکند تا وي را از آن خراباتها مي آيند واز ظلمت ها بيزار مي شوند وتوبه مي کنند ،نعمت ها فدا مي کنند واز اطراف عالم ،سوختگان مي آيند واز ما اورا مي جويند،شيخ عطار گويد: او در آفات عيوب نفس ديدن اعجوبه بود و در رياضت و کرامت و فراست و معرفت شأني عظيم داشت، او را عامل مملکت گفته اند و پيرو سلطان عهد بود و شيخ ميهنه را گفت: که اشارت و عبارت نصيب تست. نقل است که شيخ ابوسعيد را گفت اگر ترا پرسند که خدايتعالي شناسي مگو که شناسم که آن شرک است، وليکن چنين گوي که: عرفناالله ذاته بفضله. يعني خداي تعالي ما را آشناء ذات خود گرداناد بفضل خويش. و گفت پيران آئينه تواند، چنان بيني ايشان را که توئي. و گفت طاعت و معصيت من در دو چيز بسته اند، چون بخورم مايه همه معصيت در خود بيابم و چون دست باز کنم، اصل همه طاعت در خود بيابم. و گفت جوانمردان راحت خلقند نه وحشت خلق. و گفت: دنيا گنده است و گنده تر از آن دنيا، دلي که خداي تعالي آن دل به عشق دنيا مبتلا گردانيده است. همه گفته است: بنده اويم به مسلماني، مولاي محمدم به شريعت داري، نشستم بر درويشي، دعوي ام نيستي، هر که چنين دارد گو بيار. جوامردا، مصطفي داعي شريعت است، و من داعي حقيقت.تبريزي مي گويد : اواز بزرگان اهل حقيقت و مشايخ طريقت ودر ميان اين طبقه به کرامات وخوارق عادت معرف بود وشيخ ابو سعيد هم در فنون طريقت به او منسوب است،جامي درباره ي او مي گويد: اوصاحب کرامات عظيم و فراست و هم چنين قبله وغوث زمان خويش بود،عطار نيشابوري در تذکرة الاولياء آورده است : اودر آفات عيوب نفس ديدن اعجوبه اي بود ودر رياضت وکرامت و فراست نشاني عظيم داشت.ابو سعيد ابوالخير ،او از شاگردان قصاب بود وازاو خرقه تبرک شده است. او از نخستين کساني است که قصاب پيوند روحي خاصي با ايشان يافت. ابوسعيد براي ديدار ابوالعباس قصاب آملي، ميهنه را به قصد آمل ترك گفت. "ابوالعباس قصاب" سومين شيخي است كه در زندگي روحاني ابوسعيد سهم بزرگی داشته است تا آنجا كه ابو سعيد او را شيخ مطلق مي‌خواند.ابو سعید با پای پیاده به پیش شیخ آملی آمد.ابوسعيد به روايتي يك سال در آمل در خانقاه ابوالعباس قصاب بود و خرقه گونه‌اي (اصطلاحي نزد عرفا كه اگر كسي به درجه‌اي معلوم برسد يك عبا مشهور به خرقه بر تن او مي‌كنند) نيز از او دريافت كرد و به اشارت وي به ميهنه بازگشت.شيخ ابوالحسن خرقاني،وي نيز از شاگردان ابوالعباس بوده ومدتي در خانقاه او به سر برده است . خرقاني عارف بزرگ قرن چهارم واوايل قرن پنجم مي باشد.خواجه عبدالله انصاري، اين عارف بزرگ از جمله مشتاقان ديدار ابوالعباس بود که موفق به ديدن او شدابوعبدالله داستاني، از اقران شیخ خرقاني وابو سعيد از شاگردان به نام ابوالعباس قصاب آملي بوده اند.اودر بسطام اقامت داشت ودر همين شهر در گذشته است،قصاب آملي مريد محمد بن عبدالله الطبري بوده است .او فردي امي و از علوم ظاهري بي بهره بود . با وجود اين در فراست فوق العا ده بود ؛غوامض مسايل هر فني را که سؤال مي کردند به آساني پاسخ مي داد واصول دين ودقائق توحيد را از وي سؤال مي کردند،يکي از ائمه علماي طبرستان ميگفت: از نعمتهاي الهي که ما را بدان مخصوص فرمود وجود ابوالعباس است تا هر چيز از اصول دين و دقايق توحيد بر ما مشکل شود از او درخواهيم و او حل کند.آن گونه که در نفحات الا نس آمده است ظاهرا ً ابتدا به بغداد رفته وشبلي را ملاقات کرده است وآن جا به مکه ،از مکه به مدينه و از آن جا به بيت المقدس رفته استبرخي از اقوال مشهور او- جوانمردان راحت خلقند نه وحشت خلق .- دنيا گنده است وگنده از دنيا دلي است که به عشق دنيا گرفتار آمده است.- آن جا که خداي بود روح بود بس.در کشف المحجوب آمده است که گويند کودکي افسار اشتري را مي کشيد که باري گران بر پشت آن بود . در حال رفتن در بازار آمل که زمين پر از گل ولاي بود ، شتر لغزيد وبر زمين افتاد وپايش شکست ؛ مردم جمع شدند تا بار از پشت شتر بردارند . کودک سخت گريه مي کرد و دست به دعا بلند کرده بود.در اين حال قصاب آملي از آن جا مي گذشت پرسيد که چه شده است؟ ما وقع را بازگو کردند.او جلو رفت زمام شتر را گرفت و رو به آسمان دعا کرد و گفت : خدايا پاي شتر را درست کن ! اگر نمي خواستي درست کني چرا دل من را با گريه اين کودک سوزاندي ؟ در حال شتر بر خاست وبا صحت کامل به راه خود ادامه داد.مقبره او در شهر ری به نام جوانمرد قصاب است که نام کاملش با خاندانی که از آنجا بوده به این سبب است : شیخ عباس قصاب جوان آملی.




.:: ::.


حکیم شیخ عماد الدین ابوالقاسم طبری
ن : آم شهر ت : یکشنبه ششم فروردین 1391 ز : 21:25
عماد الدین محمد بن ابوالقاسم شیخ ابو جعفر معروف به شیخ طبری صاحب بشارت فرزند محدّث ثقه شیخ ابوالقاسم طبری مازندرانی یكی از علماء و محدثین بزرگ شیعه در قرن ششم هجری است
دفعات مشاهده: 830 • تاریخ درج : شنبه 7 اسفند 1389  •
عماد الدین محمد بن ابوالقاسم  شیخ ابو جعفر معروف به شیخ طبری صاحب بشارت فرزند محدّث ثقه شیخ ابوالقاسم طبری مازندرانی یكی از علماء و محدثین بزرگ شیعه در قرن ششم هجری است طبری از شاگردان مفید ثانی (فرزند شیخ الطائفه) است و از وی نقل روایت می كند. از آثار مهم او كتاب بشارت المصطفی لشیعه المرتضی كه از كتب مشهور و نفیسه به شمار آمد او كتابی در شرح مسائل، كتابی  در زهد و تقوی و كتابی به نام الفرَج نیز دارد. ظاهراً در اواسط قرن قرن ششم وفات نمود (حدود 550 ) غیر از طبری مذكور شیخ طبری دیگری از علمای اواخر قرن هفتم نیز داریم كه از اهالی آمل بوده و به سال 310 اوایل قرن چهارم وفات نموده است وی به محمد بن جریر طبری صاحب تفسیر طبری و تاریخ طبری معروف است. او از علماء بزرگ اهل تسنن بود و كتابی دارد  به نام الولایة كه در این كتاب شرح مفصلی از حدیث غدیر و طریق مختلف راویان آن را ذكر نموده است.


برچسب ها : طبری, عماد طبری, خکیم
.:: ::.


همایش بین المللی محمد بن جریر طبری پدر تاریخ جهان
ن : آم شهر ت : یکشنبه ششم فروردین 1391 ز : 21:23

http://mashahirvamafakheramol.plogger.ir/upload/m/mashahirvamafakheramol/pictures/9123135065244.jpg

گزارش سمینار بین المللی طبری . المؤتمر الدولی للطبری the internationl seminar on tabari

نخستین گزارش دبیرخانه سمینار بین‏المللی بزرگداشت طبری به دفتر مجله کیهان اندیشه، حاکی از آن است که این سمینار با همکاری معاونت پژوهشی وزارت فرهنگ و آموزش عالی و دانشگاه مازندران به منظور بزرگداشت یکهزار و یکصدمین سالگرد درگذشت ابوجعفر محمد بن جریر طبری در سه موضوع«تاریخ، تفسیر و فقه»از تاریخ 22-24 شهریور 1368 برابر با 12-14 صفر 1410 قمری در بابلسر مازندران برگزار می‏گردد.

در گزارش مزبور خاطرنشان شده است که این کوشش همچنین پاسخی است به پیشنهاد یونسکو در برگزاری دهه توسعه فرهنگی (1987-1998).

در این گزارش آمده است:حدود 600 میهمان داخلی و خارجی در این سمینار شرکت خواهند داشت و نزدیک به پنجاه تن از خاورشناسانی که درباره طبری پژوهشی داشته‏اند به سمینار دعوت شده‏اند، که با اعلان برگزاری سمینار، شمار دیگری نیز درخواست شرکت در آن را به دبیرخانه سمینار ارسال نموده‏اند.

در این کنگره عده‏ای از پژوهشگران در موضوعات یاد شده سخنانی ایراد خواهند کرد. سخنرانان در طول این سه روز می‏بایست به بررسی جنبه‏های گوناگون اندیشه‏های طبری در تاریخ، تفسیر، و فقه بپردازند.

دبیرخانه سمینار یادآور شده است که سخنرانیها بطور همزمان بوسیله مترجمان ورزیده، به زبانهای، فارسی، عربی و انگلیسی برگردانده خواهد شد.و نیز خلاصه‏ای از آنها به هر سه زبان چاپ و در اختیار مهمانان قرار خواهد گرفت.

تاکنون از طرف دبیرخانه سمینار، بروشوری شامل اعلان زمان، مکان و کیفیت برگزاری این بزرگداشت همراه با زندگینامه و آثار طبری به سه زبان عربی، فارسی، انگلیسی به ضمیمه پوستری منتشر شده است.



برچسب ها : جریر طبری, همایش, نکوداشت, امام طبری, بزرگداشت طبری, پدر تاریخ جهان
.:: ::.


مردی از تبار محمد بن جریر طبری
ن : آم شهر ت : یکشنبه ششم فروردین 1391 ز : 21:17
نمایش صفحات نتایج - صفحه 175 | تصویر


.:: ::.


یادی از دکتر استاد محمد تقی دانش پژوه
ن : آم شهر ت : یکشنبه ششم فروردین 1391 ز : 17:4
نمایش صفحات نتایج - صفحه 6 | تصویر


.:: ::.


عبد الرحمن علی یزدادی مورخ بزرگ طبری
ن : آم شهر ت : یکشنبه ششم فروردین 1391 ز : 17:1

عبد الرحمن علی یزدادی مورخ طبری

از گزارش احوال و زمان یقینی یزدادی مورخ و منشی چیره‏دست طبرستان‏ آگاهی کاملی ما را در دست نیست،تنها مأخذ کهنی که ذکری از او بمیان آمده‏ نوشتهء بهاء الدین محمد بن حسن بن اسفندیار مؤلف تاریخ طبرستان میباشد.ابن اسفندیار در ضمن شرح معارف طبرستان بمناسباتی از او نام میبرد و مینگارد از مشاهیر طبرستان و مصنف کتب بسیار و مؤلفاتش مستغنی از ذکر است.ابن اسفندیار بطوریکه خو مینویسد،پیش از سال 606 هجری قمری سفری ببغداد کرده‏ بود و چون درین سال نصیر الدوله شمس الملوک رستم بن اردشیر باوندی ککشته شد و مردم طبرستان بسلطان محمد خوارزمشاه پیوستند از بغداد بری آمد و در کتابخانهء مدرسهء شهنشاه غازی رستم بن علی بن شهریار کتابی را که یزدادی بزبان تازی‏ بنام(عقد سحر و قلائد در)در قسمتی از تاریخ طبرستان نوشته بود بفارسی ترجمه کرد و آنرا اساس کار خود در تدوین تاریخ طبرستان قرار داد.ابن اسفندیار نام مؤلف عقد سحر و قلائد در را امام ابو الحسن بن محمد الیزدادی ثبت‏ نموده است ولی خود یزدادی در مقدمهء کتاب(کمال البلاغه)نام خویش را (عبد الرحمن علی الیزدادی)مینویسد و تطبیق ایندو اسم با یکدیگر چندان سهل‏ نیست و شاید بتوان احتمال داد که ابن اسفندیار در ضبط اسم یزدادی چندان‏ دقت نکرده است.از یزدادی بطوریکه در فوق اشاره نمودیم دو کتاب بنام و نشان از آنهمه‏ مصنفاتیکه ابن اسفندیار از او یاد مینماید بجای مانده که اولی همان تاریخ‏ طبرستان بنام(عقد السحر و قلائد الدر)و دومی بنام(کمال البلاغه)است که شامل،

رسائل قابوس و شمگیر زیاری و چند تن از وزراء و دانشمندان همزمان با قابوس‏ میباشد.از کتاب(عقد السحر)یزدادی که اساس کار تألیف تاریخ ابن اسفندیار بر آن پایه‏گذاری شده است نه اصل عربی و نه از ترجمه فارسی آن امروزه اثری‏ باقی نیست و معلوم نشد این گنج گرانبها را دست تصاریف زمان در کدام گوشهء خمول پنهان نگاهداشته است ولی قسمتهائی از آنرا که ابن اسفندیار بتصریح‏ در تاریخ طبرستان از گفتار یزدادی نام میبرد بشرح ذیل است؛1-در جائیکه سخن از بنیا عمارت(پای دشت)و(شارستانه مرز)و(آمل)و(اسبانه‏سرای)بمیان میآورد مینویسد،اول آن‏جایگاه را(مانه) گفتندی،این ساعت مسجد جامع است و چشمهء آب بود که مستنبط او بکوه‏ (ونداومید)بود،در عهد یزدادی اندکی از آب آن ظاهر بود.2-در جائیکه سخن از حفر خندق جهت تعیین مرز گرگان و گیلان و طبرستان میگوید این حکایت را از متن نوشته یزدادی نقل نموده و مینویسد؛بوقت آنکه اساس شهر آمل می‏نهادند مردی صاحب عیال یک گری زمین ملک‏ داشت که رزان‏1او بود برو تکلیف فروختن کردند گفت هرگز نفروشم فرزندان‏ دارم و درین شهر توانگران جمع شوند،فرزندان من بی‏ملک اسیر مانند و بی‏حرمت شوند،میان من و شما حاکم و قاضی عدل شهنشاه است،پیش فیروز شاه این حکایت نبشتند جواب فرمود که راست میگوید که اول او را چندان مال‏ دهند که از جمله توانگران شود و بعد از آن تصرف کنند بملک او.3-در باب سیوم تاریخ طبرستان آنجا که سخن در خصایص و عجایب‏ طبرستان بمیان میآورد حکایتی از نگارشات یزدادی را ثبت نموده و مینویسد ابو عبد الرحمن محمد بن الحسن بن عبد الحمید اللمراسکی‏2القاضی حکایت‏ کرد بجهت ابو الحسن علی بن محمد الیزدادی از پدر خویش از شیوخ متقدم که‏ در حد لمراسک شهر خواستان بن زردستان نام مردی بود بسیار مال و چهار پای‏ و تجمل و با کبر سن و تجربت و خرد،فرزندان و بنو اعمام شایسته داشت همه در طاعت و متابعت او کمر بر میان جان بسته و بر آن دیوار که نوشیروان عادل کرده‏ (1)-رزان بمعنی درختستان و باغ است.(2)-لمراسک،روستائیست بین بهشهر و بندر گز،بود1و ذکر آن برود،خلفا عن سلف معمار،چون اصفهبد فرخان بزرگ‏ (ساری)بساخت و خندق فرمود و رستاقها پدید آورد از جملهء نواحی خلایق روی‏ بحضرت نهادند و بر اصفهبد ثناها گفته و بر تصویب رأی او بر تجدید آن عمارت‏ فرموده جز این شهر خواستان....و سپس شرحی را که شهر خواستان در موقع‏ حضور در دربار اصفهبد فرخان راجع بعدم مداخله و راه دادن بیگانگان‏ بسرزمین طبرستان و خطرات ناشیه از آن مورد گفتگو واقع شده بود با تقریری‏ بسیار شیرین و اندرزهای بخردانه چنین پایان میدهد،امروز مردم روی بما نهادند و مقام میسازند سخت زود باشد که با ما در خلاف آیند و منازعت و مخاصمت‏ پیش گیرند و این دیار بر ما تنگ گردانند و مخلفان اعقاب ما را آواره کنند....4-در جائی دیگر ابن اسفندیار این حکایت را از کتاب(عقد السحر)نقل‏ مینماید؛ابو الحسن یزدادی گفت پیری صد سال خراسانی جواب آفاق یافتم که‏ گفت اقالیم سبع را طواف کردم و عمر بسیاحی سیاه کرده مثل طبرستان ولایتی‏ برای آسایش و امن و خوش‏عیشی و پاکیزگی نیافتم و اگر کسی گوید جائی‏ دیگر تواند بود نه از بصارت گوید و مقلد باشد.شادروان عباس اقبال آشتیانی در تلو رساله شرح‏حال(قابوس وشمگیر زیاری)آنجا که سخن از رسائل قابوس بمیان میآورد مینویسد؛در فاصله بین‏ وفات قابوس(سال 403 هـ.ق)یکی از فضلای طبرستان بنام(یزدادی رسائل‏ متفرقه شمس المعالی را جمع‏آوری و از آنها کتابی ساخته و باسم(کمال‏ البلاغه)نامید.از کتاب مذکور بطوریکه علامه اقبال مینگارد دو نسخه ضمن‏ جنگی خطی در تهران موجود است مغلوطی هم از کمال البلاغه در سال 1341 هجری قمری در قاهره مصر بطبع رسیده.ابن اسفندیار مینویسد؛و امام- ابو الحسن علی بن محمد الیزدادی جمعی ساخته است از الفاظ او(مقصود قابوس‏ است)و آنرا(قرائن شمس المعالی و کمال البلاغه)نام نهاده،و درو اندر سالتست‏ فلسفی و نجومی و اخوانیات و بشایر و فتوح و وقایع بآخر آن جمع،بمدح و مناقب او اوراق بیاض سواد گردانید.علامه محمد قزوینی در حواشی‏ لباب الالباب قرائن شمس المعالی را نام دیگری از کمال البلاغه گرفته‏اند،اما (1)-مقصود همان جر تاریخی کلباد است.خود یزدادی در مقدمهء کتاب صریحا میگوید من کتاب خود را(کمال البلاغه) نامیده‏ام؛لبلوغه مبلغ النهایه فی الکلام.در چند سطر بعد مینویسد که من در ابتدای هر رساله عدد قرائن.سجعهای واقعه در آن رساله را نوشتم تا در آن کم و زیاد نشود و،همین کار را نیز کرده و از اینجا معلوم میشود که دیگران از جمله‏ ابن اسفندیار بعدها بهمین نظر،قرائن شمس المعالی را بر نام اصلی کتاب‏ یزدادی که کمال البلاغه است افزوده و آنرا(قرائن شمس المعالی و کمال البلاغه) نوشته‏اند.قسمت موجود از کمال البلاغه با آنکه شامل چهل و یک رساله و قریب‏ چهل صفحه خشتی است ناقص است،جه یزدادی در مقدمه آن وعده میدهد که‏ در آخر کتاب خود چهار رساله از رسائل قابوس را که بهترین آنها در علم اوایل‏ ویکی،هم در ذکر پیمبر و صحابه اوست برای جلب تعجب خوانندگان بیاورد و کتاب را بآنها ختم کند در صورتیکه قسمت موجود از کمال البلاغه از این رسائل‏ اربعه خالی است و این خود نشانهء ناتمام بودن آنست.قسمت موجود از کمال- البلاغه علاوه بر مقدمه یزدادی شامل 41 مراسله است.سی و یک عدد از قابوس‏ و ده عدد دیگر جوابهای صاحب بن عباد و ابو اسحق صابی باو که(که 9 عدد متعلق به صاحب بن عباد و یکی متعلق به صابی است)31 عدد رساله قابوس باشخاص‏ ذیل نوشته شده:یصاحب بن عباد 12(در دنبال 9 رساله جوابهای هریک بتوسط صاحب نیز مرقوم است تنها سه عدد از آنها جواب ندارد)به عتبی وزیر 7 بوزیر (مطلق)خراسان 1 بعبد اله بن اسمعیل بن میکال 1 به ابی الفضل بن عمید 4 به‏ علی بن فضل 1 به عبد اله بن محمد وندویه کاتب 1 به خال خود اصفهبد رستم بن‏ شروین 1 به ابی عبد اله کیا 1 به ابی الفتح ذی الحفایتین 1 به ابو اسحق صابی 1 که جواب آن نیز میباشد.زمان و عصر یزدادی را طبق نگارش عتبی صاحب‏ تاریخ یمینی و کتاب کمال البلاغه تا اندازهء میتوان پی‏برد زیرا که عتبی میگوید قابوس رساله راجع به صحابه را در عقب رسائل قدیمه خود انشاء کرده تقریبا میتوان یقین کرد که رسائل قدیمهء قابوس در عصر خود او مرتب و مدون شده بود که امیر مزبور رساله فوق را در عقب آنها انشاء نموده و چون یزدادی هم چنانچه از مقدمه کتاب برمیآید آن رساله را او با سه رساله دیگر در آخر رسائل قابوس یعنی در خاتمه کتاب کمال البلاغه آورده بود میشود به این ترتیب احتمال معاصر بودن یزدادی-را با قابوس تائید کرد و اشتغال او را بجمع‏آوری رسائل شمس المعالی در عصر خود او شمرد و اگر این احتمال به یقین پیوندد چون عتبی تاریخ یمینی را چند سالی پس از سفر سال 409 و 410 سلطان محمود به هند نوشته معلوم میشود که انجام تألیف کمال البلاغه آنقدرها پس از قتل قابوس نبوده بلکه کتاب مزبور ما بین سال 403 که سال قتل قابوس میباشد و سنین بین 410 و 420 باتمام‏ رسیده.کتاب کمال البلاغه از امهات کتب ادبی ایران است و شایسته است ترجمه‏ سلیس و روان آن از زبان تازی بفارسی بوسیله یکی از ادبای عصر حاضر اشاعه یابد تا گنجینه‏ای نفیس بر ذخایر ادبی ما افزوده شود.


برچسب ها : علی یزدادری, یزدادی, عبدالرحمن, یزدادی مورخ, تاریخدان
.:: ::.


معدن ذوب آهن آمل - باستان شناسی
ن : آم شهر ت : یکشنبه ششم فروردین 1391 ز : 16:51
شهر مذکور مطالبی عنوان نمائیم از اینرو بذکر قسمتی از نوشته‌های ایشان دراینجا اکتفا مینمائیم:

‌ « درحوالی آمل معدن آهنی است بسیار مفید و آهن زیاد در سوابق ایام ازاو عمل میآورده‌اند. شهر آمل خیلی پرجمعیت است بخصوص درفصل زمستان، شش‌ماه ازسال را اهالی این شهر برده لاریجان بلکه بدماوند و فیروزکوه به ییلاق میروند و شش‌ماه دیگر را در آمل میباشند دویست سال قبل اگر سمت غربی رودخانه هراز آباد بوده دراینوقت سمت شرقی نیز آباد است، پل طولانی کم‌عرضی ازسنگ و آجر برروی این رودخانه عبارت از ده طاق بنا شده، نسبت این بنا را باعراب میدهند ولی ازظاهر وضع چنان مینماید که قدیمتر ازفتح اسلام بنا شده باشد.

از دوسه نفر شنیدم که خرابه‌های زیاد که باصطلاح خودشان آثار گبری مینامند درحوالی شهرآمل زیاد است،‌شهر آمل بقدری مستعد است که میتوان با جزئی توجه و خرجی اورا بهترین شهری از شهرهای ایران نمود .... اینک ازآمل تا دارالخلافه باهره همه‌جا راه طوریست که دوعراده و کالسکه که بخواهند از پهلوی یکدیگر عبور کنند بدون تصادف و مزاحمت یکدیگر ازهم میگذرند، درهیچ نقطه و موضع از برای عابرین زحمتی نیست، بعد آمل از دارالخلافه باهره تقریبأ بیست‌وپنج فرسخ بخط مستقیم و ازراه معروف متداول بیست‌وهفت فرسخ است.»(4)

«بنای آمل مربوط بعهدی بسیار باستانی است، مؤلفین مسلمان، آنرا تا عهودی افسانه‌آمیز بعقب میبرند، درهرحال شهر جدید بر روی خرابه‌های شهر قدیمیتر دیگری برپا شده که او نیز براثر آبها و جنگها ویران بوده و دوباره ساخته شده است. وقتی دراطراف شهر میگردیم درهرقدم بقایای شهر قبلی و بناهائیکه خود ویران شده‌اند می‌بینیم، بعضی از مهمترین آنها هنوز پایدارند.


برچسب ها : معدن ذوب آهن, صنعت قدیم در ایران
.:: ::.


تزیینات کتیبه ای و معماری بقعه میر قوام الدین مرعشی (میربزرگ) در آمل
ن : آم شهر ت : یکشنبه ششم فروردین 1391 ز : 16:48
نمایش صفحات نتایج - صفحه 93 | تصویر
http://www.noormags.com/view/GetImage.aspx?PageId=4462670
دو صفحه به عنوان نمونه گذاشته شد ، برای دیدن کامل مقاله به لینک زیر بروید
http://www.noormags.com/view/fa/searchresultarticle?txt=%D8%A2%D9%85%D9%84&num=16&avd=0&numberId=32566&pageNo=92&ViewType=image


برچسب ها : مقبره میر بزرگ, مشهد میر بزرگ, معماری ایرانی, میر بزرگ در آمل
.:: ::.


تاریخی باستانی آمل
ن : آم شهر ت : یکشنبه ششم فروردین 1391 ز : 8:0
http://amardian.persiangig.com/Shabestan%20Mosque%20Jameh%20Amol.jpghttp://amolcity.plogger.ir/upload/a/amolcity/pictures/9621036013013.jpghttp://amardian.persiangig.com/amol%20%D8%A2%D9%85%D9%84.jpg


برچسب ها : آثار تاریخی آمل, آثار باستانی آمل, تصاویر آثار آمل, تصاویر جاذبه های آمل, تصویر آثار تاریخی آمل, تاریخی آمل, history tour amol
.:: ::.


آثار تاریخی آمل
ن : آم شهر ت : یکشنبه ششم فروردین 1391 ز : 8:0
http://amardian.persiangig.com/Shabestan%20Mosque%20Jameh%20Amol.jpghttp://amardian.persiangig.com/amol%20%D8%A2%D9%85%D9%84.jpghttp://amardian.persiangig.com/Shabestan%20Mosque%20Jameh%20Amol.jpghttp://amolcity.plogger.ir/upload/a/amolcity/pictures/9621036013013.jpghttp://up.vatandownload.com/images/d1fo6ruc8jc3hmzfrbr4.jpg


.:: ::.


حاج قربان خان
ن : آم شهر ت : یکشنبه ششم فروردین 1391 ز : 1:28
حاج قربان خان آملی

حاج قربان خان مردی زاهد و راستگو و خان قریه ها مازندران بود و همچنین بعد از آمدن سپهسالار به مازندران به او اعتماد کرد و او را مشاور حقوقی خود کرد، همچنین نام او در کتیبه سقانفار مازندران به نام کربلایی حاج قربان خان .خادم درگه شاه مردان دیده می شود.او همچنین کاتبی خوب و مردی خوش خط بود.


.:: ::.


پل معلق
ن : آم شهر ت : یکشنبه ششم فروردین 1391 ز : 0:29
http://pol-e-molaghamol.plogger.ir/upload/p/pol-e-molaghamol/pictures/4059125227020.jpg


برچسب ها : پل معلق, تصاویر پل معلق, عکس پل معلق, تصویر پل معلق آمل, پل معلق آمل, پل آمل, پل های آمل, عکس پل فلزی
.:: ::.


حکیم شیخ ابو اللیث طبری
ن : آم شهر ت : شنبه پنجم فروردین 1391 ز : 21:50

حکیم ابو اللیث طبری

از فحول شعرا و حکمای قدیم طبرستان میباشد که تاکنون تحقیق جامعی در پیرامون زندگی و ثبت آثار پراکنده‏اش بعمل نیامده و دست تصاریف زمان گرد فراموشی‏ بر چهره‏اش افشانده و لآلی اشعار آبدارش از بین رفته است.نام وی را صاحبان تذکره‏ و سفاین مختلف ابو اللیث،ابا لیث،بالیث،ابو لیث ثبت کرده و دربارهء موطن او هم‏ باختلاف پرداخته‏اند چنانکه عوفی در لباب الالباب او را طبری و مؤلف مونس الاحرار وی را گرگانی و در بعضی از سفینه‏ها جرجانی خوانده‏اند.

محمد عوفی این حکیم را جزو شعرای آل سبکتکین محسوب داشته و دربارهء او مینویسد:لیث بیشهء هنروری و غیث سحاب سخن‏پروری بود.این غزل از طبع‏ لطیف اوزاده است و این در از صدف قریحت او برون آمده،میگوید:

دلم میان دو زلفت نهان شد ای مهروی‏ ز بهر آنکه ز چشمت همی بپرهیزد نبینی آنک چو تو زلف را بشانه زنی‏ سر دو زلف تو در شانه می‏درآویزد دل نیست که با شانه کارزار کند در آن میانه ازو باد مشک می‏بیزد همی بترسم کو را برون برد ز میان‏ چو دید چشمت،زو رستخیز برخیزد از آن قبل همه شب مستمند تو(بو لیث) بهایهای همی خون ز دیدگان ریزد وگر بخسبد یک چشم زخم وقت سحر نسیم زلف تو آن خفته را برانگیزید وگر به‏بیند غماز غمزهء تو دلم‏ هلاک جان بود ار جان ازو بنگریزد

صاحبان تذکره کمابیش استنادشان بگفتار عوفی است و مطلب تازه‏ای را که دال‏ بر شناسائی سوانح ایام این حکیم باشد ایراد ننموده‏اند،تنها هدایت در مجمع الفصحا.


.:: ::.


سوغات آمل
ن : آم شهر ت : شنبه پنجم فروردین 1391 ز : 21:40
تنها شهری که معرّف آن علما و فرهیختگانی است که نام آملی را در پسوند اسمشان نهاده اند و آمل به سوغات علم و علمایش آشنایی دیرین می باشد .

اولین کتابخانه کلاسیک ایران در سال 1270 در آمل احداث شد


.:: ::.


امام خمینی:ما باید از مردم آمل تشکر کنیم
ن : آم شهر ت : جمعه چهارم فروردین 1391 ز : 15:25

به نام خداوند هستی بخش
باید از مردم آمل تشكر كنیم-امام خمینی(ره) :

شما ملاحظه فرمودید كه این‌ها در داخل تبلیغات زیاد مى‏كردند، به خارج هم كه رفتند تبلیغات زیاد مى‏كنند؛ به این‌كه مردم در اختناق‏اند و خودشان همه مخالف‏اند با جمهورى اسلامى. در صد، شش تا موافق دارد جمهورى اسلامى، یا فوقش ده تا، ولى سایرین همه موافق منفى و مخالف هستند. و دیدند كه همه‌ی آمال‌شان را به شمال دوخته بودند و بیشتر تبلیغات این بود كه شمال دیگر تقریباً صددرصد مخالف با جمهورى اسلامى هستند. و این‌ها همه‌ی قوای‌شان را جمع كردند و به آمل آن حمله‌ی وحشیانه‌ی غافل‌گیرانه را كردند، به امید این‌كه مردم آمل هم با آن‌ها هم‌دست بشوند و آمل را مركز استان قرار بدهند و بعد مازندران و جاهاى دیگر و رشت و همه‌ی جاها را بگیرند و جلو بروند.

این‌ها به خیال خودشان با دست ملت مى‏خواستند كه - همان ملتى كه آن‌ها تراشیدند كه مخالفند با جمهورى اسلامى- با این‌ها بیایند و مركز را هم بگیرند و حكومت را تغییر بدهند و بعد هم هرطورى كه دل‌شان مى‏خواهد عمل بكنند، مرتجعین را هم از بین ببرند! وقتى مواجه شدند با مخالفت مردم - مهم مخالفت مردم بود- [شكست خوردند] و ما باید تشكر كنیم از شهر آمل و آن مردم فداكار كه مع‌الأسف، خوب عده‏اى را هم شهید دادند، لكن خوب این مطلب را ثابت كردند كه آن‌جایى كه شما تمام آمال‌تان به آن‌جا بود با شما مخالفند؛ حالا شما مى‏خواهید بیایید قم؟ مى‏خواهید بیایید تهران، جاهاى دیگر؟

صحیفه امام، ج‏16، ص3


.:: ::.


پایگاه علمی فرهنگی تجلی اعظم - حضرت استاد علامه شیخ الدین فیلسوف حسن زاده آملی
ن : آم شهر ت : جمعه چهارم فروردین 1391 ز : 15:17

پایگاه علمی فرهنگی تجلی اعظم- حضرت استاد علامه شیخ الدین فیلسوف حسن  حسن زاده آملی

www.tajallieazam.com



برچسب ها : حسن زاده آملی, علامه حسن زاده آملی, حسن حسن زاده, علامه, سایت علامه حسن زاده, آثار علامه حسن زاده آملی
.:: ::.


تفسیر کبیر فلسفی امام فخر الاسلام فخر رازی
ن : آم شهر ت : پنجشنبه سوم فروردین 1391 ز : 19:9
یافته های فلسفی در تفسیر کبیر فخرالدین رازی
http://amardian.persiangig.com/fakhrudin%20razi.gif
رضا داوری

فلسفه‌ با تمام‌ اهمیتی‌ که‌ در تاریخ‌ اسلام‌ دارد مظهر تام‌ و تمام‌ وسعت‌ و عمق‌ تفکر اسلامی‌ نیست‌، بلکه‌ متفکران‌ اسلامی‌ در علم‌ کلام‌ و عرفان‌ به‌ معانی‌ و حقایقی‌ رسیده‌اند که‌ برای‌ اهل‌ فلسفه‌ تازگی‌ داشته‌ و مورد اعتنا ایشان‌ قرار گرفته‌ است‌. مفسرانی‌ مثل‌ امام‌ فخررازی‌ نیز نکاتی‌ در تفسیر خود آورده‌اند که‌ با مسائل‌ فلسفه‌ جدید و تعلق‌ خاطر فلاسفة‌ عصر حاضر مناسبت‌ دارد.(1) گفته‌اند که‌ تحول‌ منطق‌، یا اعراض‌ از منطق‌ ارسطویی‌، از جمله‌ نشانه‌های‌ آغاز فلسفه‌ جدید است‌، و حال‌ آنکه‌ قبل‌ از دورة‌ جدید متفکران‌ اسلامی‌ برای‌ اینکه‌ قدرت‌ الهی‌ را فوق‌ ضرورت‌ منطقی‌ می‌دانستند در تحقیق‌ و پی‌جویی‌ حقایق‌ شیوة‌ دیگری‌ پیش‌ گرفته‌ بودند.(2)
نویسندة‌ مقاله‌ پس‌ از بیان‌ اهمیت‌ تفسیر و مددی‌ که‌ متفکران‌ می‌توانند از آن‌ بگیرند. به‌ بیان‌ دو نکته‌ از تفسیر کبیر فخررازی‌ که‌ او را فیلسوف‌ و متکلم‌ و مفسر می‌خواند می‌پردازد.
او دو نکته‌ را از کتاب‌ مفاتیح‌ الغیب‌ (تفسیر کبیر) ذکر می‌کند تا نشان‌ دهد که‌ در این‌ کتاب‌ چه‌ گوهرهایی‌ وجود دارد و مخصوصاً با کسانی‌ به‌ مقابله‌ برمی‌خیزد که‌ تفکر اسلامی‌ را امری‌ متعلق‌ به‌ گذشته‌ می‌دانند.
فخرالدین‌ رازی‌ در تفسیر آیة‌ شریفة‌ «هوالاول‌ و الاخر و الظاهر و الباطن‌» در معانی‌ اول‌ و آخر و ظاهر و باطن‌ تحقیق‌ می‌کند. او ابتدا اقسام‌ پنجگانه‌ تقدم‌، یعنی‌ تقدم‌ بالتأثیر، تقدم‌ بالاحتیاج‌، تقدم‌ بالشرف‌، تقدم‌ بالرتبه‌ و تقدم‌ بالزمان‌ را می‌آورد و می‌گوید اولیت‌ خدا از سنخ‌ هیچیک‌ از تقدمهای‌ مذکور نیست‌. البته‌ متذکر است‌ که‌ خدا پدید آورندة‌ همه‌ چیز است‌ و همة‌ موجودات‌ به‌ او محتاجند و او برتر از هر موجود است‌ و وجود او فوق‌ زمان‌ یعنی‌ سابق‌ بر زمان‌ است‌.
فخررازی‌ این‌ پرسش‌ را مطرح‌ می‌کند که‌ وقتی‌ می‌گوییم‌ خدا سابق‌ بر زمان‌ است‌، مقصود چیست‌ قبل‌ از زمان‌ و سابق‌ بر زمان‌ موهم‌ این‌ معنی‌ است‌ که‌ زمانی‌ قبل‌ از زمان‌ وجود دارد، زیرا الفاظ‌ سابق‌ و قبل‌ حاکی‌ از زمان‌ است‌، ولی‌ اولیت‌ خدا زمانی‌ نیست‌. این‌ اولیت‌ در حدود عقل‌ ما نمی‌گنجد. اگر تحقیقاتی‌ که‌ در این‌ خصوص‌ شده‌ است‌ مبهم‌ و نارساست‌ بدان‌ جهت‌ است‌ که‌ عقل‌ بشر در مقابل‌ نور جلال‌ اولیت‌ و ازلیت‌ به‌ حیرت‌ می‌افتد. به‌ نظر فخرالدین‌ رازی‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ چون‌ عقل‌ هر وجود ممکنی‌ را به‌ ضرورت‌ بر واجب‌ اسناد می‌دهد، این‌ وجود واجب‌ اول‌ است‌. اما در این‌ بیان‌ ما از خارج‌ به‌ اولیت‌ رسیده‌ایم‌ و این‌ ظاهر اولیت‌ است‌، اما اولیت‌ خدا از هر باطنی‌ ابطن‌ است‌ و سر آن‌ در مفاهیم‌ نمی‌گنجد. اما چون‌ فخر رازی‌ این‌ سر را از سر زمان‌ دور نمی‌داند،علاوه‌ بر اقسام‌ پنجگانه‌ تقدم‌، که‌ قبلاً ذکر شد، به‌ تقدم‌ دیگری‌ قائل‌ می‌شود که‌ تقدم‌ اجزاء زمان‌ نسبت‌ به‌ اجزاء دیگر است‌؛ ولی‌ این‌ تقدم‌ ظاهری‌ است‌ و در باطن‌ زمان‌ تقدم‌ و تأخر زمانی‌ معنی‌ ندارد. «در غیر این‌ صورت‌ ضروری‌ است‌ که‌ زمان‌ زمان‌ دیگری‌ را در برگیرد و دربارة‌ زمان‌ دربرگیرنده‌ نیز باید همان‌ را گفت‌ که‌ در مورد زمان‌ دربرگرفته‌ گفتیم‌، به‌ قسمی‌ که‌ هر زمانی‌ در نتیجه‌ باید در برگرفتة‌ زمان‌ دیگر باشد و این‌ سلسله‌ تا بی‌نهایت‌ ادامه‌ یابد». یعنی‌ هریک‌ از این‌ زمانها در این‌ لحظة‌ کنونی‌ حضور دارد و این‌ لحظة‌ حاضر یگانه‌ نیست‌، بلکه‌ هر لحظة‌ حاضر باید حاضر در لحظة‌ دیگر باشد.
استدلال‌ رازی‌ مبتنی‌ بر اصول‌ و مقدماتی‌ است‌ که‌ به‌ آن‌ تصریح‌ نمی‌کند و از جملة‌ آن‌ اصول‌ این‌ است‌ که‌ زمان‌ مثل‌ یک‌ موجود طبیعی‌ وجود دارد و دارای‌ اجزاء است‌. این‌ نظر قابل‌ چون‌ و چراست‌ و قبل‌ از فخررازی‌ هم‌ مورد چون‌ و چرا بوده‌ است‌. اما در این‌ مقام‌ عمدة‌ مطلب‌ تصدیق‌ تعیین‌ این‌ نکته‌ است‌ که‌ جزء زمان‌، مانند یک‌ متحرک‌ که‌ در هر لحظة‌ سیر مسافت‌ حرکت‌ در زمان‌ است‌، در زمانی‌ که‌ خود جزئی‌ از آن‌ است‌ نیست‌. این‌ است‌ که‌ فخر رازی‌ با نظر ارسطو مخالفت‌ می‌کند و می‌گوید زمان‌ را با حرکت‌ تبیین‌ نمی‌توان‌ کرد. بلکه‌ حرکت‌ را باید با زمان‌ فهم‌ کرد، زیرا حرکت‌ بدون‌ زمان‌ معنی‌ ندارد. در نظر رازی‌ زمان‌ از حرکت‌ منفک‌ نیست‌، آن‌ را مقدار حرکت‌ هم‌ نباید دانست‌. بلکه‌ زمان‌ صرف‌ حرکت‌ است‌. زمان‌ عین‌ سیلان‌ و تجدد است‌. اگر زمان‌ سیلان‌ و تجدد است‌، وجه‌ مشترکی‌ با ازلیت‌ و اولیت‌ خدا ندارد، بلکه‌ با آن‌ یگانه‌ است‌. زمان‌ و ازلیت‌ دو حقیقت‌ متفاوت‌ و متمایزند. چنان‌ که‌ اشاره‌ شد، امام‌ فخر تقدم‌ و اولیت‌ الهی‌ را با تصور وجود واجب‌ بنفسه‌ بیان‌ می‌کند. اما متوجه‌ است‌ که‌ با این‌ بیان‌ تمام‌ مشکلات‌ رفع‌ نمی‌شود. مشکل‌ نسبت‌ میان‌ ظاهر و باطن‌ حل‌ شدنی‌ نیست‌. در مورد زمان‌ می‌توانیم‌ بگوییم‌ که‌ آنچه‌ در زمان‌ T (ز) می‌گذرد نسبت‌ به‌ آنچه‌ در َ T (ز1) می‌گذرد تقدم‌ زمانی‌ دارد. اما زمان‌ T بر زمان‌ T تقدم‌ ندارد. یعنی‌ در زمان‌ حقیقی‌ که‌ طومار آن‌ دائماً به‌ صورت‌ قبل‌ و بعد گشوده‌ می‌شود و سیلان‌ می‌یابد نسبت‌ میان‌ قبل‌ و بعد و اجزاء ظاهر زمان‌ معین‌ نیست‌. به‌ نظر فخر رازی‌ برای‌ تعیین‌ این‌ نسبت‌ زمان‌ دیگری‌ لازم‌ است‌، یعنی‌ زمانی‌ که‌ زمان‌ اول‌ را با آن‌ بسنجد. اما این‌ زمان‌ اگر در ماهیت‌ با زمان‌ اول‌ یکی‌ باشد، نمی‌تواند میزان‌ خود باشد و به‌ زمان‌ دیگری‌ نیاز دارد که‌ با آن‌ سنجیده‌ شود و بدین‌ ترتیب‌ تسلسل‌ لازم‌ می‌آید. برگسون‌ که‌ راه‌ احتراز از این‌ تسلسل‌ را نشان‌ می‌دهد، می‌گوید که‌ زمان‌ سنجش‌ زمان‌ حقیقی‌ نیست‌، بلکه‌ زمان‌ مکانی‌ است‌ و ماهیت‌ زمانی‌ ندارد که‌ بتوان‌ آن‌ را مورد تحقیق‌ قرار داد. مثال‌ دوم‌ راجع‌ به‌ مسئله‌ای‌ است‌ که‌ در فلسفة‌ غربی‌ قدری‌ دیر عنوان‌ شده‌ و اهمیت‌ بسزایی‌ پیدا کرده‌ است‌ و آن‌ مفهوم‌ شعور و خودآگاهی‌ است‌. در فلسفة‌ یونانی‌ توجهی‌ به‌ این‌ معنی‌ نشده‌ است‌. رواقیان‌ اشاره‌ای‌ به‌ آن‌ کرده‌اند و از زمان‌ ایشان‌ مدت‌ مدیدی‌ طول‌ کشید تا فلسفه‌های‌ خودآگاهی‌ پیدا شد. رازی‌ در تفسیر خود معانی‌ و مفاهیم‌ مختلف‌ شعور را گرد آورده‌ است‌. در زبان‌ عربی‌ چندین‌ لفظ‌ کم‌ و بیش‌ مترادف‌ با کنسیانس‌ (conscience) متداول‌ است‌، یکی‌ «شعور» است‌ که‌ مثلاً در آیات‌ وما یخدعون‌ الا انفسهم‌ و ما یشعرون‌ (بقره‌، 9) یا در آیة‌ کریمة‌ الا انهم‌ هم‌ المفسدون‌ و لکن‌ لایشعرون‌ (بقره‌، 12) آمده‌ است‌. طبری‌ گفته‌است‌ که‌ در این‌ آیه‌ که‌ مصداق‌ مفسدون‌ منافقانند آمده‌ است‌ که‌ آنها به‌ این‌ معنی‌ شعور یا خودآگاهی‌ ندارند که‌ خدا گمراهشان‌ کرده‌ است‌. آنها خود را در راه‌ راست‌ و کردار درست‌ می‌دانند و حال‌ آنکه‌ تابع‌ فرمان‌ حق‌ نیستند و از نافرمانی‌ خود خبر ندارند. در اینجا خودآگاهی‌ و شعور به‌ معنی‌ معرفت‌ نفس‌ است‌.
امام‌ فخر رازی‌ با نظر در آیاتی‌ که‌ در آن‌ لایشعرون‌ و لایعلمون‌ آمده‌ است‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌ است‌ که‌ آیات‌ دستة‌ اول‌ به‌ یک‌ حقیقت‌ شهودی‌ که‌ جاری‌ مجرای‌ حواس‌ است‌ نظر دارد و آیات‌ نوع‌ دوم‌ ناظر به‌ عقل‌ نظری‌ است‌. «شعر» در معنی‌ اصلی‌ شناخت‌ چیزی‌ است‌ که‌ با ادراک‌ حسی‌ متمثل‌ می‌شود و در مقابل‌ علم‌ انتزاعی‌ است‌. تحقیقی‌ که‌ فخر رازی‌ در این‌ باب‌ کرده‌ است‌ اهمیت‌ خاصی‌ دارد.
البته‌ شعور (خودآگاهی‌) شناسایی‌ قطعی‌ نیست‌ و در معرض‌ خطا و اشتباه‌ است‌، لیکن‌ همواره‌ نمی‌توان‌ اطمینان‌ داشت‌ که‌ ما را چنان‌ که‌ هستیم‌ نشان‌ دهد. آیات‌ 28 و 29 سورة‌ آل‌عمران‌ ما را به‌ یاد نظریة‌ هیجانات‌ ویلیام‌ جیمز می‌اندازد: لایتخذ المومنون‌ الکافرین‌ اولیاء من‌ دون‌ المومنین‌... الا ان‌ تتقوا منهم‌ تقیة‌... و قل‌ ان‌ تخفوا ما فی‌ صدورکم‌ اوتبدوه‌ یعلمه‌ الله‌... رازی‌ می‌گوید وقتی‌ مومنان‌ می‌توانند غیر مومن‌ را، چه‌ آشکارا و چه‌ پنهانی‌، به‌ دوستی‌ برگزینند، که‌ مقام‌ تقیه‌ باشد، و این‌ مقام‌ مستثنی‌ است‌ و در صورتی‌ مورد دارد که‌ شخص‌ تقیه‌ کننده‌ باطن‌ اعتقاد را حفظ‌ کند و اعمال‌ و اقوال‌ ظاهر در هنگام‌ تقیه‌ در آن‌ موثر شود و البته‌ خدا به‌ او یاری‌ می‌کند و او را در مقابل‌ دشمنان‌ محافظت‌ می‌فرماید. به‌ عبارت‌ دیگر دوستی‌ ظاهری‌ نباید به‌ دوستی‌ حقیقی‌ مبدل‌ شود.
می‌بینیم‌ که‌ خودآگاهی‌ و شعور میان‌ دو قطب‌ در جریان‌ است‌: از یک‌ سو باطن‌ انسان‌ است‌ که‌ تنها خدا از آن‌ آگاه‌ است‌ و جز از خلال‌ ظهورات‌ خودآگاهی‌ (شعور) که‌ کم‌وبیش‌ حقیقی‌ است‌ شناخته‌ نمی‌شود و از سوی‌ دیگر شعور سطحی‌ و آشکار و ظاهر است‌ که‌ به‌ احساساتی‌ تعلق‌ دارد که‌ افعال‌ و کردار ما با آن‌ توجیه‌ می‌شود، اما علت‌ حقیقی‌ آن‌ افعال‌ نیست‌، با توجه‌ به‌ این‌ معنی‌، اگر حفظ‌ باطن‌ نباشد، چه‌ بسا که‌ ترس‌ باعث‌ شود که‌ دوستی‌ ظاهری‌ در تقیه‌ به‌ دوستی‌ واقعی‌ تبدیل‌ شود. امام‌ فخر رازی‌ در تفسیر آیة‌ شریفه‌ که‌ نقل‌ شد می‌گوید صدر قلب‌ است‌ که‌ «محل‌ بواعث‌ و ضمائر است‌». ضمیر هم‌ در اینجا به‌ معنی‌ باطن‌ شعور است‌.
رسیدن‌ به‌ عمق‌ شعور و مرتبة‌ اخلاص‌ دشوار است‌. در این‌ راه‌ است‌ که‌ چهرة‌ منافق‌ نیز پدیدار می‌شود. او صرفاً مظهر گروه‌ مخالفان‌ رسول‌ خدا که‌ چهرة‌ خود را می‌پوشاندند و ظاهر دوست‌ به‌ خود می‌بستند و اسباب‌ زحمت‌ بسیار می‌شدند نیست‌، بلکه‌ وجود او صورتی‌ از شعور است‌ و با این‌ شعور وظیفه‌ای‌ برای‌ خود قائل‌ می‌شود و چه‌ بسا که‌ در ادای‌ این‌ وظیفه‌ به‌ شخصیتی‌ که‌ به‌ خود گرفته‌ است‌ مبدل‌ شود.
مومن‌ اهل‌ تقیه‌ هم‌ به‌ نحو دیگری‌ در معرض‌ خطر است‌. درواقع‌ این‌ بازی‌ خطرناکی‌ است‌، اما شأن‌ شعور این‌ است‌ که‌ می‌تواند منشأ و تنها منشأ ترقی‌ در وجود و اخلاق‌ باشد. شعور از ابتدا یک‌ موجود متعین‌ واقعی‌ نیست‌ که‌ بتوان‌ با نظر در آن‌ رفتارهای‌ آینده‌ را پیش‌بینی‌ کرد، بلکه‌ در نوسان‌ دائم‌ میان‌ آنچه‌ می‌خواهد باشد و آنچه‌ هست‌، میان‌ وجود ظاهر و وجودی‌ که‌ کم‌کم‌ قوام‌ می‌یابد، در طلب‌ خویش‌ است‌.
امام‌ فخر رازی‌ در ضمن‌ تفسیر آیة‌ 284 سورة‌ بقره‌ (و ان‌ تبدوا ما فی‌ انفسکم‌ او تخفوه‌ یحاسبکم‌ به‌ الله‌...) از قول‌ ابن‌ عباس‌ نقل‌ می‌کند که‌ ابوبکر و عمر وقتی‌ از مضمون‌ آیه‌ آگاه‌ شدند، نزد پیامبر (ص‌) رفتند و گفتند که‌ این‌ تکلیف‌ ما لایطاق‌ است‌ و چه‌ بسا که‌ چیزی‌ به‌ خاطر یکی‌ از ما خطور کند که‌ در دل‌ آن‌ را تصویب‌ نکند.(3) پیامبر فرمود شما بگویید سمعاً و طاعةٍ و آنها چنین‌ گفتند و بعد آیة‌ لایکلف‌ الله‌ نفساً الا وسعها (4) نازل‌ شد. خواطر و هواجس‌ نفسانی‌ که‌ در آیة‌ شریفه‌ به‌ آن‌ اشاره‌ رفته‌ است‌ دو نوع‌ است‌. بعضی‌ از آنها متحقق‌ می‌شود و بعضی‌ دیگر متحقق‌ نمی‌شود. خداوند ارباب‌ خواطر فاسده‌ را از بابت‌ نوع‌ اول‌ سرزنش‌ می‌کند، زیرا به‌ حکم‌ آیة‌ کریمة‌ لا یؤاخذکم‌ الله‌ باللغو فی‌ ایمانکم‌ ولکن‌ یواخذکم‌ بما کسبت‌ قلوبکم‌ والله‌ غفور حلیم‌ (بقره‌، 225) کسی‌ را از بابت‌ «لغو» در ایمان‌ مواخذه‌ نمی‌کنند. در این‌ آیه‌ تقابلی‌ میان‌ «لغو» و «کسب‌» وجود دارد.
کسب‌ مفهوم‌ پرمعنایی‌ است‌ و در علم‌ کلام‌ به‌ مسئولیت‌ و تکلیف‌ بشر در مقابل‌ خدا باز می‌گردد. کسب‌ در قرآن‌ به‌ دو معنی‌ آمده‌ است‌: یکی‌ شامل‌ تمام‌ چیزهای‌ خوب‌ و بدی‌ است‌ که‌ انسان‌ به‌ دست‌ می‌آورد: و ربک‌ الغفور ذوالرحمه‌ لو یواخذهم‌ بما کسبوا العجل‌ لهم‌ العذاب‌ (کهف‌، 57). گاهی‌ هم‌ «کسب‌» از «اکتساب‌» ممتاز شده‌ است‌، چنان‌ که‌ می‌فرماید: لها ماکسبت‌ و علیها ما اکتسبت‌... (آل‌ عمران‌، 286). زمخشری‌ گفته‌ است‌ بدان‌ جهت‌ «کسب‌» خوب‌ و «اکتساب‌» بد است‌ که‌ این‌ یکی‌ مستلزم‌ پرداختن‌ و اشتغال‌ خاطر به‌ چیزی‌ است‌ و با میل‌ و تعلق‌ خاطر به‌ چیزها قرین‌ است‌ و نفس‌ با آن‌ به‌ سوی‌ چیزها کشیده‌ می‌شود و کوشش‌ بسیار برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ می‌کند، و حال‌ آنکه‌ در خیر چنین‌ نیست‌. شعور انسان‌ سه‌ مرحله‌ دارد.اول‌ مرحلة‌ لغو که‌ اعمال‌ عادی‌ بدون‌ ذکر و فکر است‌ و کسی‌ از بابت‌ آن‌ مواخذه‌ نمی‌شود. دوم‌ مرحلة‌ خودآگاهی‌ محبوس‌ و دربسته‌ است‌ که‌ از جهت‌ نفسانی‌ و روان‌شناسی‌ ناخوشایند و جهت‌ اخلاقی‌ مذموم‌ است‌. سوم‌ مرحلة‌ خودآگاهی‌ و تذکر قلبی‌ گشاده‌ به‌ روی‌ رحمت‌های‌ الهی‌ است‌ که‌ انسان‌ با آن‌ واجد تمام‌ خیرات‌ و حسنات‌ وجود و حیات‌ می‌شود.
به‌ نظر امام‌ فخر رازی‌، «لغو» به‌ دل‌ مرتبط‌ نیست‌ و شامل‌ اعمال‌ و اقوال‌ پریشان‌ و پراکنده‌ای‌ است‌ که‌ آدمی‌ از روی‌ غفلت‌ و سهو به‌ آن‌ می‌پردازد. اما «کسب‌» قرین‌ تذکر است‌ و برای‌ کاسب‌، فعل‌ امر جدی‌ و اساسی‌ است‌. با این‌ بیان‌ پیداست‌ که‌ نظر رازی‌ در تفسیر بیشتر به‌ افعال‌ است‌ و علم‌ و عمل‌ را از هم‌ جدا نمی‌داند. او می‌گوید «لغو» فعل‌ نسنجیده‌ و بلهوسانه‌ است‌ و اکتساب‌ فعل‌ توأم‌ با میل‌ شدید. اما کسب‌ فعلی‌ است‌ که‌ در قرآن‌ از آن‌ به‌ «عمل‌ صالح‌» تعبیر شده‌ است‌. در مرحلة‌ کسب‌، علم‌ و شعور یکی‌ می‌شود. در آیة‌ شریفه‌ کل‌ نفس‌ بما کسبت‌ رهینة‌ (مدثر، 74) نسبت‌ میان‌ «کسب‌» و «فعل‌» بیان‌ شده‌ است‌. آدمی‌ با کسب‌ در پیشگاه‌ الهی‌ رهین‌ و مسئول‌ است‌. اگر در مرحلة‌ «لغو» تکلیف‌ و مسئولیت‌ جایی‌ ندارد مرحلة‌ کسب‌ مرحلة‌ تذکر به‌ تکلیف‌ است‌.
باز در آیة‌ 21 سوره‌ طور فرموده‌ است‌: وما اتلناهم‌ من‌ عملهم‌ من‌ شی‌ ء کل‌ امری‌ء بما کسب‌ رهین‌. نکتة‌ باریکی‌ که‌ رازی‌ در تفسیر این‌ آیة‌ شریفه‌ می‌گوید این‌ است‌ که‌ خداوند در حالی‌ که‌ ظاهراً باید از جزا و پاداش‌ بگوید، از عمل‌ گفته‌ است‌. به‌ نظر او معنی‌ آیه‌ این‌ است‌ که‌ نحوة‌ بقای‌ آدمی‌ به‌ عمل‌ اوست‌. اگر خوبی‌ کند به‌ بهشت‌ جاویدان‌ و اگر بدی‌ کند به‌ دوزخ‌ می‌رود. از توضیحی‌ که‌ فخر رازی‌ در این‌ باب‌ می‌دهد نتیجه‌ می‌گیرد که‌ اگر در این‌ عالم‌ دوام‌ افعال‌ بستگی‌ به‌ وجود فاعل‌ و موجوداتی‌ که‌ فعل‌ بر آن‌ انجام‌ می‌شود دارد در عالم‌ عقبی‌ دوام‌ و بقای‌ موجودات‌ بسته‌ به‌ دوام‌ افعال‌ است‌ و چون‌ با این‌ افعال‌ قرب‌ به‌ خدا حاصل‌ شده‌ است‌، خدا فعل‌ و فاعل‌ فعل‌ را با هم‌ باقی‌ می‌دارد. به‌ عبارت‌ دیگر انسان‌ با شنیدن‌ خطاب‌ الهی‌ با افعال‌ خود یگانه‌ می‌شود. در ظاهر افعالی‌ که‌ از بشر سر می‌زند اعراض‌ است‌. اما اگر به‌ وجود باقی‌ او نظر شود افعال‌ مقوم‌ ذات‌ آدمی‌ است‌. پس‌ اگر حیات‌ آدمی‌ بسط‌ ذات‌ متعین‌ و معلوم‌ او از طریق‌ افعال‌ و اعمال‌ نیست‌ باید آن‌ را طلب‌ ذاتی‌ دانست‌ که‌ باید با عمل‌ تحقق‌ یابد و بازیافته‌ شود. شعور ابزار این‌ طلب‌ و تحقیق‌ است‌، هرچند که‌ یک‌ ابزار تام‌ و تمام‌ نیست‌، می‌توان‌ گفت‌ که‌ خودآگاهی‌ در عمل‌ و در طی‌ سعی‌ها و سهوها و در حالی‌ که‌ همواره‌ در معرض‌ خطر هولناک‌ ظاهر سازی‌ و نفاق‌ و غرور است‌ به‌ وجود می‌آید و این‌ معنی‌ در تفسیر آیة‌ کریمة‌ و ما الحیوة‌ الدنیا الا متاع‌ الغرور (آل‌ عمران‌، 185) به‌ خوبی‌ مورد تحقیق‌ قرار گرفته‌ است‌.
رازی‌ پس‌ از آنکه‌ منشأ بستگی‌ به‌ دنیا و تألم‌ قلبی‌ ناشی‌ از آن‌ را بیان‌ می‌کند و نشان‌ می‌دهد که‌ طلب‌ دنیا و میل‌ موجب‌ افزونی‌ حرص‌ و طمع‌ می‌شود، می‌گوید که‌ بشر در دنیا گرفتار گردابهای‌ تأمل‌ است‌ و برای‌ اینکه‌ در این‌ گردابها کشتی‌ براند نیاز به‌ هدایت‌ الهی‌ دارد. در اینجا رازی‌ به‌ وضع‌ توأم‌ با درد آدمی‌ می‌رسد و به‌ معنایی‌ که‌ در قرآن‌ از آن‌ به‌ «ضیق‌» تعبیر شده‌ است‌ و شاید قریب‌ به‌ چیزی‌ باشد که‌ در زبان‌ فلسفی‌ جدید angoisse گفته‌ می‌شود می‌پردازد: «ضیق‌» در بعضی‌ از آیات‌ با اندوه‌ و حزن‌ مناسب‌ دارد، اما رازی‌ با رجوع‌ به‌ آیات‌ ان‌ الانسان‌ خلق‌ هلوعاً. اذامسه‌ الشر جزوعاً. و اذا مسه‌ الخیر منوعاً (معارج‌، 19ـ21) وضع‌ آدمی‌ را تفسیر می‌کند.
پرسش‌ رازی‌ این‌ است‌ که‌ اگر انسان‌ هلوع‌ و جزوع‌ و منوع‌ است‌ و ضجرت‌ و تنگدلی‌ و بی‌قراری‌ و بی‌صبری‌ به‌ قوام‌ ذات‌ و خلقت‌ او تعلق‌ دارد چگونه‌ در کتاب‌ الهی‌ مورد سرزنش‌ و عتاب‌ و خطاب‌ قرار گرفته‌ است‌. جواب‌ این‌ است‌ که‌ لفظ‌ «هلع‌» به‌ دو امر اطلاق‌ می‌شود، یکی‌ حالت‌ نفسانی‌ و نحوة‌ وجود عمیق‌ انسان‌ است‌ از آن‌ حیث‌ که‌ مخلوق‌ است‌. و دیگر اقوال‌ و افعالی‌ که‌ حاکی‌ از این‌ حالت‌ است‌. حالت‌ تابع‌ حکم‌ ضرورت‌ و اضطرار است‌، اما افعال‌ را می‌توان‌ انجام‌ داد یا انجام‌ نداد و این‌ به‌ اختیار ماست‌.
می‌بینیم‌ که‌ بازهم‌ فعل‌ مقام‌ اول‌ دارد و وضع‌ بشر با آن‌ فهمیده‌ می‌شود. با این‌ تفکیک‌ اختیار و آزادی‌ بی‌واسطه‌ در مقابل‌ ضرورتها و اصلاحاتی‌ که‌ لازمة‌ خلقت‌ است‌ قرار نمی‌گیرد. در عوض‌ بشر با اختیار و با مدد و هدایت‌ الهی‌ افعالی‌ به‌ جای‌ می‌آورد که‌ تابع‌ ضرورت‌ و اضطرار نیست‌ و با این‌ افعال‌ و در این‌ افعال‌ است‌ که‌ بشر باقی‌ است‌ و در روز جزا به‌ صورت‌ مظهر آن‌ افعال‌ ظاهر می‌شود. در مطلب‌ دوم‌ می‌بینیم‌ که‌ تفکر مفسر با رجوع‌ به‌ متونی‌ که‌ تفسیر می‌شود جان‌ تازه‌ گرفته‌ ودر باب‌ شعور و خودآگاهی‌ نظری‌ از قرآن‌ استنباط‌ شده‌ است‌ که‌ حتی‌ و شاید مخصوصاً برای‌ متجددان‌ دارای‌ اهمیت‌ بی‌چون‌ و چرا باشد. از این‌ موارد بسیار می‌توان‌ ذکر کرد، اما ذکر این‌ دو مورد کافی‌ است‌ تا نشان‌ دهد که‌ تفکر اسلامی‌ فی‌المثل‌ به‌ صورتی‌ که‌ در کتاب‌ فخر رازی‌ آمده‌ است‌ صرف‌ یک‌ سند تاریخی‌ که‌ حاکی‌ از یک‌ عهد به‌ سرآمده‌ باشد، نیست‌، بلکه‌ در خور و شایستة‌ آن‌ است‌ که‌ در عصر حاضر هم‌ مورد مطالعه‌ و تحقیق‌ قرار گیرد. شاید که‌ به‌ تفکر فلسفی‌ معاصران‌ مدد برساند.

پی‌نوشت‌ها:

1ـ فلسفة‌ جدید به‌ طور کلی‌ دو صورت‌ دارد، یکی‌ شبیه‌ به‌ علم‌ کلام‌ ماست‌ (ولی‌ چندان‌ شباهتی‌ به‌ علم‌ کلام‌ قرون‌ وسطایی‌ مسیحی‌ ندارد که‌ آن‌ بیشتر به‌ فلسفة‌ اسلامی‌ نزدیک‌ است‌) و دیگری‌ به‌ علم‌ اصول‌ شباهت‌ دارد. فلسفة‌ عمیق‌ و جدی‌ اروپا همان‌ است‌ که‌ به‌ علم‌ کلام‌ شباهت‌ دارد. منتهی‌ هم‌ در مبادی‌ و هم‌ در غایات‌ با علم‌ کلام‌ اختلاف‌ دارد و اگر مشابهتی‌ در مسائل‌ فلسفة‌ جدید و علم‌ کلام‌ اسلامی‌ می‌بینیم‌ (که‌ آن‌ مشابهتها بسیار زیاد است‌) در تطبیق‌ آراء مشابه‌ اختلاف‌ در مبادی‌ و غایات‌ را از نظر دور نداریم‌. صورت‌ دیگر فلسفة‌ جدید که‌ به‌ علم‌ اصول‌ شباهت‌ دارد و در کشورهای‌ آنگلوساکسون‌ به‌ صورت‌ «فلسفة‌ اخلاق‌» و... درآمده‌ است‌ یک‌ بازی‌ فکری‌ است‌ و علم‌ اصولی‌ است‌ که‌ با آن‌ استنباط‌ احکام‌ نمی‌شود و شأن‌ آن‌ هم‌ این‌ نیست‌. مع‌هذا نظر نویسنده‌ در تطبیق‌ آراء و اینکه‌ مسائل‌ مهم‌ فلسفی‌ عصر حاضر به‌ نحوی‌ در آثار فلاسفه‌ و متکلمان‌ و مفسران‌ ما سابقه‌ دارد در خور توجه‌ و تأمل‌ است‌. م‌.
2ـ نباید تصور شود که‌ طایفه‌ متفکران‌ اسلامی‌ مورد اشاره‌ و فلاسفة‌ دورة‌ جدید مخالف‌ منطق‌ بوده‌اند و هستند. البته‌ کسانی‌ بوده‌اند که‌ با منطق‌ به‌ طور کلی‌ مخالفت‌ کرده‌اند، چنان‌ که‌ طوایفی‌ هم‌ در دوره‌ جدید پیدا شده‌اند که‌ Logiciste یعنی‌ منطق‌زده‌ هستند و منطق‌ را سلطان‌ دائرة‌ وجود می‌انگارند. ولی‌ غیر از این‌ دو وضع‌ افراط‌ و تفریط‌، وضع‌ دیگری‌ هم‌ هست‌ و آن‌ اینکه‌ منطق‌ درست‌ و معتبر است‌، ولی‌ عالم‌ و قلمرو خاصی‌ دارد ودر آن‌ عالم‌ میزان‌ است‌ نه‌ اینکه‌ میزان‌ مطلق‌ یا هیچکارة‌ صرف‌ باشد. البته‌ خطر منطق‌زدگی‌ برای‌ تفکر از انکار منطق‌ بیشتر است‌، یعنی‌ اگر معتقد باشیم‌ که‌ همه‌ چیز در صورتهای‌ قیاس‌ می‌گنجد و هرچه‌ نگنجد باید به‌ دور انداخته‌ شود، تفکر را به‌ خطر می‌اندازد. عقل‌ را هم‌ در حدود صورتها و ضروب‌ قیاس‌ محدود نباید کرد، پس‌ اگر طایفه‌ای‌ از متفکران‌ اسلام‌ یا بعضی‌ از متفکران‌ غربی‌ در باب‌ منطق‌ چون‌ و چرا کرده‌اند، این‌ چون‌ و چرا را به‌ ضدیت‌ با منطق‌ نباید حمل‌ کرد و چه‌ بسا که‌ مقصود تعیین‌ حد و مقام‌ و مرتبة‌ منطق‌ باشد. م‌.
3ـ «قدر این‌ خطاب‌ را شبلی‌ دانست‌ که‌ می‌گفت‌ بار خدایا، چه‌ باشد گر گناه‌ همة‌ عالمیان‌ بر گردن‌ شبلی‌ نهی‌ تا فردا در خلوتگاه‌ هر گناهی‌ را با من‌ شمار کنی‌ تا با توام‌ سخن‌ دراز گردد. حرام‌ دارم‌ با دیگران‌ سخن‌ گفتن‌ که‌ تا حدیث‌ تو گویم‌ سخن‌ دراز کنم‌.» نقل‌ از تفسیر جامع‌الاسرار میبدی‌.
4ـ جزئی‌ از آیة‌ 286 از سورة‌ آل‌عمران‌.


برچسب ها : فخر رازی, کتاب های فخر رازی, نکات های فخر رازی, تفسیر کبیر رازی, رازی, امام
.:: ::.


حضرت امام فخر رازی کبیر
ن : آم شهر ت : پنجشنبه سوم فروردین 1391 ز : 19:7
http://amardian.persiangig.com/mir.jpg

تفسیر کلامی و عقلی در قرن ششم و هفتم و یکی از چند تفسیر مهم و برجسته قرآن کریم به زبان عربی است. نام اصلی این تفسیر «مفاتیح الغیب» است ولی به سبب حجم زیادش، به «تفسیر کبیر» معروف شده! مفسر این کتاب "اشعری مذهب" است و در این تفسیر نه به صراحت، بلکه عملا در جای جای آن، به دفاع از مذهب کلامی ابوالحسن اشعری پرداخته و آرای مخالفان او، به ویژه «معتزله» را رد کرده است.

معرفی اجمالی نویسنده:

فخرالدین محمد، ابوعبدالله رازی، فقیه، حکیم، متکلم و مفسر بزرگی در جهان اسلام در قرن ششم و هفتم است که سال 543 یا 544 هـ ق در شهر ری در ایران بدنیا آمد. پدرش ضیاء الدین عمربن حسین رازی است که اصلا از طبرستان (آمل) می باشد، عالم فقه و اصول بود و در وعظ و خطابه تبحر داشت. فخرالدین محمد رازی را به "امام فخر رازی" و "فخر رازی" و "ابن الخطیب" به سبب پدرش می شناسند. او از زمان تحصیل علم، نزد پدرش شاگرد بود و سلسله اساتید خودش را از پدرش و او از استادش و او از استاد خود تا "ابوالحسن اشعری" متوفی 334 هـ ق، رئیس مذهب اشاعره می رساند. وی در اصول و کلام مذهب اشعری و در فروع و فقه مذهب شافعی داشت. برای فراگیر علم و تدریس و تقریر خطابه های علمی به شهرهای بزرگ و مراکز علمی از جمله خوارزم سفر کرد. در آنجا با معتزله به بحث و مجادله افتاد و سرانجام از آنجا اخراج شد. بعدا به ماوراء النهر و شهرهای بخارا، سمرقند، خجند و ... با فقها و علما مناظراتی کرد و بر همه فائق آمد و هیچکس یارای جر و بحث و مناظره با او نبود، گاهی هم در مباحثه تند می شد و بدگویی می کرد. او سخنرانی ماهر و مورد احترام فوق العاده پادشاهان و حکام زمان خودش بود. ثروت زیادی داشت، در علوم فقه، تفسیر، کلام، فلسفه، طب و ریاضیات متبحر بود و در تمام این زمینه ها تالیفاتی دارد که تالیفاتش نیز مثل خودش، شهرت و اهمیت زیادی پیدا کرد و در سراسر ممالک اسلامی مورد بحث و تحقیق قرار گرفت. امام فخر رازی، در اواخر زندگیش در هرات ساکن بود. در آن زمان، هرات نیز در تصرف "محمد خوارزمشاه" بود. وی روز دوشنبه عید فطر سال 606 هـ ق، در هرات حدود 62 سالگی از دنیا رفت و او را در نزدیکی هرات در «مزداخان» به خاک سپردند.

ساختار و تقسیم بندی کتاب:برخی این تفسیر را به سبب طرح مباحث کلامی فراوان، دائرة المعارفی در علم کلام می دانند. فخرالدین رازی (امام فخر رازی) در این تفسیر با رویکردی عقلی، به تفسیر آیات می پردازد و معارف و علوم آن زمان را به مناسبت ذکر کرده، بنابراین، تفسیر پر از اقوال حکما و فلاسفه و نزاع های عقلی است. او در تفسیر آیات، مباحث مربوط به آیه را به طور منظم دسته بندی و برای رد کردن آرای مخالفان خود (مثل معتزله و کرامیه) مطالب آنان را به تفصیل بیان می نماید. وی به اختلافات کلامی غله ها و مذاهب گوناگون نیز توجه داشته و از اشاعره، امامیه، ثنویه، جبریه، خوارج و روافض یاد کرده است. این تفسیر بر مقدمه و ابوابی تنظیم شده و مقدمه خود نیز، شامل فصولی است. تفسیر مجموعا شامل 32 جزء است ولی تعداد مجلدات آن در چاپهای مختلف، فرق می کند. در همان فصل اول از مقدمه به تفسیر «اعوذبالله من الشیطان الرجیم» پرداخته است. مفسر هر سوره را با ذکر نام آن، محل نزول، تعدا آیات و اقوال مربوط به آن شروع کرده و سپس با ذکر یک یا دو یا چند آیه از آن سوره، توضیح کوتاهی درباره مناسبت آن با آیه قبل می دهد و اگر روایت یا حدیثی از پیغمبر، صحابه یا تابعین باشد، آنها را بررسی و در پایان نظرش را می گوید. با توجه به اینکه محور غالب مباحث کلامی آیات قرآن است، برخی از مباحث کلامی فلسفی این تفسیر را در اینجا مطرح می کنیم:
1- معرفت خدا و اینکه آیا در این معرفت نظر و استدلال جائز است یا نه؟
2- ایمان و اسلام (تفاوت این دو)،
3- کلام الهی و بحث از حدوث و قدوم،
4- رؤیت خدا،
5- عدل الهی،
6- جبر و اختیار و قضا و قدر،
7- اعجاز قرآن،
8- اراده خداوند،
9- مسائل تجسیم، تثلیث، معاد، عصمت انبیا، شفاعت پیغمبر، عقیده شیعه در امامت معصوم و احتمال آن، لزوم وجود معصوم در هر زمان با این توضیح که فخر رازی و اشاعره عقیده دارند که مجموع امت معصوم است نه یکنفر، و این برخلاف اعتقاد شیعه است و مباحث دیگر .... .

فخر رازی، در میان مفسران بیشتر از دیگران در تبین آیات باران کوشش کرده است. او در بعضی موارد، علی رغم صیغه کلامی عقلی تفسیر، از شیوه قرآن به قرآن در تفسیر آیات استفاده می کند. در این تفسیر گاهی اشارات صوفیانه شده و برخی آیات، طریق عارفانه ای دارد.

معرفی تفسیر از نظر برخی صاحبنظران:قاضی نورالله شوشتری: فخر الدین رازی، اساس تفسیر خودش را از تفسیر "ابوالفتوح رازی" گرفته و برای رفع توهم، بعضی از تشکیکات خود را بر آن اضافه کرده است.
حلبی، قول شوشتری را رد می کند و معتقد است که چون امام فخر رازی، عقل گرا بوده، بسیاری اوقات با خواندن تفاسیر عقلی از جمله تفاسیر شیعی، متاثر گشته و برخلاف عقاید اشاعره سخن گفته است.
ذهبی: این تفسیر از نوع تفسیر به رأی جائز است.
علامه طباطبائی: از طرفی این تفسیر را تفسیری کلامی می گوید و از طرف دیگر، تفسیر متکلمان را تطبیق نامیده و رد کرده است.

سبب اشتهار تفسیر کبیر:یکی از دلایل شهرت و اعتبار تفسر کبیر، تاثیر آن بر تفاسیر بعدی است. از جلمه، بیضاوی در انوارالتنزیل، نیشابوری در غرائب القرآن، آلوسی در روح المعانی، علامه طباطبائی در المیزان و سید محمد رشید رضا در المنار، از شیوه استدلال و محتوای تفسیر کبیر و روش آن بسیار استفاده کرده ا ند. طنطاوی نیز در «الجواهر» قرآن را به همان شیوه فخر رازی تفسیر کرده است.

نکات منفی و تفسیر کبیر از دیدگاه صاحبنظران:
چون این تفسیر به دلیل مهارت فخر رازی در علوم مختلف، سرشار از همه گونه مباحثی است و به یک دائرة المعارفی تبدیل شده، بنابراین به نظر برخی از علمای تفسیر، این حجم مطلب، اهمیت تفسیر را کم کرده است.
ابوحیان غرناظی (مفسر قرن 7 و 8): در تفسیر فخر رازی مطالبی است که در علم تفسیر، نیازی به آن نیست. ابن تیمیه: در آن جز تفسیر، از هر موضوعی سخنی پیدا می شود.
سیوطی: این تفسیر مملو از سخنان حکما و فلاسفه است ولی بحث های تفسیری آن با آیات بی ارتباط است.
ابن خلکان: در این تفسیر مطالب غریب و ناآشنا فراوان است.

برخی نیز بر محتوای آن، خرده گرفته اند و از این جهت آن را عیب زیادی می دانند از جمله "ابوشامه مقدسی" متوفی 655 هـ ق: فخر رازی در تفسیرش شبهات جدی مخالفان اسلام و اهل سنت را به بهترین شکل مطرح کرده ولی از حل آنها عاجز مانده است. اقبال الاهوری: تفسیر کبیر را مانع فهم درست قرآن می داند.

نظر مفسر تفسیر کبیر و پاسخ او به مخالفان:او در ابتدای این تفسیر، دلیل تنوع و تفصیل مطالب را بیان می کند و به خرده گیران جواب می دهد و می گوید: انگیزه من در تنوع و تفصیل مطالب، تقویت دین و القای یقین و برطرف کردن شک و شبهه است. زمانی گفتم که می توان از فواید سوره حمد ده هزار مسئله استنباط کرد ولی برخی حسودان و جاهلان و گمراهان و دشمنان قیاس به نفس کرده و حرف مرا باور نکردند و انکار کردند لذا وقتی شروع به نوشتن کردم، برای اثبات سخنم «تفسیر تفصیلی سوره حمد را نوشتم».

چاپ کتاب:
تفسیر کبیر مجموعا شامل 32 جزء است ولی تعداد مجلدات آن در چاپهای گوناگون، مختلف است. نسخه های خطی متعددی از این تفسیر در دست است. پژوهش های زیادی نیز درباره این تفسیر شده است. دو تلخیص از این تفسیر به نام های «التنویر فی التفسیر فی مختصر التفسیر الکبیر» نوشته محمدبن ابی القاسم ربقی متوفی 709 هـ ق، «الواضح فی تلخیص تفسیر القرآن» نوشته محمد بن محمد نسفی متوفی 687 هـ ق، چاپ شده است.


.:: ::.


موزه بزرگ موزه تاریخ آمل
ن : آم شهر ت : پنجشنبه سوم فروردین 1391 ز : 18:56
http://www.img.adana.ir/2012/02/honarhaye-melli01.jpg

موزه تاریخ آمل مکانی دیدنی برای گردشگران/ بنایی با قدمت هزاره دوم و سوم
آمل - خبرگزاری مهر: موزه تاریخ آمل با جمع آوری اشیای با ارزش تاریخی که قدمت برخی از آنها به هزاره سوم قبل از میلاد مسیح می رسد، به یکی از مراکز دیدنی برای مسافران نوروزی تبدیل شده است.

یه گزارش خبرنگار مهر، موزه تاریخ آمل در سه طبقه و شامل گالری های آثار باستان شناسی، مردم شناسی و اسناد تاریخی مازندران است.

گالری بخش اشیای مردم شناسی موزه آمل نمونه ای از بافته های محلی شامل جاجیم، گلیم، ظروف چوبی، ظروف مسی مانند آفتابه لگن، کاسه، سینی و دهها اثردیگر در این بخش است.
 
دربخش اسناد تاریخی این موزه، گزارشهای ادارات وقت در خصوص زلزله و آتش سوزی آمل مربوط به سال های 1335 و1336 و دست نوشته های شاهان دوره قاجار و مکاتبات اداری دربار قاجار با روسای  حاکمان این شهرستان به چشم می خورد.
 
قدیمی ترین دست نوشته های اسناد تاریخی موزه صورت اسامی علما در آمل در سال 1286هجری قمری است.
 
 
اما دربخش باستان شناسی که این بخش را از دیگر قسمت های موزه متمایز کرده وجود اشیای با ارزش تاریخی است که قدمت تعدادی از این آثار به بیش از سه هزار سال قبل از میلاد مسیح می رسد.
 
بخش باستان شناسی موزه تاریخ آمل آثاری همچون سفال، فلز، سنگ و شیشه که به جای مانده از دوران پیش از تاریخ تا زمان قاجار درمحدوده شمال کشورو معرفی اشیای سفالینه از سایر استانهای کشور و فرهنگ های تاثیرگذار و تاثیر پذیرمنطقه شمال کشور بوده چشم هر بیننه ای را به خود مجذوب می کند.
 
درموزه آمل یکی از بخش های جالب توجه که بازدیدکنندگان و محققان تاریخی را برای دقایقی بیشتر کنار خود نگه می دارد، ویترین های سکه ها است.
 
موزه تارخ آمل از وجود سکه ها که تاریخ مصوری از خط، آداب و رسوم کهن، آرایش صورت و نوع پوشش شاهان را نشان می دهد، بی بهره نمانده و سکه های مربوط به دوره های هخامنشی، اسکندر، سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان ودوره های اسلامی تا قاجار را در خود جای داده است.
 
 
آثار به دست آمده از کاوش های علمی باستان شناسان آملی در سال 1388 در محوطه باستانی قلعه کش آمل که مربوط به دوره مفرغ و آهن  بوده در موزه تاریخ آمل به نمایش گذاشته شده است.
 
موزه تاریخ آمل در خیابان امام رض(ع) و در وسط دوپل معلق و12چشمه که از آثارهای با ارزش تاریخی این شهرستان محسوب می شود، قراردارد.
 
این ساختمان درسال 1315 به عنوان اداره مالیه آمل بنا شده و سال 1387 با کاربری فرهنگی در اختیار اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری مازندران قرار گرفته وپس از مرمت واحیا بهمن ماه سال گذشته افتتاح شد.


برچسب ها : موزه تاریخ آمل, موزه آمل
.:: ::.


علامه کبیر شیخ العلم حسن زاده آملی در کلام دیگران
ن : آم شهر ت : پنجشنبه سوم فروردین 1391 ز : 13:45

حضرت آیت الله خامنه ای

استادی كسی همچون حضرت آقای حسن زاده آملی دامت معالیه كه میان مراتب عالیه ی علمی و مقامات و فتوحات معنوی و روحی جمع كرده اند برای هر موسسه ی علمی و دانشگاه و حوزه ای مغتنم و موجب افتخار است .

آیت الله علامه طباطبایی

حضرت علامه طباطبایی(رضوان الله تعالی علیه): آقای حسن زاده را کسی نشناخت جز امام زمان(عج) و راهی را که او در پیش دارد، خاک آن توتیای چشم طباطبایی است

آیت الله بهاء الدینی(ره)

افرادی که از نظر علمی پشتکار دارند،توانسته اند از حوزه خوب استفاده کنند و در کنار آن به خودسازی و تهذیب نفس رسیده اند .خدمت اینان ارزش دارد و امید اسلام هستند .بنده زمانی بود که به خاطر مسائلی که پیش آمد،از حوزه و طلاب ناامید شدم و لیکن چشمم که به آقای حسن زاده آملی افتاد به کلّی از نظر خود برگشتم و امیدوار شدم .

آیت الله جوادی آملی

آیت الله جوادی آملی در سومین گردهمایی اساتید علوم عقلی و تجلیل از مقام علمی علامه حسن زاده آملی در مجمع عالی حکمت اسلامی گفت: آیت الله حسن زاده آملی از بزرگان حکمت و معرفت هستند و همه ما از ایشان بهره های فراوانی برده ایم و بیان ایشان و آثارشان برای همه ما نافع است.

ایشان ابراز داشتند : امیدوارم عمر پربرکت حضرت آیت الله حسن زاده آملی طولانی تر باشد و همه علما و طلاب از آثار ایشان استفاده کنند. شخصیت حضرت آیت الله حسن زاده آملی ستودنی است چرا که کمتر کسی به این گونه توفیقاتی که ایشان به آن ها دسترسی پیدا کرده اند دست می یابد.

وقتی که حضرت آیت الله حسن زاده آملی معالم می خواندند و شرح فصوص الحکم را می نگاشتند در حجره مشترکی زندگی می کردیم ،شرح کتاب فصوص بسیار علمی است و از خصوصیات استاد حسن زاده آملی این است که ایشان کتاب خانه های فراوانی داشتند و گنجینه عظیمی از کتاب را داشتند. داشتن استاد و شاگرد خوب و هم حجره خوب از توفقیات خاصه الهی است که حضرت آیت الله حسن زاده آملی از این برکات فراوان بهره برده اند.

آیت الله جوادی آملی ابرازداشت: کتاب خانه های خوبی نصیب استاد حسن زاده آملی می شد و ایشان آن قدر کتاب شناس بودند و می فرمودند هنگامی که چشم خود را می بندم هرکتابی را که بیاورید بر روی آن دست می کشم و عنوان آن را می گویم.

وی اضافه کرد: حضرت آیت الله حسن زاده آملی انسان خود ساخته ای هستند و امیدواریم که خداوند ایشان را برای همه ما نگاه دارد تا از تعلیمات و آثار قلمی ایشان استفاده کنیم

دکتر غلامعلی حدّاد عادل

آیت الله حسن زادة آملی یک فقیه،فیلسوف،عارف،مدرّس کتابهای عرفانی اصیل،ریاضیدان،آشنا با تاریخ علوم اسلامی خصوصاً محیط بر متون اصیل علوم اسلامی در ریاضیات و نجوم وهمچنین یک ادیب و شاعر هستند .اشعار ایشان و تصحیحی که ایشان از کلیله و دمنه کرده اند،درسهای عرفان ایشان و احاطه بر ریاضیات و نجوم قدیم،کتب فلسفی ایشان مؤیّد این قول است .باید بگوییم آیت الله حسن زادة آملی از چهره های نمونه ای هستند که به ندرت در جامعة ما به ظهور می رسند.

حضرت علامه شعرانی(ره)

. . . مولانا الأجل الموفق نجم الدین و نور الصبایه و مصباح العلم و شمس الهدایه شیخ حسن آملی معروف به حسن زاده . . .«...همانا از جمله کسانی که هر دو غایت را برای خود محقق کرده ،شایستگی اتّصاف به حیازت هر دو منقبت دارد مولانا الأجل الموفق نجم الدین و نور الصبایه و مصباح العلم و شمس الهدایه شیخ حسن آملی،معروف به حسن زاده است .او که خدای موفّقش بدارد،بخشی از عمر خویش را در تحصیل کمالات نفسانی و فضائل نفسانی صرف کرد.بیست سال بلکه بیشتر،او را آزمودم و امتحان نمودم .در این مدت در او چیزی جز جدّ و اجتهاد ندیدم که موجب شین و مؤاخذه گردد .از علوم دین همة آن چیزهایی را که علمای دین واجب است بدانند گردآورده است .او را باری ندیدم که از یادگیری علم واجبی تأنّف ورزد،اگر چه جاهلان از آن علم کراهت داشتند،و نیز او را ندیدم که به جهل و نادانی افتخار کند،یا تقرّباً الی العوام خود را به نادانی بزند،همانطور که گاهی از غیر او مشاهده می کنیم .به این سبب است که او در علم قرآن،لفظ و معنایش،باطن و ظاهرش،قرائت و کتابتش و دیگر امور متعلّق به آن بر اقران خویش فائق و در تتبّع احادیث و علوم ادبی مورد نیاز در آن بر غیر خویش برتر گشته است .کلمات را به نحوی شگفت آور و به طرزی که بیشتر مردم از آن ناتوانند،اعراب گذاری نموده است .او در علوم نجوم و ریاضیّات وابسته به آن دستی بلند دارد و در استخراج هلال و کسوفین دارای مهارت است.....او در علوم شرعیّة عقلیّه و نقلیّه سوارکار ماهر میدان مسابقه است .من او را بر استنباط فروع از اصول،توانا دیده ام و به او اجازه داده ام روایاتی که نقل آن برای من صحیح است،از من روایت نماید و در خواستم این است که مرا از دعا فراموش نفرماید»

دکتر محمد جواد لاریجانی

مشی علمی استاد عالی مقام ما (علامه حسن زاده آملی) در این زمینه الگوی بی نظیر است .در سالهای 45 و 46 در قم،خدمت ایشان توفیق تلمّذ در برخی فنون ریاضی و متون قدیمی داشتم ....گوهر وجودی آن بزرگوار در علمیّت ایشان خلاصه نمی شود،بلکه عمدتاً فراتر از آن است برای آنانکه قصد«آدم شدن» کرده اند .این وجود مبارک،مرشدی راهگشا،قطبی قویم و راهنمایی راهپیموده است که در این باره سکوت برای منی ارجح است...

آیت الله حجت هاشمی خراسانی (از اساتید برجسته حوزه مشهد)

فلاطون عصــــر است و بقراط دهر چو او تو نیابی به نظــــم و نسـق
دو صــد بوعـــلی هست شاگرد او چو او تو نیابـــی به كلّ فِــــرَق
چو اسرار و صــدرا خبیر و بصــیر چو موسی (ع) عصا می زند فانفَلَق

حجت الإسلام دکتر شیخ الإسلامی

کسانی که دنبال به معرفت و اجراء فرامین الهی هستند و رابطة خود را با خدا خوب می کنند،ارادة الهی در مورد آنها بر این تعلّق می گیرد که هم از معارف عالی الهی و شهودی بهره ببرند و هم از دانشهای زمان،حدّ اعلای استفاده را بنمایند و ما امروز از شخصیّتی (علامه حسن زاده آملی) تجلیل می کنیم که معنویّتهای وی موجب شده که جامعیت در چهرة ایشان و زندگی علمی او به بهترین صورت متبلور شود و معنای عالم ربّانی و عارف الهی همین است و شخصیّت وی نتیجة هماهنگی بین تعلیم و تربیت است .


برچسب ها : حسن زاده آملی, علم, عرفان
.:: ::.


<< مطالب جدیدتر .............. مطالب قدیمی‌تر >>
 

Powered By blogfa.com Copyright © by amolshahr
This Themplate  By Theme-Designer.Com